تبلیغات
⚫⚪⚫کوله پشتی

⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر (بخش ۶۷ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               ما در زمان مصرف ، بازی مان در ناآگاهی بود و مانند شخصی گم شده بودیم ، مانند کودکی که پدر و مادر خود را گم کرده و وحشت تمام وجودش را فرا گرفته است و هنگامی که پدر و مادرش را می بیند ، گویی وارد کشتی نجات شده است. کسی که به کنگره می آید اگر نگاهی غیر از این داشته باشد بهره کامل را نخواهد برد.  

               آدمی که در حال غرق شدن است و دستش به یک کشتی میرسد ، وقتی که وارد کشتی می شود چکار می کند؟ آیا تمام تلاشش را برای حفظ موقعیتش در کشتی انجام می دهد و یا می نشیند و کشتی را سوراخ می کند؟ گاهی رفتارها در طول سفرمان اینگونه است و مصداق شخصی هستیم که بر سر شاخه نشسته و دارد آنرا ارّه می کند.



               بهتر است بدانیم که قضیه گوش دادن به سی دی ها ، مانند فرایند خوردن غذاست ، هنگامی که بدن شما به ویتامین C نیاز دارد ، اگر در غذای شما چند قطره لیمو هم باشد بدن ویتامین مورد نیازتان را با همان چند قطره تأمین می کند ، وقتی شما سی دی را با تمرکز گوش بدهید ، جاهایی که نیاز به تلنگر دارید خود سی دی به شما تلنگر خواهد زد و باید سی دی ها را با نیت تحقیق و فهم گوش کنید و منظور این است که توجه شما به مفاهیم درون این سی دی ها جلب شود ، اگر هم می خواهید مطلبی بنویسید نکات مهم و پرسش هایتان از سی دی ها را بنویسید ، تمامی علم در گرو پرسش کردن است ، اگر سوال و پرسش را از انسان حذف کنند تمام خلقت گویی حذف می شود ، اگر می گویند که سی دی ها را گوش بدهید برای رفع تکلیف نیست ، شما باید برای آمدن سی دی جدید بی تاب باشید و اگر این حس را ندارید ، باید آنرا در درونتان بیابید و روشن کنید چون این حس در همه انسانها وجود دارد و در همه نیز قابل روشن شدن است.

               باید دانست همه چیز در تعادلها معنا پیدا می کند ، ما تا تفکرمان و درونمان به یک تعادل نسبی نرسد نمی توانیم در بیرون به تعادل برسیم. به عبارتی بدون آموختن الفبا هرگز قادر به نوشتن نیستیم ، ما اگر درست و کامل از جهان اعتیاد بیرون نیائیم ، دوباره به آن بر می گردیم تا زمانی که بیرون بیائیم ، در این زمان و جهان فیزیکی و یا در زمان و جهانی دیگر تا از این گذرگاه عبور نکنیم ، از پل صراط رد نخواهیم شد. بنابراین رمز و راز و اسرار اینکه نمی شود ، برای این است که درست عمل نمی شود. مطمئن باشید رهجویی نداریم که سر وقت بیاید ، وظایفش را انجام دهد ، کار ضد ارزشی انجام ندهد و حالش خراب باشد ، اگر رهجویی حالش خراب است مطمئن باشید که یکجای کارش ایراد  دارد. ((بهشت را به بها می دهند نه به بهانه)) شما نمیتوانید گریز بزنید ، سر وقت نیائید ، سی دی گوش ندهید و سایر وظایفتان را انجام ندهید و حالتان هم خوب باشد ، بنابراین اگر من حالم خوب نیست و کم فکرم برای این است که من یا صورت مسئله را نفهمیدم و یا آنرا درست اجرا نمی کنم که هر دوی اینها نیز یک مفهوم را می رسانند... .

تایپ : مسافر مصطفی



مسافر منصور غفاری
مورخ ۱۳۹۷/۴/۱۸




ره توشه سفر ( بخش 66 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               همۀ گِرۀ کار ما در این است که وقتی دستور جلسه ای می آید من چگونه آنرا می بینم ، آیا نزد خود می گویم که بارها راجع به این موضوع حرف زده ایم و دیگر برایم تکراری شده است؟ یا می خواهم بفهمم که واقعاً این دستور جلسه چه نکاتی را مطرح می کند؟ اگر دید من این باشد که بدانم این دستور جلسه چه پیامی داشته ، باقی ماجرا خودش می آید. کسی که می خواهد بداند و دانستن برایش مهم است ، بسیار متفاوت است با کسی که نمی خواهد بداند و قطعاً این دو نفر سرنوشت بسیار متفاوتی خواهند داشت. کسی که نمی خواهد بداند ، هزاران توجیه برای ندانستنش می آورد ، اما هیچ کدام از آنها پاسخ ندانستن او نیستند ، من از خودم می پرسم ، که چقدر می دانم و می فهمم ، خراب کاریهای من حاکی از این است که من چقدر نفهمیده ام.


               رهجو اگر هوشیار نباشد به راحتی اسیر می شود ، من به همان نسبتی که می دانم چقدر نمی دانم ، تلاش می کنم که بدانم و خواسته ام این است که کاملاً هوشیار باشم و بتوانم لااقل در حوزه درمان و مسائل روزمره زندگی پاسخگوی سئوالاتم باشم چون اگر من نتوانم پاسخ پرسشهای زندگیم را بدهم یعنی بلد نیستم که چگونه زندگی کنم ، اینکه کسی بفهمد که پاسخ پرسشهای زندگیش را نمی داند خودش نیمی از راه را طی کرده است ، بنابراین هر چقدر که بگویم چه فرصت طلایی ای در اختیار ماست و ما متوجه آن نیستیم و بهره ای را که باید از آن نمی بریم کم گفته ام. ما در مصدر آموزشی هستیم که بهترین و عمیق ترین نوع تغییر در انسان در این شرایط رخ می دهد ، با این شکل و ساختار آموزشی و با همین شکل و شمایل استاد و شاگردی و من و شما با تجهیزات کامل در صحنه جنگ تن به تن قرار داریم و سرنوشت این جنگ را خودمان تعیین می کنیم.

