⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر ( بخش 77 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

یکی از پارامترهای بسیار مهم در درمان اعتیاد ، خواب یا رسیدن به مرحله ای که بتوانیم خواب واقعی و درستی داشته باشیم که این موضوع نیز برای داشتن انرژی و بازسازی سلولها بسیار مهم است که بهترین و نزدیکترین راه برای رسیدن به خواب خوب داشتن سفری منظم و جهان بینی است ، چون خواب به نوعی که یک رفتار است و برای بهتر شدن روان و یا رفتار خوب در خواب ، جسم و جهان بینی در خواب بسیار مهم است.

· در کنگره به مسئله حس بین راهنما و رهجو بسیار اهمیت و توجه میشود و از همان ابتدا تأکید میشود با حس خودمان راهنما انتخاب کنیم و نه به پیشنهاد و معرفی و انتخاب دوستان.

· انسان هر چه که هست و یا در هر وضعیتی که قرار دارد و هرگونه رفتاری که دارد به دلیل و براساس مراتب نفس اوست.


· ما در هرجایگاهی که قرار داریم ، رفتار ما تعیین کننده جایگاه بعدی ماست ، اگر به نیکی با دیگران رفتار کنیم یعنی اینکه لایق جایگاه بالاتری هستیم و اگر با نامهربانی رفتار کنیم یعنی اینکه ظرفیت از این بالاتر را نداریم و یا اینکه این جایگاه برازنده من نیست و باید جایگاه پایین تری را تجربه کنم و هنوز قد و اندازه این جایگاه نشده ام .

· جایگاهها در اصل امتحان است که اگر نمره قبولی بگیرم به کلاس بالاتر صعود می کنیم و اگر نمره قبولی نداشته باشیم مردود می شویم ، شاید تصور کنیم جایگاه را خود می توانیم به خودمان بدهیم ولی اینطور نیست ، جایگاهها را همیشه دیگران به ما می دهند و یا می گیرند، پس بهتر است هر جایگاهی که به ما می دهند با دیگران درست برخورد کنیم که در این صورت جایگاه بالاتری داده می شود و اگر درست برخورد نکنیم جایگاه داده شده را پس خواهند گرفت ، چون خودم لیاقت خود را با رفتار ثابت می کنیم.

· در کنگره نه گردن کلفتی داریم و نه زورگویی و نه تحقیر و نه تجسس در کار دیگران ، اگر کسی برخلاف مصلحت جمع رفتار می کند یا به نحوی رفتار می کند که مثل بریدن ستون است باید به مسئولین اطلاع دهیم ، چون ستون نگهدارنده سقف است .

· هرکس در هرجایگاهی که هست و یا هرچه جایگاه بالاتر می رود باید به شناخت و معرفت بیشتری برسیم تا بتوانیم کلمه و کلام درست را انتخاب کنیم و به همین دلیل آموزش در کنگره پایانی ندارد.

· به کنگره باید اهمیت بدهیم، شاید هنوز از اهمیت کنگره ذره ای درک نکرده باشم ، پس هرکس به اندازه ای که کنگره را درک کرده است به کنگره ارزش و بها می گذارد ، نه اینکه صرفاً به فکر خودش باشد و همیشه متوجه باشیم که اگر کنگره نبود معلوم نبود هریک از ما کارمان به کجا کشیده بود.



تایپ مسافر مصطفی



مسافر منصور
مورخ ۹۷/۸/۲۲





تولد هفتمین سال رهایی و آزاد مردی

 

نوع مطلب :مراسم(تولد،جشن و......) ،

نوشته شده توسط:احمد

                                                 استادی باشد
برای شعله های آتش که می خواهند سوار بر نور بشوند
و از خاکستر شدن گریزانند...





... گوشه ای از فعایت ها در شعبه خمین ...


   ... حضور در جایگاه مرزبانی بهمراه همسفر محترم ...


... افتخار خدمت در جایگاه مقدس کمک راهنمایی ...






... حضور همسفر محترم در جایگاه مقدس کمک راهنمایی ...


...



... اعطای شال ایجنتی و خدمتی دیگر در مسیر ...






""ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست             که به کام دل ما آن بشد و این آمد""







درواره ورود به رحمت خداوند ،قلب انسانها و کل هستی می باشد ...



با آرزوی بهترین ها خدمت استاد محترم آقای منصور و خانواده محترمشان ، امید که در ادامه سفر موفقت روزافزون برای ایشان حاصل شود ...
بااحترام
مورخ ۹۷/۸/۹





ره توشه سفر ( بخش 76 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               رهجویی که برنامه دارد ولی میزان مصرفش را تغییر می دهد و یا اینکه به غیر از داروی خود از مواد دیگری هم استفاده می کند ، اگر آن شخص شهامت داشته باشد و به گناهش اعتراف کند امیدی به خوب شدنش وجود دارد ولی کسی که حاشا می کند هیچ امیدی به بهبودی او نیست ، کسی که شهامت گفتنش را دارد شهامت خوب شدنش را نیز دارد و به عبارتی گناهکاری که هیچوقت به رستگاری نمی رسد گناهکار پنهان است.

 وقتی دانش نفس تغییر کند از طریق صور پنهان کارها خود به خود انجام می شود مانند رانندگی کردن که ما خود به خود دنده عوض می کنیم و خود به خود ترمز گرفته می شود ، پس بدانید اگر یک چیزی یاد بگیرید در دوره های بعد هم دارید و اگر یک چیزی را خراب کنید در دوره های بعد هم مهمانتان است.

باید دانست که تعادل در محبت ، از خود محبت مهم تر است که اگر از تعادل خارج شود تبدیل به ضد خودش می شود.

در شروع سفر ممکن است آنچه در مورد رهایی به یک سفر اولی گفته می شود ، می شنود ولی نمی تواند آن را باور و یا درک کند که این موضوع در ادامه و یا انجام درست چند پله ، شک و تردید او آرام آرام تبدیل به باور و یقین و در نهایت پس از رهایی و گذشت چند روز باور او نیز تبدیل به ایمان می شود.

چه علتی دارد که شما مشتاق حضور در کنگره هستید ، دلیلش این است که دقیقاً در خط درست قرار دارید و راه را پیدا کرده اید و کنگره را درک کرده اید و اصلاً هدفتان ترک اعتیاد نبوده است بلکه با درک روش کنگره اعتیاد را برای همیشه فراموش کرده اید.

