تبلیغات
⚫⚪⚫کوله پشتی

⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر ( بخش 72 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               اندکی از مسافرین سفر اول با وجود اینکه سفر خود را به اتمام می رسانند مشاهده گردیده پس از مدتی مجبورند مجدداً سفر نمایند. زیرا در این افراد شاید مسئله فنی (تیپر دارو) و سپری کردن دوره درمان اتفاق افتاده باشد ولی تعادل در اعمال و رفتارشان بوجود نیامده است. بدین خاطر است که می گوییم تعادل بالاتر از درمان است. در کنگره به مقوله فهمیدن و درک کردن تأکید بسیار شده است ، اگر فهم و درک کامل در مسئله ای بوجود نیاید در آن راستا ، عمل سالم و صحیح نیز اتفاق نمی افتد ، یعنی باید نوع نگرش و بینش فرد درست شود ، به عنوان مثال گفته میشود بویژه در سفر اول ، اهمیت خواب و تنظیم آن بسیار حائز اهمیت است. فرد تا هنگامیکه این مطلب را به طور کامل فهم و درک نکند باز همانطور که دوست دارد عمل می کند ، نکته مهمی که باعث می شود چرخه فهم و درک کامل شود ، تکرار و تمرین است.


               ما باید به انرژی و کنترل صحیح آن توجه خاصی داشته باشیم و بدانیم انرژیمان را کجا و چگونه و به چه میزان بهره برداری نماییم. به تعادل رسیدن در هر مقوله ای کار آسانی نیست. البته از تعادل به سمت بی تعادلی رفتن نیز به مراتب دشوار است. کسی که ساعت خوابش تنظیم و مناسب است به سختی میتواند ساعت خواب خود را از حالت تنظیم به بی نظمی سوق دهد. مهمترین کار در تعادل نسبی به سر بردن ، مراقبت و مواظبت از آن است. افرادی که به درستی به درمان رسیده و متعادل می شوند دیگر با مواد ، حسابشان تسویه می شود. مثلاً اگر این افراد به محلی رفته و ببینند که گروهی مشغول مصرف مواد هستند بدون اینکه درونشان جنگ و آشوبی به راه بیفتد ، هیچ گونه حسی به مواد ندارند چون می دانند آن ماده چیست و در صورت مصرف چه کاری با آنها میکند و چه بلایی بر سر آنها می آورد. این حالت دو دلیل دارد : اول اینکه جسم و سیستم بیوشیمی ترمیم و بازسازی شده و دوم اصلاح بینش و آگاهی (فرق نگاه) عدم اصلاح هر یک از اینها در هر شرایطی فرد را از درون به جنگ کشانده ، که این آشوب و جنگ درونی عاقبتی به غیر از تباهی نخواهد داشت.

               ما در طی سفر اول مثل راننده ای هستیم که از یک گذرگاه پر خطر عبور می کند ، این شرایط می طلبد که ما تمام هوش و حواس و دقت خود را جمع کنیم تا به سلامت از این گذرگاه پرپیچ و خم عبور کنیم. به سلامت عبور کردن از این مسیر ، نه یک عمر ، بلکه عمرهای ما را بیمه میکند. در اینجا حسهای ما بسیار خوب و کامل عمل می کند ، باید به حسهایمان اعتماد کرده ، احترام بگذاریم. برعکس مصرف مواد که حسهای ما را کور و بسته و در غل و زنجیر اسیر می کند. رعایت در تعادل به کار گیری از حسهایمان ضامن استحکام ریشه ها و تقویت قوای جسمانی ما می باشد. به فرموده بزرگی ، ما برای دو هدف پا به این حیات نهاده ایم ، آموزش و خدمت که نتیجه این دو آرامش فکر و اندیشه است ... .

محبت سرچشمه آرامش و حال خوش است. محبتی که بین افراد کنگره جاریست ، بسیار نادر و کمیاب بوده که باید در پی حفظ و نگهداری آن باشیم.


تایپ مسافر مصطفی



مسافر منصور
مورخ ۹۷/۶/۱۹



ره توشه سفر ( بخش 71 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


                  باید دانست به هر علم و دانش و پختگی ای رسیدن ، وقت و زمانی دارد که اگر بخواهیم زودتر به آن برسیم قطعاً به مشکل خواهیم خورد.

                 دری که خداوند بر روی ما جماعت مصرف کننده باز کرد مانند این بود که کوری را بینا کنند. من کوری بودم که ظاهراً چشمم باز بود اما خیلی چیزها را نمی دیدم. کوری که بینا می گردد دیگر نباید از خوشحالی روی زمین بند باشد و باید هر لحظه شکر گذار باشد.

                هر وقت سختی و ناملایماتی سراغمان می آید پیش خود بگوییم که پشت من به کوهی گرم است به نام کنگره ، تحمل کنیم و آن مشکل را رَد کنیم. کنگره یک منبع انرژی عظیم است. مانند این که بخواهید به دل شیر بروید و بدانید که کسی نگهبان شماست. ما در کنگره صاحب و نگهبانی داریم. اگر نگهبانی خداوند با ما نباشد ، موی سرمان را هم باد خواهد برد.


               کسی باید نگران باشد که بی کس و یاور است. ما بی کس نیستیم. بی کسی و نداشتن پشتوانه و نداشتن استاد ، دردناک و وحشت آور است و ما که داریم خیلی برایمان بد است که بهره و استفاده نبریم. ما کسی را داریم که درست و غلط را به ما می گوید و نمی گذارد ما در چاه فرو رویم ، اگر بدترین مشکلات هم سراغ ما بیایند باید به رویشان لبخند بزنیم. باید به این نقطه تفکر برسیم که مشکلات لعنت خداوند نیست ، بلکه رحمت خداوند می باشد.

               فاصله ندانی تا بدانی ، فاصله فقر تا ثروت است. کسی که فقیر است باید سالها زحمت و مرارت بکشد تا به ثروت برسد. پس چگونه میخواهد در مقوله دانایی یک شبه به دانایی برسد و این همان جایی است که مهندس می فرماید: من متحیرم که چرا مردم فکر می کنند کسب دانایی بدون هزینه ممکن است.