               تمامی مسافران سفر اول یا دوم ، سرباز میدان جنگ هستند و این سرباز اگر در میان جنگ خوابش ببرد و یا هوشیار نباشد مشمول صدها فاجعه مصیبت بار می گردد. استاد می گوید اگر دیر به ایستگاه برسید اتوبوس را نخواهید دید ، ما نباید طوری باشیم که به زور بخواهند ما را از خواب گران بیدار کنند ، باید هوشیار باشیم و بدانیم که آیا واقعاً میخواهیم به اتوبوس برسیم یا نه؟ اگر هوشیار نباشیم اتوبوس خواهد رفت و ما در خواب می مانیم. هر لحظه زندگی و هر لحظه بودن ما در کنگره ، صاحب اهمیت شگفت انگیزی است که شاید آنرا باور نکنیم ، در این سفری که در پیش گرفته ایم درایت ، فهم ، آگاهی ، علم و دانایی لازم است و در غیر این صورت به نتیجه نمی توان رسید ، اگر قرار است در مسند رهجو و مسافر قرار بگیریم ، اول باید بدانیم برای چه می خواهیم در آن قرار بگیریم ، اما اگر بر این مسند نشستیم باید تمام شرایط و اسباب بزرگی آنرا لحاظ کنیم ... .

                                                                                                                                    
تایپ : مسافر مصطفی




مسافر منصور
مورخ ۹۷/۴/۹


ره توشه سفر ( بخش 65 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               باید دانست که هنر استاد و راهنما ، ساده کردن مفاهیم نیست بلکه قابل فهم کردن آن مفاهیم است و در اینجا نباید ، خواسته فهم کردن مطلب توسط شخص یادگیرنده را نادیده گرفت که بسیار مهم می باشد. کاری که در این میان راهنما می تواند انجام دهد این است که بستری را فراهم کند تا رهجو به بالاترین درجۀ آن خواستۀ فهم کردن برسد. فرض کنید بچه ای بیاید و به پدرش بگوید که من میخواهم خلبان شوم ، خارج از اینکه این خواسته چقدر در آن کودک قوی باشد ، یک پدر چقدر می تواند شرایط را برای رسیدن به این خواسته فراهم کند؟ قاعدتاً باید بگویم خیلی. با آموزش خاص ، یعنی نود و نه درصد تمرکز روی خود شخص است ، خواسته درونی شخص این قابلیت را در او ایجاد می کند که بدون توجه به جهان پیرامونش منحرف نشود و به حد اعلایی به آن خواسته برسد.

               رهجو اگر به درجه ای از عقلانیت و بیداری و آگاهی نرسد وقتی که از درب کنگره بیرون می رود فضای پیرامونش به او آسیب می زند. به همان نسبتی که فرد توجه و تمرکزش بر انجام خواسته های معقول درون گردد ، از تشعشعات و امواج بیرون کم می شود ، پس وقتی می گوییم خواست ، یعنی مجموع تفکرات ، تعقلات ، دانایی و همۀ چیزهای دیگر. بحث در نوع نگاه و نگرش است.


      
        مسافر سفر اول با چه چیزی در کوله اش باید راهی سفر شود که چراغ راه او باشد؟
آن چیزی که مسافر سفر اول باید به آن ایمان داشته باشد ، چراغ راهی به نام راهنما و آموزشهای کنگره است ، هرچند که ممکن است با باورهای او تطابق نداشته باشد ، یعنی بار ندانسته هایمان بسیار سنگین تر از دانسته هایمان است. با این وجود یکسری شاه کلید داریم که می توانیم هر در بسته ای را باز کنیم ، ولی همه گرفتاری ما در ادامۀ این مسیر این است که دستبند و پا بند زیاد داریم ، درون ما باید مانند یک سد مستحکم باشد ، مثل دیواری که نه کسی بتواند از آن بالا برود و نه کسی بتواند آنرا سوراخ بکند ، چون ما باید از هجوم نیروهای منفی به درونمان جلوگیری کنیم ، درون در پیوند با بیرون است ولی نباید اثری از بیرون بگیرد مثلاً اگر فرد به یک انسان راستگو تبدیل شود ، اگر تمام عالم هم دروغ بگویند روی او تاثیری نخواهد داشت ، حالا بحث اصلی این است که ما با درونمان چکار کنیم؟ اینها بحث تزکیه است که این تزکیه در بستر زمان با انجام عمل سالم و با داشتن چراغ راه ، همراه با بالا بردن نقطه تحمل اتفاق می افتد و تمام این اجزاء لازم و ملزوم یکدیگرند ، به عبارتی دیگر تزکیه پرهیز از ضد ارزشهاست و باز به تعبیری دیگر اگر در کنگره با راهنمایت صادق نبودی و خلاف اصول و حرمت کنگره عمل نمودی به این معناست که پرچم پرهیز از ضد ارزشها (تزکیه و پالایش) بر زمین افتاده است ... .

تایپ :مسافر مصطفی



مسافر منصور غفاری
مورخ ۹۷/۳/۲۷


ره توشه سفر (بخش 64 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               در وادیها بحث مبدأ ، مقصد و هدف (چگونگی مسیر) ابتدا به ساکن اول مبدأ است که خیلی مهم است ، بعضی از مفاهیم از شدت سادگی ما را گمراه می کنند ، ما از کجا باید شروع کنیم؟ آقای مهندس دژاکام در این مورد مثال ساده ای می زنند ، می فرمایند : فرض کنید در نقطه ای از کره زمین شما را رها کنند ، شما هدفتان بهترین مکان دنیا هم که باشد اگر ندانید که کجائید ، چگونه می خواهید به مقصدتان برسید؟ یک طرحی نو در قسمتی از صورت مسأله اعتیاد در پیام مصرف کننده کیست؟ که می گوید : مصرف کننده فرد بیماری است که با استفاده مکرر از مواد مخدر در شهر وجودی ، جسم و جهان بینی خود تخریب ایجاد کرده ، نکته مهم اینجاست که می گوید : این اتفاق چه دانسته و چه ندانسته رخ داده باشد ، این یعنی بحث روانکاوی برای شروع درمان هیچ فایده ای ندارد ، چون هر کسی به یک دلیلی به این بیماری مبتلا شده است می گوید ما کاری نداریم که تو به چه دلیلی مبتلا شدی ، به هر دلیلی مبتلا شدی ، الان بیماری و باید درمان شوی.


              اگر ما مبدأ درمان را دلایل شروع اعتیاد می گرفتیم ، روش ما مانند روش روانشناسان با شکست روبرو می شد. در ادامه این بحث آقای مهندس یکی دیگر از قوانین الهی را بیان می کنند و می فرمایند : شما اگر چندین ضد ارزش مانند دروغ و کینه در وجودتان باشد ، ما هرگز نمی توانیم روی یک به یک این ضد ارزشها کار کنیم به این دلیل در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر هم ارزشها و ضد ارزشها به شجره مثال زده شده اند شجره خبیثه درختی است که هر یک از شاخه هایش یک میوه از ضد ارزشها را محصول دارد ، نمی شود کسی دروغگو باشد ولی امانت دار باشد و به واسطه این حکمت ما یک شاه کلید داریم که آن دانایی می باشد. 
  