اگر کنگره را درک کنیم اعتیاد خود به خود می رود و دلیل حضورمان در کنگره را بر مبنای اعتیاد نگذاشته ایم ، بلکه حضور پیدا می کنیم جهت آموزش تا اعتیاد را برای همیشه فراموش کنیم.

اعتیاد مهمان ناآگاهی است ، اما هنگامی که آگاهی بیاید اعتیاد خود به خود می رود و اصلاً نیازی به جنگیدن نیست ، وقتی انسان و مواد مخدر را بشناسیم ، اعتیاد خود به خود از بین می رود.

رهجو اگر طبق برنامه عمل کند دیگر مصرف کننده نیست ، زیرا در این حالت به مواد مخدر فرمان می رهد ، اما اگر طبق برنامه نباشد پس مواد مخدر به او فرمان می دهد و هنوز تسلیم مواد مخدر است زیرا اعتیاد به عناوین مختلف او را محک می زند و خارج شدن از برنامه یعنی هنوز برده است ، اما زمانی که قیدش را بزند آزاد و رها می شود.

هدف و انگیزه کنگره 60 از حضور مسافر و همسفر در کنار یکدیگر ، هم حس شدن و هم زبان و همدل شدن است که به تفاهم و آرامش و انسجام و همبستگی در خانواده می انجامد ، چون خانواده مهم ترین و سرنوشت ساز ترین ساختار جامعه است و تعیین کننده شخصیت و نوع رفتار کلی جامعه و بطور کلی تشکیل جامعه نتیجه یا حاصل چگونگی خانواده است.

درست زندگی کردن هنر است و هنرمند کسی است که می تواند با در نظر گرفتن همه جوانب زندگی کند ، مثل رانندگی که باید به هر شش جهت هوشیار باشیم... .


تایپ مسافر مصطفی




مسافر منصور
مورخ ۹۷/۸/۵



ره توشه سفر ( بخش 75 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               مرحله آموزش و آموزش گرفتن در هر کسی به اندازه ای شروع شده است که اهلی شده است.
اهلی شدن همان فرمانبرداری است که مهم ترین قدم برای رسیدن به فرماندهی است.تفاوت فرمانده و فرمانبر فقط در سطح آموزش است و هر کسی به اندازه ای فرمانده واقعی است که فرمانبری کرده و یا اینکه آموزش گرفته است.

مفهوم اصلی و اساسی آموزش گرفتن اهلی شدن و یا اهلی بودن است.

آموزشهای کنگره به جهت درست زندگی کردن است و هر کس آموزشها را بهتر بگیرد می تواند بهتر و سالمتر زندگی خود را برنامه ریزی کند.

                آموزشهای کنگره تضمین کننده امنیت و آرامش است چون اولین شرط آموزش وجود محیط آرام و خارج از هر گونه تنش است و اگر خوب دقت کنیم کسانی که خوب آموزش گرفته اند در اصل آرامتر و با وقارتر و بطور کلی اهلی تر شده اند.

ارزش هر انسان به اندازه ای است که اهلی و انسان تر شده است و یا اینکه هر چه اهلی تر می شویم در اصل از نفس اماره دورتر شده ایم.


استفاده از نشریات مهم ترین و سالمترین منبع تغذیه در کنگره است و جهت حرکت از نفس اماره به نفس لوامه و ... که به وسیله آن تغییر و تبدیل و ترخیص در ما صورت می گیرد.

در قسمت درمان با گوش کردن و نوشتن سی دی ها خرجتان و یا هزینه هایتان پایین می آید ، با پایین آمدن خرج ، دارو به شما جواب می دهد ولی وقتی جواب نمی دهد یعنی اینکه در زمینه تفکرات خرجتان بالاست ، فضولی ، قضاوت ، تجسس خرجم را بالا می برد ، در این سی دی ها یاد می گیرم انرژیم را حرام نکنم.

وقتی به فکر خودم باشم و قضاوتم روی کارهای خودم باشد آنوقت مصرف با خرج و هزینه بالا نمی رود ولی وقتی قضاوت روی این و آن است خرجم زیاد می شود و یا مسائل ضد ارزشی مانند دروغ گفتن و سرزنش کردن و...

رنج و جهل انسان همیشه با هم برابر است و اگر بخواهیم از رنج خلاص شویم و در صلح و آرامش زندگی کنیم باید از جهل خود بکاهیم. با وارد کردن دانایی به درون خود ، جهل خارج می شود.

اعتیاد و مصرف مواد مخدر و یا انجام هر ضد ارزشی ، از ذره شروع می شود و وسعت ، رشد و بزرگ شدن آن برابر با بزرگی جهل انسان است و به محض رسیدن به مرز دانایی ، رشد و پیشرفت ضد ارزشها متوقف می شود و این مرحله ای است که انسان متوجه و آگاه به اعتیاد و یا بیماری و یا بدی خود می گردد و این زمان شروع مرحله درمان و یا زمانی است که بیمار تغییر گروه و یا جایگاه می دهد و در گروه معتادان خواهان رهایی قرار می گیرد و تا قبل از رسیدن و ورود به این مرحله تقریباً هیچ کس نمی تواند برای بیمار کاری و کمکی انجام دهد.



تایپ مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۹۷/۷/۲۷


ره توشه سفر ( بخش 74 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


                 بزرگترین وظیفه زهجو این است که به دنبال کسب دانایی باشد.

وظیفه زمانی تحقق می یابد که مسئولیت پذیری در میان باشد ، اگر بپذیریم که درمان را انجام دهیم آنگاه وظایفی بر ما واجب می گردد.
برای مصون ماندن از ناآگاهیها ، تنها راهی که دارید این است که پیوسته و پیوسته در حال آموزش دیدن باشید.


در کنگره قبله را نباید گم کنیم ، ما تابع قانون و اصولیم و هیچ اختلالی نمی تواند این اصول را کنار بزند.

ما همه را بصورت یکسان آموزش می دهیم ، هیچکس را هم جدا نمی کنیم ، کسانیکه نمی خواهند آموزش ببینند خودشان جدا خواهند شد.

وقتی راهنما می گوید که وادیها را بخوانید و بنویسید در حقیقت این اصلی ترین روش جهت توانا شدن تفکر است.

مشارکت کردن ، پرسش کردن ، سی دی گوش کردن و نوشتن و ... اینهای همه ابزار بالا بردن ظرفیت تفکرند.

سیستم ایکس یعنی تمام فلسفه وجودی کنگره ، عصاره صورت مسئله اعتیاد و روش درمانی DST ، بانضمام تمام دانش جهان بینی.