               ما در کنگره بدنبال آدم شدن هستیم ، میگوید ((جمعیت احیای انسانی)) نگفته است ((جمعیت احیای جسمانی)) ، هم باید جسم احیا شود و هم باطن ، قوی ترین جسمی که فاقد شعور و معرفت و شناخت باشد چه قیمتی دارد؟

               بزرگترین نعمت برای یک انسان و نهایت عشق خداوند به یک بنده ، این است که استاد برایش مهیا کرده است ، بنده ای را تصور کنید که خدا از مال دنیا بی نیازش کرده ، اما هیچ کسی را ندارد که به او بگوید این درست است و این غلط ، مطمئن باشید که تباه و بدبخت می گردد.

               قدیمی ها می گفتند هرکس بزرگتر ندارد برود و برای خودش بزرگتری بخرد یعنی بزرگتری برای خودش مهیا کند ، انسانی که بزرگتر ندارد مانند قومی است که پیامبر و پیام آور ندارد.

               تمام دانش کنگره در پی نزدیک کردن ما به فرمان عقل است. فرمان عقل ، فرمانی است که خواسته های نامعقول  را کنار میگذارد و به خواسته های معقول بها می دهد. تمام سرنوشت و آیندۀ ما در گرو خواسته های ماست. بسیاری از اوقات هم ، در مسیر آموزش درجه و زاویۀ خواسته های انسان تغییر میکنند ، ما هر چه بیشتر در مسیر آموزش باشیم ، ضمن اینکه خواسته های نامعقول ما کنار می روند خواسته های معقولمان نیز ارتقاء می یابد و میتوانیم بین خواسته های معقولمان اولویت بندی کنیم و خواسته های معقولی که اهمیت بیشتری برایمان دارد را در رأس خواسته هایمان قرار دهیم ... .


تایپ مسافر مصطفی




مسافر منصور
مورخ ۱۳۹۷/۶/۴


ره توشه سفر ( بخش 70 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

                در مسیر کنگره انتهای تمام اعمال ختم به حال خوش ، تعادل ، عشق و محبت است و همین موضوع باعث پیدایش بندهای محکم بین شخص و کنگره می شود.
   در بدن یا جسم انسان ما با سه مولفه و یا موضوع در ارتباط هستیم که در مقوله اعتیاد و درمان آن به صورت متمرکز مورد توجه متخصصین قرار نگرفته است. ما یک بحث متابولیکی در موضوع بدن انسان داریم که به سیستم های مکانیکی بدن انسان مربوط است و دیگر یک بحث فیزیولوژی داریم و یک بحث بیوشیمیایی داریم .

               وقتی فردی ماده مخدری را مصرف می کند ، ماهیت هر سه این سیستم ها را تحت تأثیر قرار می دهد . یک انسان عادی بدنش صاحب یک ساعت بیولوژیک است که وقت و ساعت تمام نیازهای بدنش ، مانند خواب و خوراک آن بدن معلوم و مشخص است ، مصرف مواد این ساعت بیولوژیک بدن را مختل می کند ، وقتی که باید بخوابد بیدار است و ساعتی که ساعت بیداری و شروع فعالیت روزانه است ، می خوابد.


بحث فیزیولوژی ، بحث ارتباط با ناقلهای عصبی یا نوروترانسمیترها است که اثرش را از مواد بیوشیمیایی می گیرد. یعنی شما وقتی ماده مخدری را مصرف می  کنید ، میرود و روی سیستم فیزیولوژی شما اثرش را می گذارد ، مانند ماشینی که سوخت آن بنزین است اما بجای بنزین در باک آن گازوئیل بزنید. انسانی که غذا و هوای سالم به بدنش وارد می کند ، فیزیولوژی اش یک فرمانی به بدن صادر می کند و کسی که مواد مخدر مصرف می کند بخصوص مواد مخدر صنعتی به بدنش وارد می کند ، فرمان دیگری به سیستم فیزیولوژی اش صادر می کند ، چون بحث فیزیولوژی در بدن ما ، ضمن اینکه یک سیستم الکتریکی و مکانیکی است ، یک سیستم شیمیایی نیز هست . جالب اینجاست که ما هیچ داروی صنعتی و شیمیایی که برای بدن هیچ عارضه ای نداشته باشد، پیدا نمی کنیم. حال این مطلب باید برای من آغاز یک نقطه تفکر باشد ، که چرا ما در بحث فیزیولوژی اعتیاد ، تریاک را بعنوان سازنده ترین ماده مطرح می کنیم ؟ چون تریاک یک ماده کاملاً گیاهی است و صنعتی و شیمیایی نیست و بهمین منظور اگر بعنوان دارو استفاده شود ، کمترین عوارض را در پی خواهد داشت .


                باید در نظر داشت که آنچه که تفکر را بی اثر می کند ، حس آلوده و ناپالوده می باشد. به قول آقای مهندس آنچه که شخص مصرف کننده را هرچند ثروتمندتر باشد ، به خاک سیاه می نشاند و حتی از نظر مالی بدهکار می کند ، مخارج تهیه مواد نیست ، بلکه بی تفکری و کج فکری است ، زمانی که همه می فروشند او میخرد و برعکس ، که این نشانه بارز از حس آلوده است و باعث تصمیمات اشتباه می گردد ، به هر تقدیر می توان گفت که برای تربیت و توامندکردن تفکر ما ناگزیر از انجام عمل هستیم مانند آنکه در کنگره می گوئیم که باید در آموزشها دقت کنید ، سی دی ها را گوش دهید ، حضورتان به موقع باشد ، مقاله بنویسید و مشارکت کنید.... که تمام اینها همان انجام عمل هستند... .

 
تایپ مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۹۷/۵/۲۹
                                                                            

                                                                            



ره توشه سفر ( بخش 69 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

                اگر کسی سوال کند که چرا شما این همه به حضور در جلسات و کارگاههای آموزشی و لژیون تأکید میکنید پاسخش چیست ؟ پاسخ اینگونه است : درست شدن  صور پنهان ما که تحت درست شدن صور آشکارمان بدست می آید و ابزار فیزیکی این درست شدن حضور در کارگاههای آموزشی است ، نتیجه اینکه اگر من نتوانم نظم و انضباط را در قالب فیزیکی و جسمانی بیاموزم در ادامه و بعد از انتقال نیز این بهم ریختگی و بی انضباطی با من باقی خواهد ماند ،  پس اگر تأکید می شود که بایستی نهایت بهره را در جهان فیزیکی با اعمالمان بدست بیاوریم برای این است که ناخودآگاه در حال انجام کاری هستیم که بر روی تمام زندگی ها و کالبدهای ما تأثیر خواهد داشت.