               باید دقت کنیم آگاهی داشتن از موضوعی به معنای دانایی در آن موضوع نیست. ما ممکن است از مضرات موضوعی آگاه باشیم ولی تا راجع به مضرات آن موضوع دانا نشویم از آن اجتناب نمی کنیم ، پس موضوع صرف آگاهی نیست ، بلکه بحث تفکر ، تجربه و آموزش است ، یعنی دانستنی که با تفکر در شما به تجربه تبدیل شود ، نمونه آن مسافرین کنگره ای که سختی های اعتیاد را تجربه کرده اند ، اگر تجربه نکرده بودند اصلاً به دنبال درمان نمی آمدند. ما یک بار دانایی را از دیدگاه مثلث دانایی (تفکر، تجربه و آموزش) بررسی می کنیم و و یک بار از دیدگاه مراتب دانایی ، یعنی علم الیقین ، عین الیقین و حق الیقین. علم الیقین همان آگاهی است ، می گویند که مواد مخدر انسان را بدبخت می کند زمانی عین الیقین است که این آگاهی عمیق تر می شود و شما مصرف کننده ای که بدبخت شده را می بینید ولی یک جا حق الیقین است ، یعنی شما خودتان مصرف کننده می شوید و بدبختی های مواد را لمس می کنید یعنی مثلث تفکر ، تجربه و آموزش در دل این مثلث مراتب دانایی قرار دارد و این مراتب دانایی دارای طیف های گسترده ای هستند که در هر نقطه اش تفکر، تجربه و آموزش در حال حرکت است ، مانند انسانی که مصرف کننده می شود و اندکی متوجه می گردد که تعادلهایش به هم خورده است ، ما می گوییم این شخص تفکر ، تجربه و آموزش را در جهت منفی به دست آورده است ، این فرد کجا و شخصی که همه چیزش را در اعتیاد باخته کجا؟ اینها در دو جبهه با طیف مختلفند. بحث همان یک وجب و صد وجب زیر آب است ،   '''' باور داشته باشیم حتی بین دو مصرف کننده ای که یکی اسم کنگره را شنیده و دیگری که نشنیده هم فاصله است. یعنی تمام مراتب دانایی ارزشمندند و گاهی می توانند جان انسان را هم نجات دهند .'''''




تایپ : مسافر مصطفی

مسافر منصور غفاری
مورخ ۱۳۹۷/۳/۱۱



ره توشه سفر (بخش ۶۳)

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

                بحث سطح انرژی خیلی حائز اهمیت است و دانستن آن ما را با علم حکمت آشنا می کند ، علم حکمت ، فلسفه چگونگی اندازه گیری اتفاقاتی را که با معیارهای فیزیکی قابل اندازه گیری نیستند به ما می آموزد. شما نزد حکیمی می روید و از او می پرسید که من چندین کار خیر را انجام داده ام ، پس چرا آنقدر بدبختی به سراغم می آید؟ آن آدم اگر حکیم باشد باید یک قواعدی را بداند که مهمترین آنها این نکته است که تقدیر طبق زمان بندی و نظر ما نیست. ما این را به حرف می گوییم اما باطناً خیلی کم به آن اعتقاد داریم. اگر راهنما به رهجو می گوید که باید صبر کنی و صبر کنی و باز هم صبر کنی و وظایفت را علیرغم تمام سختی ها انجام بدهی ، برای این است که حکمت پشت این قضیه را می داند و می داند که زندگی 70 یا 90 ساله دنیایی ما به اندازه یک برگ از یک کتاب چندین میلیون صفحه ای است. قضاوت کردن از یک اتفاق ناخوشایند برای کل زندگی مانند این است که شما با دیدن یک سکانس از یک فیلم ، آن فیلم را تفسیر و قضاوت کنید. شما وقتی نزد روانپزشک می روید به شما می گوید که حداقل باید 6 ماه بیایید تا من بتوانم با رصد کردن افعال و عادتهای بیرونی شما ، پی به مشکل صور پنهانتان ببرم و حتی با رصد کردن این رفتارها هم ، بسیاری از اوقات باز هم نمی توانند به ریشه برسند و بسیاری از بیماریها را درمان کنند. بحث درست بودن یا نبودن و کامل بودن یا نبودن هم خود دو مقوله است که ما در یک جا تعریفش می کنیم ، تصور کنید که بخواهید با پروتکل DST و بدون آموزش جهان بینی کسی را به درمان برسانید ، بخشی که شما درباره روش DST می گویید درست است اما کامل نیست ، اینجا مثلث جسم ، روان و جهان بینی مطرح است.



                 انسان ماهیت پنهان و آشکاری دارد که اگر جسمش درمان شود اما تفکرش دست نخورده باقی بماند ، باز یک جای کار لنگ می زند ، حال این مثالها آورده شد تا به این نکته برسیم که خیلی از مسافرهای سفر اول با آن درگیرند و آن این است که این افراد بسیاری از اوقات به علت پایین بودن سطح انرژی ، استدلالشان به گمراهی می رود ، طرف یک روز حالش خوب است و روز دیگر حالش خراب است و وقتی که استدلال این سطح انرژی را در حال گذر بررسی می کند ، استنباطش از شرایط کلی ای که دارد به بیراهه می رود و در نتیجه حس ناامیدی و صدها فتوای دیگر به سراغش می آید که آخرش به ناکجا آباد ختم می شود. اینکه ما دعوت می کنیم به صبر و تحمل ، نشان این نیست که راهنما ، رهجو را به موهومات حواله می دهد ، ممکن است رهجو پیش خودش بگوید راهنما حال مرا نمی فهمد و دائم می گوید صبر کن. خیلی حائز اهمیت است که رهجو به شناختی برسد که بتواند اوضاع اکنون خود را درست بررسی کند ، اغلب کسانی که حال خوبی ندارند در این زمینه به خطا می روند. هرگز نباید به این سطح انرژی گذرا تکیه کرد و آنرا ملاک قرار داد. از حال خوش باید بهره برد و با حال بد باید ساخت.