نیروهای باز دارنده نقش چوب لای چرخ را دارند مثلاً برای مشارکت کردن مانع شما خواهند شد ، قیاس کردن بیشترین عامل عدم مشارکت شما خواهد بود.

در خصوص دستور جلسه از تجربیات و درون خود باید صحبت کنیم ، قرار نیست همه مثل هم در یک سطح صحبت کنند. این امر نیازمند تمرین است و بهترین جایش در لژیون است و باید صحبت کنید.

تدارک و برنامه ریزی پیش از انجام هر کاری مهم و ضروری است. این موضوع یک پیام در درون آن نهفته است و آن درست انجام دادن هر کاری است. وقتی یک کاری را نتوانم به درستی انجام دهم کل مجموعه فعالیتهای خود را به درستی انجام نخواهد داد.

حرکت ما ، نوع رفتار ما ، گفتار و اندیشه ما بسته به این است که چه اندازه نسبت به موضوعی به تشخیص رسیده ایم و این شناخت نیز کار عقل می باشد. هر چه عقل رو به تکامل باشد تشخیص قوی تر است.

اگر کسی با پله کم کردن مشکل دارد ، به دنبال مسائل مربوط به دارو برای حل مشکلش نگردد ، وقتی تفکرات غلط است ، وقتی در رفتار و کردار و زبان تغییر رویه نداده ای ، وقتی هنوز نگرش و نگاه قدیم است معلوم است که پله کم کردن برایش دشوار می شود. آقای مهندس دژاکام راجع به این قضیه فرموده اند: ما ندیده ایم که آدمی از قطع مواد بمیرد پس پشت صحنه خراب است که پله کم کردن را دشوار می کند کاری که راهنما در لژیون انجام می دهد درست کردن آن پشت صحنه است ، یعنی تفکر و نگرش و نگاه شما را به مسائل درست می کند تا شما بتوانید حریف شوید.



تایپ : مسافر مصطفی



مسافر منصور
مورخ ۹۷/۷/۱۱



ره توشه سفر ( بخش 73 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،

نوشته شده توسط:احمد

               باید دانست خواندن ، نوشتن ، اندیشیدن و آموزش گرفتن تحت تأثیر القای جمع در لژیون ، حضور در جلسات عمومی ، تحت فرمان راهنما بودن ، رعایت نظم در زمان حضور در کنگره و انجام مسئولیتها از وظایف رهجو برای رسیدن به نقطه پایان می باشد.
در کنگره اصراری به ترک مواد و یا حضور در جلسات وجود ندارد بلکه اگر مکرراً این امر را یادآوری می کنند به این دلیل است که راه رهایی از مواد و آموزشهای جهان بینی در اختیار رهجو قرار داده می شود، حال این رهجو است که مختار به انتخاب راه درست یا نادرست می باشد.
بنا به فرموده آقای مهندس دژاکارم ( بنیان گذار کنگره 60 ) تغییر در تفکر و اندیشه باید به اندازه ای باشد که شخصیت قبلی انسان نابود گردد. برای مثال برای تبدیل خانه ای کلنگی به یک ساختمان نو ، خانه می بایست بطور کلی تخریب شده و مجدداً از نو پایه ریزی و بنا شود.

              
               برای رسیدن به خواب آرام ، باید تعادل و فیزیولوژیکی خواب رعایت شود، مانند زمان خواب ، خوراک و بطورکلی رعایت اصول درست خوابیدن.
زمان خوابیدن در انسانها متفاوت است، در برخی افراد ممکن است، پنج ساعت خواب کفایت کرده و برخی دیگر خواب کمتر از هشت ساعت تعادل در جسمشان را برهم می زند ، ...... بیدارشدن در ساعات اولیه صبح به واسطه نور و ترشح برخی از هورمونها ، سطح انرژی در بدن را بالا می برد. نظم خواب هرگز از شب درست نخواهد شد، بلکه با بیداری صبح خواب را می توان به نظم رساند.
به نظم رسیدن در خوابیدن و بیدارشدن، از اهمیت بسیاری برخوردار است. اگر بتوان زمان خواب را از ساعت 10 شب تا ساعت 5 صبح تنظیم کرد، بهترین نتیجه در تعادل خواب حاصل خواهد شد.

               جهان بینی نوع نگرش انسان نسبت به اتفاقات ، افراد مختلف و اعمال آنها به پیرامون زندگی است. در اصل ، جهان بینی در کنگره 60 دانش شناخت اعتیاد است. منظور از دانش شناخت اعتیاد، شناخت صورت مسئله اعتیاد، روش درمان ، شناخت انسان و پیوند آن با یکدیگر است. آقای مهندس شاه کلیدهای بسیاری به ما معرفی کرده اند، یکی از حیرت انگیزترین آنها این است که فرموده اند: تعریف ما از آخرِ خط برای مصرف کننده کجاست ؟ روشن شدن نقطه تفکر

                آخر خط به تهِ جوب و کارتن خوابی و طلاق و بی آبرویی نیست، بلکه تهِ خط آنجایی است که انسان تازه می فهمد که کجای کار است ، چون از لحاظ فلسفی هم تهِ خط جایی است که شما خط دیگری را آغاز می نمایید. کسیکه هنوز در تفکرش تغییری رخ نداده است هنوز به ته خط نرسیده است، بلکه در مسیر ته خط است. پس اگر ما امروز ذره ای چشممان باز شده و گوشمان می شنود ، این نهایت بخشندگی و لطف خداوند است. انضباط برای رهجو مانند شلیک یک گلوله است که که عاقبت به هدف خواهد خورد. در انجام فرامین، در همراهی با ساختار کنگره ، در پذیرش فرمان راهنما و حرمت کنگره ، هرچقدر دقیق تر و منضبط تر عمل کنید، باروبَر و ثمره اش را خواهید گرفت...


تایپ : مسافر مصطفی




مسافر منصور
مورخ ۹۷/۶/۲۸



ره توشه سفر ( بخش 72 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               اندکی از مسافرین سفر اول با وجود اینکه سفر خود را به اتمام می رسانند مشاهده گردیده پس از مدتی مجبورند مجدداً سفر نمایند. زیرا در این افراد شاید مسئله فنی (تیپر دارو) و سپری کردن دوره درمان اتفاق افتاده باشد ولی تعادل در اعمال و رفتارشان بوجود نیامده است. بدین خاطر است که می گوییم تعادل بالاتر از درمان است. در کنگره به مقوله فهمیدن و درک کردن تأکید بسیار شده است ، اگر فهم و درک کامل در مسئله ای بوجود نیاید در آن راستا ، عمل سالم و صحیح نیز اتفاق نمی افتد ، یعنی باید نوع نگرش و بینش فرد درست شود ، به عنوان مثال گفته میشود بویژه در سفر اول ، اهمیت خواب و تنظیم آن بسیار حائز اهمیت است. فرد تا هنگامیکه این مطلب را به طور کامل فهم و درک نکند باز همانطور که دوست دارد عمل می کند ، نکته مهمی که باعث می شود چرخه فهم و درک کامل شود ، تکرار و تمرین است.