               آقای مهندس فرموده اند وقتی که رهجویی می آید و درست سفر می کند و به خط پایان می رسد لذتی که از این اتفاق به راهنما دست می دهد با هیچ لذتی در دنیا قابل مقایسه نیست. راهنما به دنبال این است که رهجویش را در تعادل ببیند. اگر بنا باشد به رهجویش بها بدهد و برایش زحمت بکشد و رهجو سرخط نباشد ، مانند باغبانی است که برای به ثمر رسیدن محصولش یک سال تلاش می کند و بعد محصولش آتش می گیرد ، آن باغبان واقعاً دل شکسته است ، معنای واقعی دل شکستگی این است که از تمام وجودت مایه بگذاری اما چیزی برداشت نکنی ، تمام هدف راهنمایان در کنگره این است که تلاش کنند که یک انسان را به تعادل نزدیک کنند و ببینند که تلاشی که کرده اند ثمر داده است و این لذت نه برای خود راهنما است چون راهنما رهجو را برای کنگره آموزش می دهد و نه برای خودش تا او نیز بتواند در آینده به انسانهای دردمند دیگری کمک کند و برای همین است که کنگره موفق است ، چون هم هدف درست و هم مسیر درست است.

               در جایی دیگر مهندس فرموده اند که صندلی ای که روی آن نشسته اید صاحبی دارد که به آن نیازمند است ، اگر آن را بیهوده اشغال کرده اید قطعاً تاوانش را می دهید ، بحث این است که یک جایی فرد یا باید متوجه باشد که چه کاری را انجام می دهد و یا باید از آن عمل صرفه نظر کند. انسان باید با معرفت یعنی با شناخت و شعور برای خودش روشن کند که واقعاً چه چیزی را می خواهد و یا چه چیز را نمی خواهد. باید خواسته در وجود انسان باشد و وقتی انسان واقعاً خواسته ای داشته باشد با تمام وجودش باید برای رسیدن به آن خواسته تلاش کند.

               به حقیقت من برای چه به کنگره می آیم و به دنبال چه چیزی هستم ؟ من اگر با صرف زمان و انرژی به هدفی که در کنگره دارم نمی رسم باید این روال را متوقف کنم و کارم را تعطیل کنم ، نباید کار به جایی برسد که راهنما مورد بازخواست قرار گیرد ، رهجویی که نه جایگاه را می فهمد ، نه ادب و نظم را ، تلاش بیشتر برای تربیت او آب در هاونگ کوبیدن است. مسافر سفر اول موجودی است که خداوند به او توجه ویژه ای کرده و اگر این را نفهمد که خداوند چه راهی پیش پایش گذاشته فاجعه است و رسم جوانمردی برای ما که تمامی راهها به روی ما بسته بودند این است که اکنون راه نمایان شده است ، این روش و شیوه درمان را پاس بداریم و به آن متعهد باشیم ، اگر اطلاع داریم که درگیر چه بیماری ای بوده ایم حالا باید کمر بسته به دنبال درمان باشیم.


               رهجو اگر در سفر اولش طبق چارت ( اصول و قوانین و متد و روش درمانی کنگره DST ) جلو نیاید اگر به سفر دوم برسد فاقد ارزش است کمااینکه برخی از سفردومی ها را داریم که در کنگره نیستند و حضور ندارند ، اینها رهجو نیستند ، رهجوی کنگره ای یعنی رهجوی خدمتگذار. ما باید چیزی را که کنگره به ما داده آن را پس بدهیم وگرنه بدون شک گریبانمان را خواهد گرفت. وقتی خداوند فرموده است که انسان موجودی است فراموش کار ، این قضیه دو بعد دارد ، یکی اینکه وقتی در قالب فیزیکی قرار می گیرد ماجرای گذشته یادش می رود ، اما بعد مهم تر این است که اصلاً خاصیت انسان این است که فراموشکار است ، اگر نبود یکبار که مطلبی را به ما می گفتند برایمان کافی بود. اگر می خواهیم که جزو فراموشکاران نباشیم یک راه بیشتر ندارد و آن حضور پیوسته و منظم است.

               همانطورکه ما هر روز جسممان به غذا و آب و استراحت نیاز دارد فکرمان هم پیوسته به آموزش و خدمت نیازمند است چون هیچ یک از ما کامل نیستیم. من اگر تفکر ، شعور و شناختم پیوسته در حال یادگیری و آموزش نباشد قطعاً به مشکل خواهم خورد و این موضوع تا آن مرزی است که استاد فرموده است (انسان تعالی یافته به عقب باز نمی گردد) که باید به این نقطه اطمینان برسیم و تا رسیدن به این نقطه پیوسته باید درحال قوی کردن خودم باشم.



تایپ : مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۹۷/۵/۱۲


رهایی لژیون

 

نوع مطلب :رهایی ،

نوشته شده توسط:احمد

                     ((پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن توجه می نمایند. بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمائید و بر زمین و سماء توجه کنید.
 با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد.
آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه با ارزش. هم قوت کافی و هم سایبان هایتان برافراشته خواهد شد.
پس آن کنید که فرمان است.))


مسافر امید     آنتی X : تریاک    مدت سفر اول : ۲۶ماه     روش درمان :DST     داروی درمان OT



مسافر مجتبی      آنتی X:  قرص ، متادون ، هرویین       روش درمان : DST      مدت سفر اول : ۱۱ ماه و ۲ روز






" تا باد چنین بادا "
مورخ ۹۷/۵/۳



ره توشه سفر ( بخش 68 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

        
              
               راهنما برای رهجو ، حکم یک بزرگتر را دارد که وقتی این کودک می ترسد دست او را می گیرد و به او اطمینان می دهد که در کنارش است ، شما وقتی پله کم می کنید راهنما هم با شما پله کم می کند ، اگر خراب کنید حال او هم دگرگون می شود و اگر حالتان خوب باشد حال او هم خوب است ، اگر غیر از این باشد این رابطه اصلاً معنایی ندارد. استاد می گوید : ((همه چیز در عالم با محبت معنا پیدا می کند)) بچه اگر به پدرش اعتماد نکند پس به چه کسی می تواند اعتماد کند؟ البته که راهنما در کنگره جایگاه بالاتر از پدر دارد ، جایگاه راهنما مانند پدری آگاه و دانا است که مأخوذ به آداب محبت صوری نمی شود و می داند که کار درست در رابطه با این فرزند چیست ، به آن حکم می دهد و پای آن نیز می ایستد.