                 تنها چیزی که در سفر اول به داد مسافر می رسد ، این است که با چراغ راه راهنما راه برود. مانند این است که پدری دست کودکش را گرفته باشد و با هم راه بروند ، این پدر می داند که 5 کیلومتر جلوتر آبادی و غذا وجود دارد ، اما کودک دائم گله می کند که گرسنه و خسته شده است ، پدر به او می گوید درست است که خسته شده ای اما باید به راه رفتن ادامه بدهی تا به آبادی برسی ، هر چه که این پدر بخواهد به کودک توضیح بدهد که چند کیلومتر جلوتر به غذا و استراحتگاه میرسی ، چون آن کودک با استدلالهای خودش بررسی می کند ، زیر بار نمی رود. سفر اول دقیقاً مصداق این قضیه است ، یعنی شما اگر بخواهید دائم خود را رصد کنید و شرایطی که بر شما مسلط است را ارزیابی کنید اما تمام ابزار شناختش در دست شما نباشد حتماً قضاوتتان غلط خواهد شد.



               این یک هنر است که مسافر سفر اول بداند که چگونه سطح انرژیش را بالا نگه دارد. شما وقتی همنشینتان یک آدم مایوس و ناامید باشد معلوم است که سطح انرژیتان پایین می آید ، مطمئن باشید اگر صبح تا شب بنشینید و به گرفتاریهایتان فکر کنید و غصه بخورید هیچکدام از گرفتاریهایتان حل نمی شود و تنها ثمره ای که دارد این است که انرژی شما را پایین می آورد.

               ما در هفته سه روز به جایی می آییم که سطح انرژیمان در اینجا بالا می رود ، کسانی را می بینیم که دوستشان داریم و بی مزد و منّت در کنار شما به شما خدمت می کنند ، قدر این نعمتی را که داریم خیلی گرامی بداریم ، انسان اگر مطمئن باشد که در صراط مستقیم است ، می داند که در این راه هر چه برایش پیش بیاید عین خیر است ، بنابراین خیلی مهم است که ما در کنگره یاد بگیریم که با یک برنامه منضبط به جلو نگاه کنیم ، در هر زمانی که من به دنبال عمل سالم نباشم جایی است که سکون و سقوط برای من اتفاق می افتد. مسافر سفر اول ارزنده ترین عنصر در کنگره است که با اینکه هنوز در کنگره به رهایی نرسیده اما دارد بیشترین تحرک را برای رهایی از تاریکی ها انجام می دهد ، پس ساکن نیست و در حال انجام حرکت است...

تایپ : مسافر مصطفی


مسافر منصور غفاری
مورخ ۹۷/۲/۱۳



رهایی لژیون

 

نوع مطلب :رهایی ،

نوشته شده توسط:احمد

                       ((پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن توجه می نمایند. بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمائید و بر زمین و سماء توجه کنید.
 با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد.
آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه با ارزش. هم قوت کافی و هم سایبان هایتان برافراشته خواهد شد.
پس آن کنید که فرمان است.))




           مسافر: محسن        انتی ایکس: متادون , شیشه       روش درمان: دی اس تی         داروی درمان: OT              مدت سفر: 12 ماه







" تا باد چنین بادا "
مورخ ۹۷/۲/۲۶



ره توشه سفر ( بخش ۶۲ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

              
                از رهایی داخل کنگره عمیق تر و دقیق تر وجود ندارد ، در کنگره به غیر از رهایی از مصرف مواد مخدر ، تغییرات بسیار چشمگیری در رفتار و منش فرد در زندگی روزمره ایجاد می کند. حضور افراد در کنگره بخصوص سفر دومی ها تأثیر گذار و مفید می باشد ، خیلی اوقات یک مشارکت سفر دومی راهگشای سفر تازه واردین می گردد و می تواند یکی از عوامل اصلی ماندن فرد در کنگره و به درمان رسیدن آن باشد. اگر رهجو سفرش را به درستی به پایان برساند ، در هر مکان و در هر زمان هرگز به مصرف مواد باز نخواهد گشت.

               راهنمایان همیشه قادر به تشخیص اعمال رهجویان هستند و شناخت از رهجویان برحسب تجربه و اعمال و مسیر سفر رهجو برای راهنمایان به میزان بسیار بالایی امکان پذیر است.



               ماندن برای بعضی از افراد در کنگره الزامی است زیرا درخت درمان ریشه گرفته و تنه پیدا کرده ، اما چیزی که تنه را محکم می کند تا به اصطلاح با هر بادی نلرزد ممکن است نیاز به زمان بیشتری داشته باشد تا به آن نقطه برسد ، درمان دارویی و استفاده کردن از داروی OT تنها بخشی از درمان رهایی از اعتیاد است. آموزش جهان بینی و ماندن و در ادامه ، بودن در کنگره ، تنه این درخت را محکم کرده و تفکر و بینش افراد نسبت به زندگی را تغییر می دهد.

               خدمت کردن در کنگره نعمت بسیار بزرگی برای هر یک از افراد کنگره است. گاهی اوقات افرادی هستند که تشنه خدمت کردن در کنگره هستند اما شرایط آن به هر دلیل برایشان پیش نمی آید ، خدمت کردن همان باز پرداخت بدهی و جزای الهی است ، منظور از بدهی ، بدهکاری مالی نیست ، بلکه بدهی معنوی و معرفتی است که انسان در قبال خدماتی که از افراد مختلف در قبال ایشان انجام داده اند ، برای مثال اگر یک جراح فرد بیماری را از مرگ نجات دهد ، خدمتی که به بیمار صورت گرفته را هرگز نمی توان با پول جبران نمود ، انسانها نمی توانند خدمت انجام شده درباره شان را به عینه پاسخ دهند ، همانند جراحی که بیماری را از مرگ نجات داده است. جبران این قبیل خدمات و یا هر نوع خدمت دیگر معنوی ، فقط با خدمت به خود شخص و دیگران که به نوعی ظرف جبران لطفی که با ما شده را می توان پر کرد.

               گاهی اوقات افرادی می گویند که برای مثال من فقط آقای مهندس را قبول دارم و لاغیر ، اما اگر ما جناب مهندس را قبول داریم می بایست کنگره و اعضاء آن و همه را قبول داشته باشیم زیرا تمام اینها در هر جایگاه خدمتی که هستند راه و اعتقاد و مسیر جناب مهندس را پیش گرفته و دنبال می کنند.

               کسانی که وقتی به جایگاهی دست پیدا می کنند نفر قبل از خود را که در این جایگاه قرار داشته مورد توهین قرار می دهند و آنان را بی کفایت در آن پست و مقام می خوانند که اینها از گروه جاهلان هستند و از روی نادانی و ناآگاهی ، افراد را قضاوت کرده و برای آنان حکم صادر می کنند ، کنگره افراد را با تفکر و تعقل پرورش می دهد و اصل نیز همین است. اگر قرار بود که ما در سطح پایینی از تفکر و تعقل بمانیم انسانی به معنای انسانیت و مخلوقی که می تواند با تفکر اعمال خود را انجام دهد وجود نمی داشت...