               ما باید به انرژی و کنترل صحیح آن توجه خاصی داشته باشیم و بدانیم انرژیمان را کجا و چگونه و به چه میزان بهره برداری نماییم. به تعادل رسیدن در هر مقوله ای کار آسانی نیست. البته از تعادل به سمت بی تعادلی رفتن نیز به مراتب دشوار است. کسی که ساعت خوابش تنظیم و مناسب است به سختی میتواند ساعت خواب خود را از حالت تنظیم به بی نظمی سوق دهد. مهمترین کار در تعادل نسبی به سر بردن ، مراقبت و مواظبت از آن است. افرادی که به درستی به درمان رسیده و متعادل می شوند دیگر با مواد ، حسابشان تسویه می شود. مثلاً اگر این افراد به محلی رفته و ببینند که گروهی مشغول مصرف مواد هستند بدون اینکه درونشان جنگ و آشوبی به راه بیفتد ، هیچ گونه حسی به مواد ندارند چون می دانند آن ماده چیست و در صورت مصرف چه کاری با آنها میکند و چه بلایی بر سر آنها می آورد. این حالت دو دلیل دارد : اول اینکه جسم و سیستم بیوشیمی ترمیم و بازسازی شده و دوم اصلاح بینش و آگاهی (فرق نگاه) عدم اصلاح هر یک از اینها در هر شرایطی فرد را از درون به جنگ کشانده ، که این آشوب و جنگ درونی عاقبتی به غیر از تباهی نخواهد داشت.

               ما در طی سفر اول مثل راننده ای هستیم که از یک گذرگاه پر خطر عبور می کند ، این شرایط می طلبد که ما تمام هوش و حواس و دقت خود را جمع کنیم تا به سلامت از این گذرگاه پرپیچ و خم عبور کنیم. به سلامت عبور کردن از این مسیر ، نه یک عمر ، بلکه عمرهای ما را بیمه میکند. در اینجا حسهای ما بسیار خوب و کامل عمل می کند ، باید به حسهایمان اعتماد کرده ، احترام بگذاریم. برعکس مصرف مواد که حسهای ما را کور و بسته و در غل و زنجیر اسیر می کند. رعایت در تعادل به کار گیری از حسهایمان ضامن استحکام ریشه ها و تقویت قوای جسمانی ما می باشد. به فرموده بزرگی ، ما برای دو هدف پا به این حیات نهاده ایم ، آموزش و خدمت که نتیجه این دو آرامش فکر و اندیشه است ... .

محبت سرچشمه آرامش و حال خوش است. محبتی که بین افراد کنگره جاریست ، بسیار نادر و کمیاب بوده که باید در پی حفظ و نگهداری آن باشیم.


تایپ مسافر مصطفی



مسافر منصور
مورخ ۹۷/۶/۱۹



ره توشه سفر ( بخش 71 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


                  باید دانست به هر علم و دانش و پختگی ای رسیدن ، وقت و زمانی دارد که اگر بخواهیم زودتر به آن برسیم قطعاً به مشکل خواهیم خورد.

                 دری که خداوند بر روی ما جماعت مصرف کننده باز کرد مانند این بود که کوری را بینا کنند. من کوری بودم که ظاهراً چشمم باز بود اما خیلی چیزها را نمی دیدم. کوری که بینا می گردد دیگر نباید از خوشحالی روی زمین بند باشد و باید هر لحظه شکر گذار باشد.

                هر وقت سختی و ناملایماتی سراغمان می آید پیش خود بگوییم که پشت من به کوهی گرم است به نام کنگره ، تحمل کنیم و آن مشکل را رَد کنیم. کنگره یک منبع انرژی عظیم است. مانند این که بخواهید به دل شیر بروید و بدانید که کسی نگهبان شماست. ما در کنگره صاحب و نگهبانی داریم. اگر نگهبانی خداوند با ما نباشد ، موی سرمان را هم باد خواهد برد.


               کسی باید نگران باشد که بی کس و یاور است. ما بی کس نیستیم. بی کسی و نداشتن پشتوانه و نداشتن استاد ، دردناک و وحشت آور است و ما که داریم خیلی برایمان بد است که بهره و استفاده نبریم. ما کسی را داریم که درست و غلط را به ما می گوید و نمی گذارد ما در چاه فرو رویم ، اگر بدترین مشکلات هم سراغ ما بیایند باید به رویشان لبخند بزنیم. باید به این نقطه تفکر برسیم که مشکلات لعنت خداوند نیست ، بلکه رحمت خداوند می باشد.

               فاصله ندانی تا بدانی ، فاصله فقر تا ثروت است. کسی که فقیر است باید سالها زحمت و مرارت بکشد تا به ثروت برسد. پس چگونه میخواهد در مقوله دانایی یک شبه به دانایی برسد و این همان جایی است که مهندس می فرماید: من متحیرم که چرا مردم فکر می کنند کسب دانایی بدون هزینه ممکن است.

               ما در کنگره بدنبال آدم شدن هستیم ، میگوید ((جمعیت احیای انسانی)) نگفته است ((جمعیت احیای جسمانی)) ، هم باید جسم احیا شود و هم باطن ، قوی ترین جسمی که فاقد شعور و معرفت و شناخت باشد چه قیمتی دارد؟

               بزرگترین نعمت برای یک انسان و نهایت عشق خداوند به یک بنده ، این است که استاد برایش مهیا کرده است ، بنده ای را تصور کنید که خدا از مال دنیا بی نیازش کرده ، اما هیچ کسی را ندارد که به او بگوید این درست است و این غلط ، مطمئن باشید که تباه و بدبخت می گردد.

               قدیمی ها می گفتند هرکس بزرگتر ندارد برود و برای خودش بزرگتری بخرد یعنی بزرگتری برای خودش مهیا کند ، انسانی که بزرگتر ندارد مانند قومی است که پیامبر و پیام آور ندارد.