              زمانی که شما وارد کنگره شدید ، مشاوره شدید و راهنما را به عنوان راهنما و اعلم انتخاب کردید باید بدون چون و چرا اطاعت کنید تا شما را به مقصد برساند اما چیزی در درون فرد به او می گوید باید حرف استاد را گوش بدهی ، اما آن ایمان که شما را وادار می کند بدون چون و چرا سخن راهنما را انجام دهی ، ریشه اش در تفکر و عقل است ، در فردی که خودش تعادل ندارد و به تو فرمان می دهد ، تو چه عکس العملی نشان می دهی ، تو به سخن کسی گوش می دهی و اطاعت می کنی که زمانی فرمانبرداری در او وجود داشته ، زمانی که از نظم حرف می زند تو نظم را در او می بینی و تو لاجرم فرمان می بری ، چنانچه استاد در کتاب می گوید : شناخت تجربیات گذشته و پیشین باید ما را به جایی برساند که تجربیات غلط را دیگر تکرار نکنیم.

               راهنما بی مزد و منت و چشمداشت عاشق این است که رهجویش را در مقام انسانی ببیند و هر چه رهجو در این مسیر درست تر حرکت کند ، گویی راهنما در آسمان سیر می کند و بالعکس هر چه از رهجو نارسایی و کوتاهی ببیند دل شکسته می گردد. وقتی محبتی در جهت کسی باشد ، خود آن شخص هم متوجه می گردد که راهنما می خواهد او به سلامت به پایان راهش برسد ، به خاطر خود آن شخص ، چون راهنما چیزی از رهجویش نمی خواهد.

               باید دانست که ما در کنگره یکدیگر را قضاوت نمی کنیم ، پاسخ یکدیگر را نمی دهیم ، راجع به بحث قیاس بارها این موضوع بیان شده که ما ناخودآگاه ، هر لحظه و پیوسته مشغول قیاسیم ، چون کار عقل به عنوان سنگ محک ، قیاس کردن است ، وقتی در جلسه کسی مشارکت می کند ، ممکن است ناخودآگاه هزاران قیاس در ذهن ما بر اثر آن مشارکت شکل بگیرد ، اما هرگز این قیاسها را مطرح نمی کنیم و پاسخ یکدیگر را نمی دهیم ، حرف یکدیگر را قطع نمی کنیم و راجع به یکدیگر قضاوت نمی کنیم ، تنها کسی که در کنگره نسبت به رهجو اجازه قضاوت را دارد ، راهنمای آن رهجو است .


تایپ " مسافر مصطفی"
 



مسافر منصور
مورخ ۹۷/۴/۳۰



ره توشه سفر (بخش ۶۷ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               ما در زمان مصرف ، بازی مان در ناآگاهی بود و مانند شخصی گم شده بودیم ، مانند کودکی که پدر و مادر خود را گم کرده و وحشت تمام وجودش را فرا گرفته است و هنگامی که پدر و مادرش را می بیند ، گویی وارد کشتی نجات شده است. کسی که به کنگره می آید اگر نگاهی غیر از این داشته باشد بهره کامل را نخواهد برد.  

               آدمی که در حال غرق شدن است و دستش به یک کشتی میرسد ، وقتی که وارد کشتی می شود چکار می کند؟ آیا تمام تلاشش را برای حفظ موقعیتش در کشتی انجام می دهد و یا می نشیند و کشتی را سوراخ می کند؟ گاهی رفتارها در طول سفرمان اینگونه است و مصداق شخصی هستیم که بر سر شاخه نشسته و دارد آنرا ارّه می کند.



               بهتر است بدانیم که قضیه گوش دادن به سی دی ها ، مانند فرایند خوردن غذاست ، هنگامی که بدن شما به ویتامین C نیاز دارد ، اگر در غذای شما چند قطره لیمو هم باشد بدن ویتامین مورد نیازتان را با همان چند قطره تأمین می کند ، وقتی شما سی دی را با تمرکز گوش بدهید ، جاهایی که نیاز به تلنگر دارید خود سی دی به شما تلنگر خواهد زد و باید سی دی ها را با نیت تحقیق و فهم گوش کنید و منظور این است که توجه شما به مفاهیم درون این سی دی ها جلب شود ، اگر هم می خواهید مطلبی بنویسید نکات مهم و پرسش هایتان از سی دی ها را بنویسید ، تمامی علم در گرو پرسش کردن است ، اگر سوال و پرسش را از انسان حذف کنند تمام خلقت گویی حذف می شود ، اگر می گویند که سی دی ها را گوش بدهید برای رفع تکلیف نیست ، شما باید برای آمدن سی دی جدید بی تاب باشید و اگر این حس را ندارید ، باید آنرا در درونتان بیابید و روشن کنید چون این حس در همه انسانها وجود دارد و در همه نیز قابل روشن شدن است.

               باید دانست همه چیز در تعادلها معنا پیدا می کند ، ما تا تفکرمان و درونمان به یک تعادل نسبی نرسد نمی توانیم در بیرون به تعادل برسیم. به عبارتی بدون آموختن الفبا هرگز قادر به نوشتن نیستیم ، ما اگر درست و کامل از جهان اعتیاد بیرون نیائیم ، دوباره به آن بر می گردیم تا زمانی که بیرون بیائیم ، در این زمان و جهان فیزیکی و یا در زمان و جهانی دیگر تا از این گذرگاه عبور نکنیم ، از پل صراط رد نخواهیم شد. بنابراین رمز و راز و اسرار اینکه نمی شود ، برای این است که درست عمل نمی شود. مطمئن باشید رهجویی نداریم که سر وقت بیاید ، وظایفش را انجام دهد ، کار ضد ارزشی انجام ندهد و حالش خراب باشد ، اگر رهجویی حالش خراب است مطمئن باشید که یکجای کارش ایراد  دارد. ((بهشت را به بها می دهند نه به بهانه)) شما نمیتوانید گریز بزنید ، سر وقت نیائید ، سی دی گوش ندهید و سایر وظایفتان را انجام ندهید و حالتان هم خوب باشد ، بنابراین اگر من حالم خوب نیست و کم فکرم برای این است که من یا صورت مسئله را نفهمیدم و یا آنرا درست اجرا نمی کنم که هر دوی اینها نیز یک مفهوم را می رسانند... .