تایپ : مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۱۳۹۷/۲/۱۳


ره توشه سفر (بخش 61 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               کنگره ای بودن بنا به فرموده بنیان کنگره ((جناب مهندس دژاکام)) مستلزم حفظ یک دیسیپلین بسیار سخت است ، اما اگر به این نظم و انضباط دست یابیم کار برایمان بسیار لذت بخش خواهد شد.

به هنگام حضور در کنگره و شرکت در کارگاههای آموزشی چه خصوصی و چه عمومی ، باید سعی شود با لباس مرتب و آراسته حاضر شوم ، گویی که به یک مهمانی دعوت شده ام. اگر کسی بگوید ظاهر آدمها به باطنشان ربطی ندارد ، کاملاً در اشتباه است. این موضوع تا این حد اهمیت دارد که گویی سوال کنیم دنیا مهم تر است یا آخرت ؟ هر دو در جایگاه خود مهم هستند و البته داشتن هر دوی آنها کاری سخت اما لذت بخش است.



               باید برای رهجو این سوال پیش بیاید که چرا در کنگره این همه روی رعایت نظم و سر وقت حاضر شدن در جلسات تأکید می شود؟ حاضر شدن در جلسات و کارگاههای آموزشی مانند دنیاست و رسیدن به درمان و تعادل ، مانند آخرت و به عبارتی مگر می شود با داشتن دنیایی خراب ، آخرتی آباد داشت؟

               رهجو تا زمانی که متوجه نشود چرا در کنگره بر روی حضور به موقع در جلسات و کلاسها تأکید می شود ، نمی تواند آنرا به اجرا در آورد ، متوجه شدن و فهمیدن هم در گِروی اجرا کردن است. اگر من به عنوان رهجو قادر به حضور به موقع در کارگاههای آموزشی نیستم ، علتش درک نکردن آن است ، چون اگر متوجه نشوم دیگر کار برایم تمام شده است. این موضوع از لحاظ شناخت انسان ، بحث بسیار مهمی است. همان بحثی که می گویند اگر بیماری را تشخیص دادید ، لاجرم درمان در کفۀ ترازویتان قرار می گیرد.


               اعتیاد چگونه می تواند در درون ما زندگی کند؟ زمانی اعتیاد می تواند در درون ما زندگی کند که انسان دانایی نسبت به اعتیاد پیدا نکند ، وقتی که من به کنگره می آیم در واقع می خواهم آگاهی خودم را بالا ببرم ، حال اینکه دیر می آیم و زود می روم و در جلسات و کارگاههای آموزشی و لژیون به موقع حضور پیدا نمی کنم ، اینها عواملی هستند که من را از دانایی و آگاهی دور می کند و این موضوع به نفس اَماره بر می گردد و به نحوی این مشغله را بوجود می آورد تا به هدفش برسد.

               رهجو با توجه به دو اصل ، او را به ساحل رهایی می رساند ، که آن گوش به فرمانی و صداقت با راهنما به اضافة حفظ و عمل به دیسیپلین کنگره می باشد. وقتی در کنگره ، منضبط بودن و مسئولیت پذیری را یاد بگیریم ، در ادامه این اندوخته ها با من همراهند و مرا یاری می دهند ...


تایپ : مسافر مصطفی

مسافر منصور
مورخ ۹۷/۲/۳



ره توشه سفر (بخش ۶۰ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               تفکر یکی از ویژگیهای بسیار حائز اهمیت انسان است ، هر چه بیشتر فکر کنیم با خود یا همان تفکر بیشتر به عظمت و قدرت آن پی می بریم و این ویژگی تفکر قطعاً به همه موجودات داده شده است ولی برای انسان یک چیز دیگر است و یک مقدار خیلی زیادتر و بیشتر در سیستم انسان طراحی شده است . چون در زمان مصرف ، مواد مخدر را مثل یک ماده جادوئی مصرف می کردیم ما را در یک حلقه بسته ای زندانی کرده بود که مدام دور آن حلقه می چرخیدیم ، پس این اندیشه و یا تفکر مثل اسب عصاری حول محور یک دایره ای در چرخش بوده و به هر حال یک جهان خاصی پیرامون خودمان شکل گرفته و می خواهیم از این جهان خارج بشویم ((جهان افیونی)) ولی چگونه ؟ باید مسیر روشن باشد ، راه گُم است و کاشانه ناپیدا و یا اسب لنگ بی لگام آخر کجایم می برد ، خودم هم نمی دانم ، راه گُم است ، باید راه مشخص باشد ، بنابراین در این مقطع اولین قضیه می گوید ، با تفکر ، که یک حرکت درونی است ، یک حرکت ذهنی است ، از یک مبدأ به یک مقصد ، از یک نقطه به نقطه دیگر ... و در ادامه باید به تدریج و آهستگی به این تفکر جهت بدهیم تا به نتیجه برسیم.



                در سیستم آموزشی کنگره حضور هر کس در کنگره چه راهنما و چه رهجو به نوع نگاه او بستگی دارد ، اغلب خدمتگذاران در هر جایگاه خدمتی که قرار دارند کار کنگره را ارزشمندترین کار در زندگی خود می دانند و بقیه امور زندگی با فاصله زیادی نسبت به این کار قرار می گیرند ، تمام انسانها به دنبال کسی می گردند که بتوانند به او اعتماد کنند و این موهبت شامل حال افراد کنگره شده است.