               تمام دانش کنگره در پی نزدیک کردن ما به فرمان عقل است. فرمان عقل ، فرمانی است که خواسته های نامعقول  را کنار میگذارد و به خواسته های معقول بها می دهد. تمام سرنوشت و آیندۀ ما در گرو خواسته های ماست. بسیاری از اوقات هم ، در مسیر آموزش درجه و زاویۀ خواسته های انسان تغییر میکنند ، ما هر چه بیشتر در مسیر آموزش باشیم ، ضمن اینکه خواسته های نامعقول ما کنار می روند خواسته های معقولمان نیز ارتقاء می یابد و میتوانیم بین خواسته های معقولمان اولویت بندی کنیم و خواسته های معقولی که اهمیت بیشتری برایمان دارد را در رأس خواسته هایمان قرار دهیم ... .


تایپ مسافر مصطفی




مسافر منصور
مورخ ۱۳۹۷/۶/۴


ره توشه سفر ( بخش 70 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

                در مسیر کنگره انتهای تمام اعمال ختم به حال خوش ، تعادل ، عشق و محبت است و همین موضوع باعث پیدایش بندهای محکم بین شخص و کنگره می شود.
   در بدن یا جسم انسان ما با سه مولفه و یا موضوع در ارتباط هستیم که در مقوله اعتیاد و درمان آن به صورت متمرکز مورد توجه متخصصین قرار نگرفته است. ما یک بحث متابولیکی در موضوع بدن انسان داریم که به سیستم های مکانیکی بدن انسان مربوط است و دیگر یک بحث فیزیولوژی داریم و یک بحث بیوشیمیایی داریم .

               وقتی فردی ماده مخدری را مصرف می کند ، ماهیت هر سه این سیستم ها را تحت تأثیر قرار می دهد . یک انسان عادی بدنش صاحب یک ساعت بیولوژیک است که وقت و ساعت تمام نیازهای بدنش ، مانند خواب و خوراک آن بدن معلوم و مشخص است ، مصرف مواد این ساعت بیولوژیک بدن را مختل می کند ، وقتی که باید بخوابد بیدار است و ساعتی که ساعت بیداری و شروع فعالیت روزانه است ، می خوابد.


بحث فیزیولوژی ، بحث ارتباط با ناقلهای عصبی یا نوروترانسمیترها است که اثرش را از مواد بیوشیمیایی می گیرد. یعنی شما وقتی ماده مخدری را مصرف می  کنید ، میرود و روی سیستم فیزیولوژی شما اثرش را می گذارد ، مانند ماشینی که سوخت آن بنزین است اما بجای بنزین در باک آن گازوئیل بزنید. انسانی که غذا و هوای سالم به بدنش وارد می کند ، فیزیولوژی اش یک فرمانی به بدن صادر می کند و کسی که مواد مخدر مصرف می کند بخصوص مواد مخدر صنعتی به بدنش وارد می کند ، فرمان دیگری به سیستم فیزیولوژی اش صادر می کند ، چون بحث فیزیولوژی در بدن ما ، ضمن اینکه یک سیستم الکتریکی و مکانیکی است ، یک سیستم شیمیایی نیز هست . جالب اینجاست که ما هیچ داروی صنعتی و شیمیایی که برای بدن هیچ عارضه ای نداشته باشد، پیدا نمی کنیم. حال این مطلب باید برای من آغاز یک نقطه تفکر باشد ، که چرا ما در بحث فیزیولوژی اعتیاد ، تریاک را بعنوان سازنده ترین ماده مطرح می کنیم ؟ چون تریاک یک ماده کاملاً گیاهی است و صنعتی و شیمیایی نیست و بهمین منظور اگر بعنوان دارو استفاده شود ، کمترین عوارض را در پی خواهد داشت .


                باید در نظر داشت که آنچه که تفکر را بی اثر می کند ، حس آلوده و ناپالوده می باشد. به قول آقای مهندس آنچه که شخص مصرف کننده را هرچند ثروتمندتر باشد ، به خاک سیاه می نشاند و حتی از نظر مالی بدهکار می کند ، مخارج تهیه مواد نیست ، بلکه بی تفکری و کج فکری است ، زمانی که همه می فروشند او میخرد و برعکس ، که این نشانه بارز از حس آلوده است و باعث تصمیمات اشتباه می گردد ، به هر تقدیر می توان گفت که برای تربیت و توامندکردن تفکر ما ناگزیر از انجام عمل هستیم مانند آنکه در کنگره می گوئیم که باید در آموزشها دقت کنید ، سی دی ها را گوش دهید ، حضورتان به موقع باشد ، مقاله بنویسید و مشارکت کنید.... که تمام اینها همان انجام عمل هستند... .

 
تایپ مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۹۷/۵/۲۹
                                                                            

                                                                            



ره توشه سفر ( بخش 69 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

                اگر کسی سوال کند که چرا شما این همه به حضور در جلسات و کارگاههای آموزشی و لژیون تأکید میکنید پاسخش چیست ؟ پاسخ اینگونه است : درست شدن  صور پنهان ما که تحت درست شدن صور آشکارمان بدست می آید و ابزار فیزیکی این درست شدن حضور در کارگاههای آموزشی است ، نتیجه اینکه اگر من نتوانم نظم و انضباط را در قالب فیزیکی و جسمانی بیاموزم در ادامه و بعد از انتقال نیز این بهم ریختگی و بی انضباطی با من باقی خواهد ماند ،  پس اگر تأکید می شود که بایستی نهایت بهره را در جهان فیزیکی با اعمالمان بدست بیاوریم برای این است که ناخودآگاه در حال انجام کاری هستیم که بر روی تمام زندگی ها و کالبدهای ما تأثیر خواهد داشت.


               آقای مهندس فرموده اند وقتی که رهجویی می آید و درست سفر می کند و به خط پایان می رسد لذتی که از این اتفاق به راهنما دست می دهد با هیچ لذتی در دنیا قابل مقایسه نیست. راهنما به دنبال این است که رهجویش را در تعادل ببیند. اگر بنا باشد به رهجویش بها بدهد و برایش زحمت بکشد و رهجو سرخط نباشد ، مانند باغبانی است که برای به ثمر رسیدن محصولش یک سال تلاش می کند و بعد محصولش آتش می گیرد ، آن باغبان واقعاً دل شکسته است ، معنای واقعی دل شکستگی این است که از تمام وجودت مایه بگذاری اما چیزی برداشت نکنی ، تمام هدف راهنمایان در کنگره این است که تلاش کنند که یک انسان را به تعادل نزدیک کنند و ببینند که تلاشی که کرده اند ثمر داده است و این لذت نه برای خود راهنما است چون راهنما رهجو را برای کنگره آموزش می دهد و نه برای خودش تا او نیز بتواند در آینده به انسانهای دردمند دیگری کمک کند و برای همین است که کنگره موفق است ، چون هم هدف درست و هم مسیر درست است.