تایپ : مسافر مصطفی



مسافر منصور غفاری
مورخ ۱۳۹۷/۴/۱۸




ره توشه سفر ( بخش 66 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               همۀ گِرۀ کار ما در این است که وقتی دستور جلسه ای می آید من چگونه آنرا می بینم ، آیا نزد خود می گویم که بارها راجع به این موضوع حرف زده ایم و دیگر برایم تکراری شده است؟ یا می خواهم بفهمم که واقعاً این دستور جلسه چه نکاتی را مطرح می کند؟ اگر دید من این باشد که بدانم این دستور جلسه چه پیامی داشته ، باقی ماجرا خودش می آید. کسی که می خواهد بداند و دانستن برایش مهم است ، بسیار متفاوت است با کسی که نمی خواهد بداند و قطعاً این دو نفر سرنوشت بسیار متفاوتی خواهند داشت. کسی که نمی خواهد بداند ، هزاران توجیه برای ندانستنش می آورد ، اما هیچ کدام از آنها پاسخ ندانستن او نیستند ، من از خودم می پرسم ، که چقدر می دانم و می فهمم ، خراب کاریهای من حاکی از این است که من چقدر نفهمیده ام.


               رهجو اگر هوشیار نباشد به راحتی اسیر می شود ، من به همان نسبتی که می دانم چقدر نمی دانم ، تلاش می کنم که بدانم و خواسته ام این است که کاملاً هوشیار باشم و بتوانم لااقل در حوزه درمان و مسائل روزمره زندگی پاسخگوی سئوالاتم باشم چون اگر من نتوانم پاسخ پرسشهای زندگیم را بدهم یعنی بلد نیستم که چگونه زندگی کنم ، اینکه کسی بفهمد که پاسخ پرسشهای زندگیش را نمی داند خودش نیمی از راه را طی کرده است ، بنابراین هر چقدر که بگویم چه فرصت طلایی ای در اختیار ماست و ما متوجه آن نیستیم و بهره ای را که باید از آن نمی بریم کم گفته ام. ما در مصدر آموزشی هستیم که بهترین و عمیق ترین نوع تغییر در انسان در این شرایط رخ می دهد ، با این شکل و ساختار آموزشی و با همین شکل و شمایل استاد و شاگردی و من و شما با تجهیزات کامل در صحنه جنگ تن به تن قرار داریم و سرنوشت این جنگ را خودمان تعیین می کنیم.

               تمامی مسافران سفر اول یا دوم ، سرباز میدان جنگ هستند و این سرباز اگر در میان جنگ خوابش ببرد و یا هوشیار نباشد مشمول صدها فاجعه مصیبت بار می گردد. استاد می گوید اگر دیر به ایستگاه برسید اتوبوس را نخواهید دید ، ما نباید طوری باشیم که به زور بخواهند ما را از خواب گران بیدار کنند ، باید هوشیار باشیم و بدانیم که آیا واقعاً میخواهیم به اتوبوس برسیم یا نه؟ اگر هوشیار نباشیم اتوبوس خواهد رفت و ما در خواب می مانیم. هر لحظه زندگی و هر لحظه بودن ما در کنگره ، صاحب اهمیت شگفت انگیزی است که شاید آنرا باور نکنیم ، در این سفری که در پیش گرفته ایم درایت ، فهم ، آگاهی ، علم و دانایی لازم است و در غیر این صورت به نتیجه نمی توان رسید ، اگر قرار است در مسند رهجو و مسافر قرار بگیریم ، اول باید بدانیم برای چه می خواهیم در آن قرار بگیریم ، اما اگر بر این مسند نشستیم باید تمام شرایط و اسباب بزرگی آنرا لحاظ کنیم ... .

                                                                                                                                    
تایپ : مسافر مصطفی




مسافر منصور
مورخ ۹۷/۴/۹


ره توشه سفر ( بخش 65 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               باید دانست که هنر استاد و راهنما ، ساده کردن مفاهیم نیست بلکه قابل فهم کردن آن مفاهیم است و در اینجا نباید ، خواسته فهم کردن مطلب توسط شخص یادگیرنده را نادیده گرفت که بسیار مهم می باشد. کاری که در این میان راهنما می تواند انجام دهد این است که بستری را فراهم کند تا رهجو به بالاترین درجۀ آن خواستۀ فهم کردن برسد. فرض کنید بچه ای بیاید و به پدرش بگوید که من میخواهم خلبان شوم ، خارج از اینکه این خواسته چقدر در آن کودک قوی باشد ، یک پدر چقدر می تواند شرایط را برای رسیدن به این خواسته فراهم کند؟ قاعدتاً باید بگویم خیلی. با آموزش خاص ، یعنی نود و نه درصد تمرکز روی خود شخص است ، خواسته درونی شخص این قابلیت را در او ایجاد می کند که بدون توجه به جهان پیرامونش منحرف نشود و به حد اعلایی به آن خواسته برسد.

               رهجو اگر به درجه ای از عقلانیت و بیداری و آگاهی نرسد وقتی که از درب کنگره بیرون می رود فضای پیرامونش به او آسیب می زند. به همان نسبتی که فرد توجه و تمرکزش بر انجام خواسته های معقول درون گردد ، از تشعشعات و امواج بیرون کم می شود ، پس وقتی می گوییم خواست ، یعنی مجموع تفکرات ، تعقلات ، دانایی و همۀ چیزهای دیگر. بحث در نوع نگاه و نگرش است.