                 انسان همیشه اسیر تفکراتش است . ما وقتی در هر یک از ارکان زندگیمان مانند خواب ، خوراک و یا در همین مصرف کردن مواد به مشکل می خوریم ، به خاطر این است که در یک ساختار فکری گیر کرده ایم ، بطور مطلق هیچ حلقه مفقوده ای در کار نیست ، ما انسانها موجوداتی هستیم که خداوند ساختارمان را اینگونه طراحی کرده است ، ما تا یک جایی می توانیم بر اثر غیرت روی حرفی بمانیم ، جناب مهندس فرموده اند که اگر من با درمان حالم خوب نمی شد ، قطعاً اکنون مواد مخدر را مصرف می کردم ، رهجویانی که به سفر دوم می رسند و حالشان خوب است ، چقدر ممکن است کلاه برداری باشد ؟ ((صفر درصد)) چون اینجا موضوع فقط این نیست که شما یک موادی را مصرف می کردید و لذت می بردید ، حالا آن مواد را مصرف نمی کنید پس لذت نمی برید ، اینجا بحث ساختار ذهنی است ، رهجویانی که به پله های آخر می رسند تقریباً بدون استثناء همگی یک ترسی از قطع دارویشان دارند ، چرا ؟ بخاطر جدایی از ساختار ذهنی گذشته شان می باشد ، ما سالها با مواد زندگی کرده ایم و حالا می خواهیم آن را کنار بگذاریم ، برایمان عجیب و دور از باور است ، چون تمام مشکلات انسان ، بخصوص برای ما در درمان اعتیاد ، این است که این ساختار ذهنی را با ساختار ذهنی جدید عوض کنیم ، اگر کنگره موفق شده است به این دلیل است که کنگره زور و لذت مواد را کم نکرده ، زور و لذت مواد سر جایش است ، بلکه کنگره روشی را معرفی کرد که شما بتوانید به آرامی ساختار ذهنی جدیدی را جایگزین ساختار قبلی کنید.

تایپ:  مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۹۶/۱/۱۷



رهایی لژیون

 

نوع مطلب :رهایی ،

نوشته شده توسط:احمد

                       ((پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن توجه می نمایند. بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمائید و بر زمین و سماء توجه کنید.
 با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد.
آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه با ارزش. هم قوت کافی و هم سایبان هایتان برافراشته خواهد شد.
پس آن کنید که فرمان است.))



          مسافر محمد         آنتی ایکس مصرفی تریاک        داروی درمان OT        روش درمان DST       مدت سفر اول ۱۰ماه و ۲۶ روز







تا باد چنین بادا ...


ره توشه سفر ( بخش ۵۹ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

                ما در قسمت اعتیاد با دو مقوله انسان و مواد مخدر سر و کار داریم و اعتیاد حاصل ازدواج این دو مقوله است و برای شناخت اعتیاد باید انسان و مواد مخدر را بشناسیم. سی دی ها و نشریات کنگره دقیقا روی این دو مقوله کار می کنند و بخش دیگر آن شناخت مواد مخدر و شناخت اعتیاد است. کسی که بتواند این قسمتها را بشناسد دیگر احساس ناراحتی و نا آرامی نمی کند ، هر جا که ما ناراحت و نا آرام هستیم یعنی در مورد آن مسئله به شناخت نرسیده ایم. اکثر خانواده ها و همسفرانی که نتوانسته اند این مسئله را هضم کنند به شناخت نرسیده اند ، همه کسانی که تازه وارد می شوند این مشکل را دارند و حتی وقتی می بینند که اعضاء قدیمی تر در حال شادی هستند پیش خودشان می گویند که اینها برای چه اینجا هستند و با وجود مشکلی که من را از پای در آورده است ، باز هم اینها در حال شادی هستند ، چون اعضاء قدیمی به این آگاهی رسیده اند که حل این مسئله با دعوا و نذر و نیاز حل نمی شود ، اعتیاد نذر و نیاز بر نمی دارد ، چرا که حتی خداوند هم می گوید باید این مسئله را حل کنی.



               داروی درمان اعتیاد در کنگره (OT) هم سم است و هم شهد ، برای شخصی که به نگاه دارو و مثل دارو قانونمند مصرف می کند ، دوا و در نهایت وسیله شفای او می شود و شخصی که به عنوان نشئگی برخورد و بدون نظم و بی توجه به برنامه اش مصرف می کند حکم مواد مخدر و سم پیدا می کند که نه تنها مشکلی را حل نمی کند ، بلکه مشکل ساده تبدیل به مشکل بزرگتری می شود که در این موضوع مقصر داروی OT نیست ، مقصر بیماری هم نیست ، بلکه مقصر اصلی ذهن بیمار و یا ترکیب ذهنیت بیمار و اطلاعات ناقص او از داروست که دارو را تبدیل به سم می کند.

               هیچکس به یک مرتبه نمی تواند به هدف برسد ، بلکه هدف در اصل از مجموع ذرات جمع آوری شده تشکیل می شود ، اگر هدف داشتن یک ماشین باشد ذره ذره باید پس انداز کنیم و از مجموع ذره های پس انداز شده به ماشین می رسیم. در مسائل منفی هم این قانون حکمفرماست و یا به قول معروف تخم مرغ دزد شتر دزد می شود و الی آخر و یا رسیدن به درمان در کنگره ، ذره ذره ، جلسه به جلسه ، سی دی به سی دی ، پله به پله و در نهایت از مجموع این ذرات ، هدف و یا رهایی بوجود می آید.

              روند زندگی مثل کاشتن است که هر چه بکاریم ، درو می کنیم ، هر تفکری که می کنیم و یا هر عملی که انجام می دهیم در اصل مثل کاشتن دانه است که ذره ذره رشد می کند و تبدیل به درخت می شود و در نهایت میوه می دهد که آن میوه حاصل بذر و یا ذره ای است که خود کاشته ایم و یا مثل فریاد در کوهستان است که آنچه می شنویم همان است که خود گفته ایم و یا به عبارتی هر کس در هر وضعیت و یا جایگاهی است عین عدالت است چون خود فرد برای خود فریاد زده است.

               کنگره راهی است که رهایی ما را فراهم نموده است ، مشروط به آنکه درست پیموده شود و آنوقت به درمان می رسیم. اگر سالها در کنگره باشیم و ساکن باشیم به درمان واقعی نمی رسیم ، مگر اینکه مسافر و در حال پیمودن و سفر کردن باشیم. سرعت مهم نیست ، بلکه حرکت است که بسیار مهم است ، بایستی ذره ذره و قدم به قدم در حال پیشرفت و کسب کردن باشیم که به محض قطع شدن آموزش ، حرکت به سمت هدف و یا درمان هم متوقف خواهد شد که این موضوع در همه جایگاههای کنگره صادق است ... .

تایپ : مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۹۷/۱/۷
 

ره توشه سفر (بخش ۵۸ )

 

نوشته شده توسط:احمد


                در کنگره مطلب برای آموزش آنقدر فراوان است که جناب مهندس در جائی فرمودند که من برای 400 سال آینده برای شما مطلب دارم ، حال برای کسی که اهل شناخت باشد ، دیوانه کننده و حیرت آور است ، به عنوان نمونه کتاب 60 درجه حدود 320 صفحه دارد که دارای عناوین متعددی است که تنها یکی از این عناوین برای عمر تمام ما کافی است ، مهم نیست که ما بتوانیم تمام این مطالب را درس بدهیم ، چیزی که بسیار مهم است چگونگی آموزش دادن است و پی بردن به عمق این عناوین  .