               در جایی دیگر مهندس فرموده اند که صندلی ای که روی آن نشسته اید صاحبی دارد که به آن نیازمند است ، اگر آن را بیهوده اشغال کرده اید قطعاً تاوانش را می دهید ، بحث این است که یک جایی فرد یا باید متوجه باشد که چه کاری را انجام می دهد و یا باید از آن عمل صرفه نظر کند. انسان باید با معرفت یعنی با شناخت و شعور برای خودش روشن کند که واقعاً چه چیزی را می خواهد و یا چه چیز را نمی خواهد. باید خواسته در وجود انسان باشد و وقتی انسان واقعاً خواسته ای داشته باشد با تمام وجودش باید برای رسیدن به آن خواسته تلاش کند.

               به حقیقت من برای چه به کنگره می آیم و به دنبال چه چیزی هستم ؟ من اگر با صرف زمان و انرژی به هدفی که در کنگره دارم نمی رسم باید این روال را متوقف کنم و کارم را تعطیل کنم ، نباید کار به جایی برسد که راهنما مورد بازخواست قرار گیرد ، رهجویی که نه جایگاه را می فهمد ، نه ادب و نظم را ، تلاش بیشتر برای تربیت او آب در هاونگ کوبیدن است. مسافر سفر اول موجودی است که خداوند به او توجه ویژه ای کرده و اگر این را نفهمد که خداوند چه راهی پیش پایش گذاشته فاجعه است و رسم جوانمردی برای ما که تمامی راهها به روی ما بسته بودند این است که اکنون راه نمایان شده است ، این روش و شیوه درمان را پاس بداریم و به آن متعهد باشیم ، اگر اطلاع داریم که درگیر چه بیماری ای بوده ایم حالا باید کمر بسته به دنبال درمان باشیم.


               رهجو اگر در سفر اولش طبق چارت ( اصول و قوانین و متد و روش درمانی کنگره DST ) جلو نیاید اگر به سفر دوم برسد فاقد ارزش است کمااینکه برخی از سفردومی ها را داریم که در کنگره نیستند و حضور ندارند ، اینها رهجو نیستند ، رهجوی کنگره ای یعنی رهجوی خدمتگذار. ما باید چیزی را که کنگره به ما داده آن را پس بدهیم وگرنه بدون شک گریبانمان را خواهد گرفت. وقتی خداوند فرموده است که انسان موجودی است فراموش کار ، این قضیه دو بعد دارد ، یکی اینکه وقتی در قالب فیزیکی قرار می گیرد ماجرای گذشته یادش می رود ، اما بعد مهم تر این است که اصلاً خاصیت انسان این است که فراموشکار است ، اگر نبود یکبار که مطلبی را به ما می گفتند برایمان کافی بود. اگر می خواهیم که جزو فراموشکاران نباشیم یک راه بیشتر ندارد و آن حضور پیوسته و منظم است.

               همانطورکه ما هر روز جسممان به غذا و آب و استراحت نیاز دارد فکرمان هم پیوسته به آموزش و خدمت نیازمند است چون هیچ یک از ما کامل نیستیم. من اگر تفکر ، شعور و شناختم پیوسته در حال یادگیری و آموزش نباشد قطعاً به مشکل خواهم خورد و این موضوع تا آن مرزی است که استاد فرموده است (انسان تعالی یافته به عقب باز نمی گردد) که باید به این نقطه اطمینان برسیم و تا رسیدن به این نقطه پیوسته باید درحال قوی کردن خودم باشم.



تایپ : مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۹۷/۵/۱۲


رهایی لژیون

 

نوع مطلب :رهایی ،

نوشته شده توسط:احمد

                     ((پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن توجه می نمایند. بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمائید و بر زمین و سماء توجه کنید.
 با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد.
آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه با ارزش. هم قوت کافی و هم سایبان هایتان برافراشته خواهد شد.
پس آن کنید که فرمان است.))


مسافر امید     آنتی X : تریاک    مدت سفر اول : ۲۶ماه     روش درمان :DST     داروی درمان OT



مسافر مجتبی      آنتی X:  قرص ، متادون ، هرویین       روش درمان : DST      مدت سفر اول : ۱۱ ماه و ۲ روز






" تا باد چنین بادا "
مورخ ۹۷/۵/۳



ره توشه سفر ( بخش 68 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

        
              
               راهنما برای رهجو ، حکم یک بزرگتر را دارد که وقتی این کودک می ترسد دست او را می گیرد و به او اطمینان می دهد که در کنارش است ، شما وقتی پله کم می کنید راهنما هم با شما پله کم می کند ، اگر خراب کنید حال او هم دگرگون می شود و اگر حالتان خوب باشد حال او هم خوب است ، اگر غیر از این باشد این رابطه اصلاً معنایی ندارد. استاد می گوید : ((همه چیز در عالم با محبت معنا پیدا می کند)) بچه اگر به پدرش اعتماد نکند پس به چه کسی می تواند اعتماد کند؟ البته که راهنما در کنگره جایگاه بالاتر از پدر دارد ، جایگاه راهنما مانند پدری آگاه و دانا است که مأخوذ به آداب محبت صوری نمی شود و می داند که کار درست در رابطه با این فرزند چیست ، به آن حکم می دهد و پای آن نیز می ایستد.


              زمانی که شما وارد کنگره شدید ، مشاوره شدید و راهنما را به عنوان راهنما و اعلم انتخاب کردید باید بدون چون و چرا اطاعت کنید تا شما را به مقصد برساند اما چیزی در درون فرد به او می گوید باید حرف استاد را گوش بدهی ، اما آن ایمان که شما را وادار می کند بدون چون و چرا سخن راهنما را انجام دهی ، ریشه اش در تفکر و عقل است ، در فردی که خودش تعادل ندارد و به تو فرمان می دهد ، تو چه عکس العملی نشان می دهی ، تو به سخن کسی گوش می دهی و اطاعت می کنی که زمانی فرمانبرداری در او وجود داشته ، زمانی که از نظم حرف می زند تو نظم را در او می بینی و تو لاجرم فرمان می بری ، چنانچه استاد در کتاب می گوید : شناخت تجربیات گذشته و پیشین باید ما را به جایی برساند که تجربیات غلط را دیگر تکرار نکنیم.