      
        مسافر سفر اول با چه چیزی در کوله اش باید راهی سفر شود که چراغ راه او باشد؟
آن چیزی که مسافر سفر اول باید به آن ایمان داشته باشد ، چراغ راهی به نام راهنما و آموزشهای کنگره است ، هرچند که ممکن است با باورهای او تطابق نداشته باشد ، یعنی بار ندانسته هایمان بسیار سنگین تر از دانسته هایمان است. با این وجود یکسری شاه کلید داریم که می توانیم هر در بسته ای را باز کنیم ، ولی همه گرفتاری ما در ادامۀ این مسیر این است که دستبند و پا بند زیاد داریم ، درون ما باید مانند یک سد مستحکم باشد ، مثل دیواری که نه کسی بتواند از آن بالا برود و نه کسی بتواند آنرا سوراخ بکند ، چون ما باید از هجوم نیروهای منفی به درونمان جلوگیری کنیم ، درون در پیوند با بیرون است ولی نباید اثری از بیرون بگیرد مثلاً اگر فرد به یک انسان راستگو تبدیل شود ، اگر تمام عالم هم دروغ بگویند روی او تاثیری نخواهد داشت ، حالا بحث اصلی این است که ما با درونمان چکار کنیم؟ اینها بحث تزکیه است که این تزکیه در بستر زمان با انجام عمل سالم و با داشتن چراغ راه ، همراه با بالا بردن نقطه تحمل اتفاق می افتد و تمام این اجزاء لازم و ملزوم یکدیگرند ، به عبارتی دیگر تزکیه پرهیز از ضد ارزشهاست و باز به تعبیری دیگر اگر در کنگره با راهنمایت صادق نبودی و خلاف اصول و حرمت کنگره عمل نمودی به این معناست که پرچم پرهیز از ضد ارزشها (تزکیه و پالایش) بر زمین افتاده است ... .

تایپ :مسافر مصطفی



مسافر منصور غفاری
مورخ ۹۷/۳/۲۷


ره توشه سفر (بخش 64 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               در وادیها بحث مبدأ ، مقصد و هدف (چگونگی مسیر) ابتدا به ساکن اول مبدأ است که خیلی مهم است ، بعضی از مفاهیم از شدت سادگی ما را گمراه می کنند ، ما از کجا باید شروع کنیم؟ آقای مهندس دژاکام در این مورد مثال ساده ای می زنند ، می فرمایند : فرض کنید در نقطه ای از کره زمین شما را رها کنند ، شما هدفتان بهترین مکان دنیا هم که باشد اگر ندانید که کجائید ، چگونه می خواهید به مقصدتان برسید؟ یک طرحی نو در قسمتی از صورت مسأله اعتیاد در پیام مصرف کننده کیست؟ که می گوید : مصرف کننده فرد بیماری است که با استفاده مکرر از مواد مخدر در شهر وجودی ، جسم و جهان بینی خود تخریب ایجاد کرده ، نکته مهم اینجاست که می گوید : این اتفاق چه دانسته و چه ندانسته رخ داده باشد ، این یعنی بحث روانکاوی برای شروع درمان هیچ فایده ای ندارد ، چون هر کسی به یک دلیلی به این بیماری مبتلا شده است می گوید ما کاری نداریم که تو به چه دلیلی مبتلا شدی ، به هر دلیلی مبتلا شدی ، الان بیماری و باید درمان شوی.


              اگر ما مبدأ درمان را دلایل شروع اعتیاد می گرفتیم ، روش ما مانند روش روانشناسان با شکست روبرو می شد. در ادامه این بحث آقای مهندس یکی دیگر از قوانین الهی را بیان می کنند و می فرمایند : شما اگر چندین ضد ارزش مانند دروغ و کینه در وجودتان باشد ، ما هرگز نمی توانیم روی یک به یک این ضد ارزشها کار کنیم به این دلیل در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر هم ارزشها و ضد ارزشها به شجره مثال زده شده اند شجره خبیثه درختی است که هر یک از شاخه هایش یک میوه از ضد ارزشها را محصول دارد ، نمی شود کسی دروغگو باشد ولی امانت دار باشد و به واسطه این حکمت ما یک شاه کلید داریم که آن دانایی می باشد. 
  
               باید دقت کنیم آگاهی داشتن از موضوعی به معنای دانایی در آن موضوع نیست. ما ممکن است از مضرات موضوعی آگاه باشیم ولی تا راجع به مضرات آن موضوع دانا نشویم از آن اجتناب نمی کنیم ، پس موضوع صرف آگاهی نیست ، بلکه بحث تفکر ، تجربه و آموزش است ، یعنی دانستنی که با تفکر در شما به تجربه تبدیل شود ، نمونه آن مسافرین کنگره ای که سختی های اعتیاد را تجربه کرده اند ، اگر تجربه نکرده بودند اصلاً به دنبال درمان نمی آمدند. ما یک بار دانایی را از دیدگاه مثلث دانایی (تفکر، تجربه و آموزش) بررسی می کنیم و و یک بار از دیدگاه مراتب دانایی ، یعنی علم الیقین ، عین الیقین و حق الیقین. علم الیقین همان آگاهی است ، می گویند که مواد مخدر انسان را بدبخت می کند زمانی عین الیقین است که این آگاهی عمیق تر می شود و شما مصرف کننده ای که بدبخت شده را می بینید ولی یک جا حق الیقین است ، یعنی شما خودتان مصرف کننده می شوید و بدبختی های مواد را لمس می کنید یعنی مثلث تفکر ، تجربه و آموزش در دل این مثلث مراتب دانایی قرار دارد و این مراتب دانایی دارای طیف های گسترده ای هستند که در هر نقطه اش تفکر، تجربه و آموزش در حال حرکت است ، مانند انسانی که مصرف کننده می شود و اندکی متوجه می گردد که تعادلهایش به هم خورده است ، ما می گوییم این شخص تفکر ، تجربه و آموزش را در جهت منفی به دست آورده است ، این فرد کجا و شخصی که همه چیزش را در اعتیاد باخته کجا؟ اینها در دو جبهه با طیف مختلفند. بحث همان یک وجب و صد وجب زیر آب است ،   '''' باور داشته باشیم حتی بین دو مصرف کننده ای که یکی اسم کنگره را شنیده و دیگری که نشنیده هم فاصله است. یعنی تمام مراتب دانایی ارزشمندند و گاهی می توانند جان انسان را هم نجات دهند .'''''