                            

               اگر یک سیستم آموزشی به شاگردانش صبوری ، تعمق و تفکر در مسائل ، درست و عمیق نگاه کردن ، متفکر و کاوشگر بودن و پرسشگر بودن را بیاموزد ، یقین بدانیم که آن شاگردان پیشرفته ترین انسانهای آینده آن سرزمین خواهند بود .

               در کنگره 60 تمام مسافرین بایستی با آمادگی و تفکر در جلسات حاضر باشند و نباید تنها به نوشتارها اکتفا کرده و آنها را عیناً بازگو نمایند ، دانش کنگره مثل یک معادله در تعریف عقل جای دارد ، عقل مانند ماشین تابع خود عمل می کند و خودش باعث تکامل و رشد خودش می شود .
یکی از بارزترین و ریشه ای ترین بخشهای اعتیاد ، عدم نظم و انضباط و ترتیب است ، بسیاری از آموزشهای کنگره ، نظیر حضور به موقع در کارگاههای آموزشی ، حضور در کلینیک جهت اخذ دارو ، مصرف منظم و دقیق دارو و ... جهت اصلاح این مُعضل و اختلال عظیم به رهجویان سفارش و تاکید شده است .
خارج شدن از جهان تاریک اعتیاد که سرشار از راز ، پیچیدگی ، سختی ، دشواری ، آشفتگی و هزاران مُعضل دیگر است ، طبیعتاً اراده ای منسجم و تلاشی بی وقفه و هوشیاری و بیداری دائم را می طلبد .



               سفر اول به قدری جالب و شیرین است که هر کسی از دیدن یک سفر اولی مرتب و رو براه لذت می برد ، سفر اولی که کارهای خود را درست انجام می دهد و روی برنامه است ، نیازی ندارد وانمود کند که کارش را درست انجام می دهد و قبل از شروع جلسه حاضر می شود و در جلسه در بخش گفت و شنود مشارکت می کند ، سی دی ها را گوش می دهد و مکتوب می کند ، کتاب 60 درجه را می خواند ، خدمت می کند و خلاصه هر کسی با دیدن یک چنین رهجویی آرزو می کند که یک سفر اولی باشد و بر عکس سفر اولی که روی برنامه نیست و مرتب به خود فشار می آورد که همه چیز و همه کارهایش را واقعی جلوه بدهد ، لذا همین زور زدن ها کاملاً آشکار می سازد که درحال واقعی وانمود کردن اعمال خود است .

                                                       
   
               برای اینکه انسانی از اعماق تاریکی ها خارج شود و به بالا بیاید ، نباید عجله داشته باشد چون اگر بخواهد سریع سفرش تمام شود و سریع تیپر کند ، این زود خارج شدن به او کمکی نمی کند ، فقط درد و رنج برایش بوجود می آورد ، چون موقعی که می آید بالا متوجه نیست ، ولی وقتی آمد به سطح زمین آن موقع از درد به خودش می پیچد ، پس باید آرام و با آهستگی و شمرده طی سفر کند ، در هر مرحله هم می ماند تا به بالا بیاید و نقطه تحمل هم اینجا بوجود می آید ، نقطه تحمل ، در همین زمان دادن و خارج نشدن بوجود می آید ... .

مسافر منصور
مورخ ۹۶/۱۲/۲۰


تایپ "مسافر مصطفی"






ره توشه سفر (بخش ۵۷ )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               زمانی کاری سخت است که ما نخواهیم یاد بگیریم ولی بخواهیم که انجام دهیم ، ابزار و وسیله ای که اینجا بخواهیم از اعتیاد بیرون بیائیم این است که به کلاس بیائیم ، سی دی گوش کنیم و از روی آن بنویسیم و نوشتارها را مطالعه کنیم و ...  برای اینکه آموزش بگیریم ، ولی اگر این کارها را انجام ندهیم کار سختی برایمان خواهد بود .

               شاید نوشتن یک سی دی ساعاتی از وقت ما را بگیرد ولی چیزی که می آموزیم به اندازه چندین برابر آن ساعات در زندگی مان باعث صرفه جویی در وقتمان می شود ، به این صورت که تکرارها کم می شود ، زیرا کل زندگیمان در اکثر اوقات تکرار می شود و زمانی که در آن موضوع دانش نداشته باشیم اشتباهات تکرار می شود و همین تکرارهاست که انسان را در زندگی عقب می اندازد.



               اعتیاد و مصرف مواد مخدر که یک ضد ارزش است برای من می تواند یک حقیقت هم باشد ، چون در ابتدا یاد گرفتم که چگونه مصرف کنم و سپس مصرف کردم و در نهایت یک مصرف کننده شدم و این موضوع برای من یک حقیقت است ولی برای کسی که هنوز در مرحله ابتدایی یا یک نامزد اعتیاد است یک حقیقت نیست و باور نمی کند و تصورش این است که این موضوع حقیقت نیست در صورتیکه از حقیقت گریزی نیست و در آینده حتما" یک مصرف کننده تمام عیار خواهد شد و یا روش درمان کنگره 60 ((DST برای یک تازه وارد شاید در حد یک باور باشد ولی حقیقت نیست و در پیامی آمده است که برای باورها ارزشی نیست ، مگر اینکه در این موضوع رهجوی تازه وارد پله پله آموزش و اجرا داشته باشد و در نتیجه با هر انجامی بصورت تدریجی به حقیقت نزدیک تر می شود و در نهایت بعد از انجام آخرین پله ، یعنی 0/3 سی سی و قطع شدن مواد ، حقیقت بر او نمودار می شود و این پاداش عمل او می باشد. برعکس این قضیه هم صادق است ، مصرف کننده ای که آموزش نمی گیرد و حضور ندارد و انجام عمل درست را یاد نمی گیرد و در مسیر درست حرکت نمی کند ، بالطبع به نتیجه هم نمی رسد که این هم یک حقیقتی است که از آن گریزی نیست ، به  عبارتی هیچ کشتی بدون زحمت به دست نمی آید.