               راهنما بی مزد و منت و چشمداشت عاشق این است که رهجویش را در مقام انسانی ببیند و هر چه رهجو در این مسیر درست تر حرکت کند ، گویی راهنما در آسمان سیر می کند و بالعکس هر چه از رهجو نارسایی و کوتاهی ببیند دل شکسته می گردد. وقتی محبتی در جهت کسی باشد ، خود آن شخص هم متوجه می گردد که راهنما می خواهد او به سلامت به پایان راهش برسد ، به خاطر خود آن شخص ، چون راهنما چیزی از رهجویش نمی خواهد.

               باید دانست که ما در کنگره یکدیگر را قضاوت نمی کنیم ، پاسخ یکدیگر را نمی دهیم ، راجع به بحث قیاس بارها این موضوع بیان شده که ما ناخودآگاه ، هر لحظه و پیوسته مشغول قیاسیم ، چون کار عقل به عنوان سنگ محک ، قیاس کردن است ، وقتی در جلسه کسی مشارکت می کند ، ممکن است ناخودآگاه هزاران قیاس در ذهن ما بر اثر آن مشارکت شکل بگیرد ، اما هرگز این قیاسها را مطرح نمی کنیم و پاسخ یکدیگر را نمی دهیم ، حرف یکدیگر را قطع نمی کنیم و راجع به یکدیگر قضاوت نمی کنیم ، تنها کسی که در کنگره نسبت به رهجو اجازه قضاوت را دارد ، راهنمای آن رهجو است .


تایپ " مسافر مصطفی"
 



مسافر منصور
مورخ ۹۷/۴/۳۰



ره توشه سفر (بخش ۶۷ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               ما در زمان مصرف ، بازی مان در ناآگاهی بود و مانند شخصی گم شده بودیم ، مانند کودکی که پدر و مادر خود را گم کرده و وحشت تمام وجودش را فرا گرفته است و هنگامی که پدر و مادرش را می بیند ، گویی وارد کشتی نجات شده است. کسی که به کنگره می آید اگر نگاهی غیر از این داشته باشد بهره کامل را نخواهد برد.  

               آدمی که در حال غرق شدن است و دستش به یک کشتی میرسد ، وقتی که وارد کشتی می شود چکار می کند؟ آیا تمام تلاشش را برای حفظ موقعیتش در کشتی انجام می دهد و یا می نشیند و کشتی را سوراخ می کند؟ گاهی رفتارها در طول سفرمان اینگونه است و مصداق شخصی هستیم که بر سر شاخه نشسته و دارد آنرا ارّه می کند.



               بهتر است بدانیم که قضیه گوش دادن به سی دی ها ، مانند فرایند خوردن غذاست ، هنگامی که بدن شما به ویتامین C نیاز دارد ، اگر در غذای شما چند قطره لیمو هم باشد بدن ویتامین مورد نیازتان را با همان چند قطره تأمین می کند ، وقتی شما سی دی را با تمرکز گوش بدهید ، جاهایی که نیاز به تلنگر دارید خود سی دی به شما تلنگر خواهد زد و باید سی دی ها را با نیت تحقیق و فهم گوش کنید و منظور این است که توجه شما به مفاهیم درون این سی دی ها جلب شود ، اگر هم می خواهید مطلبی بنویسید نکات مهم و پرسش هایتان از سی دی ها را بنویسید ، تمامی علم در گرو پرسش کردن است ، اگر سوال و پرسش را از انسان حذف کنند تمام خلقت گویی حذف می شود ، اگر می گویند که سی دی ها را گوش بدهید برای رفع تکلیف نیست ، شما باید برای آمدن سی دی جدید بی تاب باشید و اگر این حس را ندارید ، باید آنرا در درونتان بیابید و روشن کنید چون این حس در همه انسانها وجود دارد و در همه نیز قابل روشن شدن است.

               باید دانست همه چیز در تعادلها معنا پیدا می کند ، ما تا تفکرمان و درونمان به یک تعادل نسبی نرسد نمی توانیم در بیرون به تعادل برسیم. به عبارتی بدون آموختن الفبا هرگز قادر به نوشتن نیستیم ، ما اگر درست و کامل از جهان اعتیاد بیرون نیائیم ، دوباره به آن بر می گردیم تا زمانی که بیرون بیائیم ، در این زمان و جهان فیزیکی و یا در زمان و جهانی دیگر تا از این گذرگاه عبور نکنیم ، از پل صراط رد نخواهیم شد. بنابراین رمز و راز و اسرار اینکه نمی شود ، برای این است که درست عمل نمی شود. مطمئن باشید رهجویی نداریم که سر وقت بیاید ، وظایفش را انجام دهد ، کار ضد ارزشی انجام ندهد و حالش خراب باشد ، اگر رهجویی حالش خراب است مطمئن باشید که یکجای کارش ایراد  دارد. ((بهشت را به بها می دهند نه به بهانه)) شما نمیتوانید گریز بزنید ، سر وقت نیائید ، سی دی گوش ندهید و سایر وظایفتان را انجام ندهید و حالتان هم خوب باشد ، بنابراین اگر من حالم خوب نیست و کم فکرم برای این است که من یا صورت مسئله را نفهمیدم و یا آنرا درست اجرا نمی کنم که هر دوی اینها نیز یک مفهوم را می رسانند... .

تایپ : مسافر مصطفی



مسافر منصور غفاری
مورخ ۱۳۹۷/۴/۱۸




ره توشه سفر ( بخش 66 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               همۀ گِرۀ کار ما در این است که وقتی دستور جلسه ای می آید من چگونه آنرا می بینم ، آیا نزد خود می گویم که بارها راجع به این موضوع حرف زده ایم و دیگر برایم تکراری شده است؟ یا می خواهم بفهمم که واقعاً این دستور جلسه چه نکاتی را مطرح می کند؟ اگر دید من این باشد که بدانم این دستور جلسه چه پیامی داشته ، باقی ماجرا خودش می آید. کسی که می خواهد بداند و دانستن برایش مهم است ، بسیار متفاوت است با کسی که نمی خواهد بداند و قطعاً این دو نفر سرنوشت بسیار متفاوتی خواهند داشت. کسی که نمی خواهد بداند ، هزاران توجیه برای ندانستنش می آورد ، اما هیچ کدام از آنها پاسخ ندانستن او نیستند ، من از خودم می پرسم ، که چقدر می دانم و می فهمم ، خراب کاریهای من حاکی از این است که من چقدر نفهمیده ام.