تایپ : مسافر مصطفی

مسافر منصور غفاری
مورخ ۱۳۹۷/۳/۱۱



ره توشه سفر (بخش ۶۳)

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

                بحث سطح انرژی خیلی حائز اهمیت است و دانستن آن ما را با علم حکمت آشنا می کند ، علم حکمت ، فلسفه چگونگی اندازه گیری اتفاقاتی را که با معیارهای فیزیکی قابل اندازه گیری نیستند به ما می آموزد. شما نزد حکیمی می روید و از او می پرسید که من چندین کار خیر را انجام داده ام ، پس چرا آنقدر بدبختی به سراغم می آید؟ آن آدم اگر حکیم باشد باید یک قواعدی را بداند که مهمترین آنها این نکته است که تقدیر طبق زمان بندی و نظر ما نیست. ما این را به حرف می گوییم اما باطناً خیلی کم به آن اعتقاد داریم. اگر راهنما به رهجو می گوید که باید صبر کنی و صبر کنی و باز هم صبر کنی و وظایفت را علیرغم تمام سختی ها انجام بدهی ، برای این است که حکمت پشت این قضیه را می داند و می داند که زندگی 70 یا 90 ساله دنیایی ما به اندازه یک برگ از یک کتاب چندین میلیون صفحه ای است. قضاوت کردن از یک اتفاق ناخوشایند برای کل زندگی مانند این است که شما با دیدن یک سکانس از یک فیلم ، آن فیلم را تفسیر و قضاوت کنید. شما وقتی نزد روانپزشک می روید به شما می گوید که حداقل باید 6 ماه بیایید تا من بتوانم با رصد کردن افعال و عادتهای بیرونی شما ، پی به مشکل صور پنهانتان ببرم و حتی با رصد کردن این رفتارها هم ، بسیاری از اوقات باز هم نمی توانند به ریشه برسند و بسیاری از بیماریها را درمان کنند. بحث درست بودن یا نبودن و کامل بودن یا نبودن هم خود دو مقوله است که ما در یک جا تعریفش می کنیم ، تصور کنید که بخواهید با پروتکل DST و بدون آموزش جهان بینی کسی را به درمان برسانید ، بخشی که شما درباره روش DST می گویید درست است اما کامل نیست ، اینجا مثلث جسم ، روان و جهان بینی مطرح است.



                 انسان ماهیت پنهان و آشکاری دارد که اگر جسمش درمان شود اما تفکرش دست نخورده باقی بماند ، باز یک جای کار لنگ می زند ، حال این مثالها آورده شد تا به این نکته برسیم که خیلی از مسافرهای سفر اول با آن درگیرند و آن این است که این افراد بسیاری از اوقات به علت پایین بودن سطح انرژی ، استدلالشان به گمراهی می رود ، طرف یک روز حالش خوب است و روز دیگر حالش خراب است و وقتی که استدلال این سطح انرژی را در حال گذر بررسی می کند ، استنباطش از شرایط کلی ای که دارد به بیراهه می رود و در نتیجه حس ناامیدی و صدها فتوای دیگر به سراغش می آید که آخرش به ناکجا آباد ختم می شود. اینکه ما دعوت می کنیم به صبر و تحمل ، نشان این نیست که راهنما ، رهجو را به موهومات حواله می دهد ، ممکن است رهجو پیش خودش بگوید راهنما حال مرا نمی فهمد و دائم می گوید صبر کن. خیلی حائز اهمیت است که رهجو به شناختی برسد که بتواند اوضاع اکنون خود را درست بررسی کند ، اغلب کسانی که حال خوبی ندارند در این زمینه به خطا می روند. هرگز نباید به این سطح انرژی گذرا تکیه کرد و آنرا ملاک قرار داد. از حال خوش باید بهره برد و با حال بد باید ساخت.

                 تنها چیزی که در سفر اول به داد مسافر می رسد ، این است که با چراغ راه راهنما راه برود. مانند این است که پدری دست کودکش را گرفته باشد و با هم راه بروند ، این پدر می داند که 5 کیلومتر جلوتر آبادی و غذا وجود دارد ، اما کودک دائم گله می کند که گرسنه و خسته شده است ، پدر به او می گوید درست است که خسته شده ای اما باید به راه رفتن ادامه بدهی تا به آبادی برسی ، هر چه که این پدر بخواهد به کودک توضیح بدهد که چند کیلومتر جلوتر به غذا و استراحتگاه میرسی ، چون آن کودک با استدلالهای خودش بررسی می کند ، زیر بار نمی رود. سفر اول دقیقاً مصداق این قضیه است ، یعنی شما اگر بخواهید دائم خود را رصد کنید و شرایطی که بر شما مسلط است را ارزیابی کنید اما تمام ابزار شناختش در دست شما نباشد حتماً قضاوتتان غلط خواهد شد.



               این یک هنر است که مسافر سفر اول بداند که چگونه سطح انرژیش را بالا نگه دارد. شما وقتی همنشینتان یک آدم مایوس و ناامید باشد معلوم است که سطح انرژیتان پایین می آید ، مطمئن باشید اگر صبح تا شب بنشینید و به گرفتاریهایتان فکر کنید و غصه بخورید هیچکدام از گرفتاریهایتان حل نمی شود و تنها ثمره ای که دارد این است که انرژی شما را پایین می آورد.

               ما در هفته سه روز به جایی می آییم که سطح انرژیمان در اینجا بالا می رود ، کسانی را می بینیم که دوستشان داریم و بی مزد و منّت در کنار شما به شما خدمت می کنند ، قدر این نعمتی را که داریم خیلی گرامی بداریم ، انسان اگر مطمئن باشد که در صراط مستقیم است ، می داند که در این راه هر چه برایش پیش بیاید عین خیر است ، بنابراین خیلی مهم است که ما در کنگره یاد بگیریم که با یک برنامه منضبط به جلو نگاه کنیم ، در هر زمانی که من به دنبال عمل سالم نباشم جایی است که سکون و سقوط برای من اتفاق می افتد. مسافر سفر اول ارزنده ترین عنصر در کنگره است که با اینکه هنوز در کنگره به رهایی نرسیده اما دارد بیشترین تحرک را برای رهایی از تاریکی ها انجام می دهد ، پس ساکن نیست و در حال انجام حرکت است...

تایپ : مسافر مصطفی


مسافر منصور غفاری
مورخ ۹۷/۲/۱۳



رهایی لژیون

 

نوع مطلب :رهایی ،

نوشته شده توسط:احمد

                       ((پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن توجه می نمایند. بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمائید و بر زمین و سماء توجه کنید.
 با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد.
آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه با ارزش. هم قوت کافی و هم سایبان هایتان برافراشته خواهد شد.
پس آن کنید که فرمان است.))