               آیا تا به حال از خودمان پرسیده ایم چرا در کنگره حضور داریم و چرا می خواهیم درمان شویم ، این پرسش ها و پاسخ ها در اصل موتور محرک ما و عامل انرژی برای ادامه مسیر است و شاید سئوالی تقریبا" مشابه برای همه باشد ولی آنچه که باعث حرکت زیباتر می شود نوع جواب است که بسیار تعیین کننده است ؛ بهترین جواب ممکن است این باشد که بگویم : خواستم درمان شوم تا درست زندگی کنم و اگر ماندگار شدم به این دلیل بود که در کنگره ، قطع مواد تنها ملاک نبود ، بلکه ملاک اصلی درست زندگی کردن بوده که این موضوع در همه آموزشهای کنگره وجود دارد که مصرف نکردن مواد هم یکی از آیتمهای درست زندگی کردن است یا به عبارت دیگر یک مصرف کننده مشکل اصلی او مصرف مواد نیست بلکه نداشتن هنر زندگی کردن است یا به عبارت دیگر یک پنجم هنر زندگی کردن را در طی 21 روز می آموزیم و نهایتا" می توانیم یک پنجم کمتر مواد مصرف کنیم.
اگر یک پنجم  مواد کم شد ولی عمل آن برای رهجو دشوار بود ، مشکل از یک پنجم مواد نیست ، مشکل از عدم کسب یک پنجم هنر زندگی کردن است ، هنر زندگی کردن در اصل دانستن و اجرای قوانین هستی است که هر قدر بیشتر بدانیم و کاربردی کنیم زیباتر زندگی می کنیم ، در نتیجه هم برای خود و هم برای دیگران مشکل و رنج بوجود نمی آوریم.

               مثلث معرفت ، عمل سالم و عدالت در کنگره ، بیانگر فرمول زندگی است ، یعنی اول باید قوانین را یاد بگیریم تا به عدالت رفتار کنیم و در نتیجه عمل ما سالم خواهد بود که عمل سالم حال خوش و زندگی زیبا را رقم می زند ... .


                                                                                                                     
مسافر منصور
مورخ ۹۶/۱۲/۵
تایپ مطلب : مسافر مصطفی
                                                                                                                 

ره توشه سفر (بخش ۵۶ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               انسان برای رسیدن به تعادل هیچ راهی ندارد مگر اینکه قوانین موجود در هستی را بشناسد و به آنها عمل نماید ، کسی که وارد کنگره می شود چه خودش بداند و چه نداند چراهایی در فکرش ایجاد شده و شکل گرفته اند و رهجو تا توانا نشده و به جایی نرسیده که بتواند صور پنهان را بشناسد یک شاه کلید می تواند به او کمک کند و در کنگره سفر اولی هایی که به سفر دوم رسیده اند هر کدام یک الگو هستند ، این شاه کلید راهنما نیست بلکه گوش به فرمانی راهنماست و باید اعتقاد داشت که پشت فرمان راهنما نیروی قدرت مطلق نهفته است و اگر می خواهید به درمان و تعادل برسید باید به راهنما ایمان کامل داشته باشید و این اتفاق در کنگره زود به وقوع می پیوندد و باید یادمان نرود که شاه کلید اصلی در کنگره گوش به فرمانی می باشد و به همین منظور پیامی در کنگره داریم که می گوید : ''انسان اگر با همه کاوشگران کره زمین همنشین و همدم باشد ، اگر خودش نخواهد یک سر سوزن دانشش اضافه نخواهد شد .''



               رهجو و مسافر و همسفر سفر اولی که به موقع سر جلسات حاضر می شود ، مشارکت می کند ، خدمت می کند و به موقع و اندازه به برنامه خود عمل می کند ، جایگاه او در سفر دوم به مراتب با رهجویی که هر یک از این موارد را انجام ندهد متفاوت می باشد و این جایگاه عین عدالت می باشد .

               سفر اولی هایی که می خواهند به سفر دوم برسند باید بدانند که این سفر به مراتب هم سخت است و هم سهل ، سهولت بدین معنی که بدون هزینه اضافی(انرژی) تمام کارها را به زیباترین شکل می توان انجام داد .

               راهنمایان کنگره ۶۰ مدعی درمان اعتیاد هستند ، نه مدعی بر شخص خود ، بلکه به پشتوانه ۲۰ سال تجربه و هزارن رهایی و مکتوبات و دیگر منابع آموزشی و ... این موضوع را بیان می کنند و نه از تصورات شخصی خودشان .

               رهجو باید بداند که اگر تمام موازین و اصول سفر را رعایت کند ، سفر او به زیباترین و سازنده ترین دوران زندگی او تبدیل شده و تقریبآ در این مسیر مشکلی نخواهد داشت ، مسافر و رهجو در حال کاشتن بذری است که اگر می خواهد به یک درخت تنومند تبدیل شود باید به ذره ذره ی کاری که دارد انجام می دهد اهمیت بدهد ، اگر با مسیر همراه شدید بسیار ساده و راحت خواهد بود ، اما اگر همراه نباشیم یکسره در درون و برون با خود جنگ خواهیم داشت ، آنچه بر عهده ما می باشد باید دقیق و درست و به موقع انجام دهیم تا بار و برش را در آینده بتوانیم درک کنیم ، اصولآ هر انسانی قطعآ پذیرایی نتیجه اعمال و انتخاب هایش خواهد بود .

               کسیکه در کنگره به پایان سفر اول نزدیک می شود باید از لحاظ آموزش پیشرفت چشم گیری داشته باشد زیرا در سفر خود مجبور به حل بسیاری از مشکلات خود بوده است و به اجبار باید اعتیاد را درک کرده و در نهایت درمان آنرا هم درک نموده باشد ...



مسافر منصور
مورخ ۹۶/۱۱/۲۶



رهایی لژیون

 

نوع مطلب :مراسم(تولد،جشن و......) ،رهایی ،

نوشته شده توسط:احمد


                       ((پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن توجه می نمایند. بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمائید و بر زمین و سماء توجه کنید.
 با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد.
آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه با ارزش. هم قوت کافی و هم سایبان هایتان برافراشته خواهد شد.
پس آن کنید که فرمان است.))

          
مسافر :ابراهیم           .انتی ایکس: تریاک(سقوط آزاد) .         طول سفر :              .روش درمانDST         با داروی OT            








مسافر :محسن           .انتی ایکس: سیگار .         طول سفر :     ۱۵ماه         .روش درمانDST         با داروی نیکوتین خوراکی



    

    

مسافر :آرش          .انتی ایکس: سیگار .         طول سفر :     ۱۵ماه         .روش درمانDST         با داروی نیکوتین خوراکی       رشته ورزشی والیبال
                  

 








                   رهایی دوست و برادران عزیزمون رو به خودشان و همسفرانشان تبریک میگوییم ، بهترین هارو هم در ادامه این سفر براشون آرزو داریم  و بابت این رهایی زحمات استاد عزیزمون آقای منصور را ارج می نهیم .


''تا باد چنین بادا''



  • تعداد کل صفحات:6 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6