               رهجو اگر هوشیار نباشد به راحتی اسیر می شود ، من به همان نسبتی که می دانم چقدر نمی دانم ، تلاش می کنم که بدانم و خواسته ام این است که کاملاً هوشیار باشم و بتوانم لااقل در حوزه درمان و مسائل روزمره زندگی پاسخگوی سئوالاتم باشم چون اگر من نتوانم پاسخ پرسشهای زندگیم را بدهم یعنی بلد نیستم که چگونه زندگی کنم ، اینکه کسی بفهمد که پاسخ پرسشهای زندگیش را نمی داند خودش نیمی از راه را طی کرده است ، بنابراین هر چقدر که بگویم چه فرصت طلایی ای در اختیار ماست و ما متوجه آن نیستیم و بهره ای را که باید از آن نمی بریم کم گفته ام. ما در مصدر آموزشی هستیم که بهترین و عمیق ترین نوع تغییر در انسان در این شرایط رخ می دهد ، با این شکل و ساختار آموزشی و با همین شکل و شمایل استاد و شاگردی و من و شما با تجهیزات کامل در صحنه جنگ تن به تن قرار داریم و سرنوشت این جنگ را خودمان تعیین می کنیم.

               تمامی مسافران سفر اول یا دوم ، سرباز میدان جنگ هستند و این سرباز اگر در میان جنگ خوابش ببرد و یا هوشیار نباشد مشمول صدها فاجعه مصیبت بار می گردد. استاد می گوید اگر دیر به ایستگاه برسید اتوبوس را نخواهید دید ، ما نباید طوری باشیم که به زور بخواهند ما را از خواب گران بیدار کنند ، باید هوشیار باشیم و بدانیم که آیا واقعاً میخواهیم به اتوبوس برسیم یا نه؟ اگر هوشیار نباشیم اتوبوس خواهد رفت و ما در خواب می مانیم. هر لحظه زندگی و هر لحظه بودن ما در کنگره ، صاحب اهمیت شگفت انگیزی است که شاید آنرا باور نکنیم ، در این سفری که در پیش گرفته ایم درایت ، فهم ، آگاهی ، علم و دانایی لازم است و در غیر این صورت به نتیجه نمی توان رسید ، اگر قرار است در مسند رهجو و مسافر قرار بگیریم ، اول باید بدانیم برای چه می خواهیم در آن قرار بگیریم ، اما اگر بر این مسند نشستیم باید تمام شرایط و اسباب بزرگی آنرا لحاظ کنیم ... .

                                                                                                                                    
تایپ : مسافر مصطفی




مسافر منصور
مورخ ۹۷/۴/۹


ره توشه سفر ( بخش 65 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               باید دانست که هنر استاد و راهنما ، ساده کردن مفاهیم نیست بلکه قابل فهم کردن آن مفاهیم است و در اینجا نباید ، خواسته فهم کردن مطلب توسط شخص یادگیرنده را نادیده گرفت که بسیار مهم می باشد. کاری که در این میان راهنما می تواند انجام دهد این است که بستری را فراهم کند تا رهجو به بالاترین درجۀ آن خواستۀ فهم کردن برسد. فرض کنید بچه ای بیاید و به پدرش بگوید که من میخواهم خلبان شوم ، خارج از اینکه این خواسته چقدر در آن کودک قوی باشد ، یک پدر چقدر می تواند شرایط را برای رسیدن به این خواسته فراهم کند؟ قاعدتاً باید بگویم خیلی. با آموزش خاص ، یعنی نود و نه درصد تمرکز روی خود شخص است ، خواسته درونی شخص این قابلیت را در او ایجاد می کند که بدون توجه به جهان پیرامونش منحرف نشود و به حد اعلایی به آن خواسته برسد.

               رهجو اگر به درجه ای از عقلانیت و بیداری و آگاهی نرسد وقتی که از درب کنگره بیرون می رود فضای پیرامونش به او آسیب می زند. به همان نسبتی که فرد توجه و تمرکزش بر انجام خواسته های معقول درون گردد ، از تشعشعات و امواج بیرون کم می شود ، پس وقتی می گوییم خواست ، یعنی مجموع تفکرات ، تعقلات ، دانایی و همۀ چیزهای دیگر. بحث در نوع نگاه و نگرش است.


      
        مسافر سفر اول با چه چیزی در کوله اش باید راهی سفر شود که چراغ راه او باشد؟
آن چیزی که مسافر سفر اول باید به آن ایمان داشته باشد ، چراغ راهی به نام راهنما و آموزشهای کنگره است ، هرچند که ممکن است با باورهای او تطابق نداشته باشد ، یعنی بار ندانسته هایمان بسیار سنگین تر از دانسته هایمان است. با این وجود یکسری شاه کلید داریم که می توانیم هر در بسته ای را باز کنیم ، ولی همه گرفتاری ما در ادامۀ این مسیر این است که دستبند و پا بند زیاد داریم ، درون ما باید مانند یک سد مستحکم باشد ، مثل دیواری که نه کسی بتواند از آن بالا برود و نه کسی بتواند آنرا سوراخ بکند ، چون ما باید از هجوم نیروهای منفی به درونمان جلوگیری کنیم ، درون در پیوند با بیرون است ولی نباید اثری از بیرون بگیرد مثلاً اگر فرد به یک انسان راستگو تبدیل شود ، اگر تمام عالم هم دروغ بگویند روی او تاثیری نخواهد داشت ، حالا بحث اصلی این است که ما با درونمان چکار کنیم؟ اینها بحث تزکیه است که این تزکیه در بستر زمان با انجام عمل سالم و با داشتن چراغ راه ، همراه با بالا بردن نقطه تحمل اتفاق می افتد و تمام این اجزاء لازم و ملزوم یکدیگرند ، به عبارتی دیگر تزکیه پرهیز از ضد ارزشهاست و باز به تعبیری دیگر اگر در کنگره با راهنمایت صادق نبودی و خلاف اصول و حرمت کنگره عمل نمودی به این معناست که پرچم پرهیز از ضد ارزشها (تزکیه و پالایش) بر زمین افتاده است ... .

تایپ :مسافر مصطفی



مسافر منصور غفاری
مورخ ۹۷/۳/۲۷


  • تعداد کل صفحات:7 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7