           مسافر: محسن        انتی ایکس: متادون , شیشه       روش درمان: دی اس تی         داروی درمان: OT              مدت سفر: 12 ماه







" تا باد چنین بادا "
مورخ ۹۷/۲/۲۶



ره توشه سفر ( بخش ۶۲ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

              
                از رهایی داخل کنگره عمیق تر و دقیق تر وجود ندارد ، در کنگره به غیر از رهایی از مصرف مواد مخدر ، تغییرات بسیار چشمگیری در رفتار و منش فرد در زندگی روزمره ایجاد می کند. حضور افراد در کنگره بخصوص سفر دومی ها تأثیر گذار و مفید می باشد ، خیلی اوقات یک مشارکت سفر دومی راهگشای سفر تازه واردین می گردد و می تواند یکی از عوامل اصلی ماندن فرد در کنگره و به درمان رسیدن آن باشد. اگر رهجو سفرش را به درستی به پایان برساند ، در هر مکان و در هر زمان هرگز به مصرف مواد باز نخواهد گشت.

               راهنمایان همیشه قادر به تشخیص اعمال رهجویان هستند و شناخت از رهجویان برحسب تجربه و اعمال و مسیر سفر رهجو برای راهنمایان به میزان بسیار بالایی امکان پذیر است.



               ماندن برای بعضی از افراد در کنگره الزامی است زیرا درخت درمان ریشه گرفته و تنه پیدا کرده ، اما چیزی که تنه را محکم می کند تا به اصطلاح با هر بادی نلرزد ممکن است نیاز به زمان بیشتری داشته باشد تا به آن نقطه برسد ، درمان دارویی و استفاده کردن از داروی OT تنها بخشی از درمان رهایی از اعتیاد است. آموزش جهان بینی و ماندن و در ادامه ، بودن در کنگره ، تنه این درخت را محکم کرده و تفکر و بینش افراد نسبت به زندگی را تغییر می دهد.

               خدمت کردن در کنگره نعمت بسیار بزرگی برای هر یک از افراد کنگره است. گاهی اوقات افرادی هستند که تشنه خدمت کردن در کنگره هستند اما شرایط آن به هر دلیل برایشان پیش نمی آید ، خدمت کردن همان باز پرداخت بدهی و جزای الهی است ، منظور از بدهی ، بدهکاری مالی نیست ، بلکه بدهی معنوی و معرفتی است که انسان در قبال خدماتی که از افراد مختلف در قبال ایشان انجام داده اند ، برای مثال اگر یک جراح فرد بیماری را از مرگ نجات دهد ، خدمتی که به بیمار صورت گرفته را هرگز نمی توان با پول جبران نمود ، انسانها نمی توانند خدمت انجام شده درباره شان را به عینه پاسخ دهند ، همانند جراحی که بیماری را از مرگ نجات داده است. جبران این قبیل خدمات و یا هر نوع خدمت دیگر معنوی ، فقط با خدمت به خود شخص و دیگران که به نوعی ظرف جبران لطفی که با ما شده را می توان پر کرد.

               گاهی اوقات افرادی می گویند که برای مثال من فقط آقای مهندس را قبول دارم و لاغیر ، اما اگر ما جناب مهندس را قبول داریم می بایست کنگره و اعضاء آن و همه را قبول داشته باشیم زیرا تمام اینها در هر جایگاه خدمتی که هستند راه و اعتقاد و مسیر جناب مهندس را پیش گرفته و دنبال می کنند.

               کسانی که وقتی به جایگاهی دست پیدا می کنند نفر قبل از خود را که در این جایگاه قرار داشته مورد توهین قرار می دهند و آنان را بی کفایت در آن پست و مقام می خوانند که اینها از گروه جاهلان هستند و از روی نادانی و ناآگاهی ، افراد را قضاوت کرده و برای آنان حکم صادر می کنند ، کنگره افراد را با تفکر و تعقل پرورش می دهد و اصل نیز همین است. اگر قرار بود که ما در سطح پایینی از تفکر و تعقل بمانیم انسانی به معنای انسانیت و مخلوقی که می تواند با تفکر اعمال خود را انجام دهد وجود نمی داشت...


تایپ : مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۱۳۹۷/۲/۱۳


ره توشه سفر (بخش 61 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               کنگره ای بودن بنا به فرموده بنیان کنگره ((جناب مهندس دژاکام)) مستلزم حفظ یک دیسیپلین بسیار سخت است ، اما اگر به این نظم و انضباط دست یابیم کار برایمان بسیار لذت بخش خواهد شد.

به هنگام حضور در کنگره و شرکت در کارگاههای آموزشی چه خصوصی و چه عمومی ، باید سعی شود با لباس مرتب و آراسته حاضر شوم ، گویی که به یک مهمانی دعوت شده ام. اگر کسی بگوید ظاهر آدمها به باطنشان ربطی ندارد ، کاملاً در اشتباه است. این موضوع تا این حد اهمیت دارد که گویی سوال کنیم دنیا مهم تر است یا آخرت ؟ هر دو در جایگاه خود مهم هستند و البته داشتن هر دوی آنها کاری سخت اما لذت بخش است.



               باید برای رهجو این سوال پیش بیاید که چرا در کنگره این همه روی رعایت نظم و سر وقت حاضر شدن در جلسات تأکید می شود؟ حاضر شدن در جلسات و کارگاههای آموزشی مانند دنیاست و رسیدن به درمان و تعادل ، مانند آخرت و به عبارتی مگر می شود با داشتن دنیایی خراب ، آخرتی آباد داشت؟

               رهجو تا زمانی که متوجه نشود چرا در کنگره بر روی حضور به موقع در جلسات و کلاسها تأکید می شود ، نمی تواند آنرا به اجرا در آورد ، متوجه شدن و فهمیدن هم در گِروی اجرا کردن است. اگر من به عنوان رهجو قادر به حضور به موقع در کارگاههای آموزشی نیستم ، علتش درک نکردن آن است ، چون اگر متوجه نشوم دیگر کار برایم تمام شده است. این موضوع از لحاظ شناخت انسان ، بحث بسیار مهمی است. همان بحثی که می گویند اگر بیماری را تشخیص دادید ، لاجرم درمان در کفۀ ترازویتان قرار می گیرد.


               اعتیاد چگونه می تواند در درون ما زندگی کند؟ زمانی اعتیاد می تواند در درون ما زندگی کند که انسان دانایی نسبت به اعتیاد پیدا نکند ، وقتی که من به کنگره می آیم در واقع می خواهم آگاهی خودم را بالا ببرم ، حال اینکه دیر می آیم و زود می روم و در جلسات و کارگاههای آموزشی و لژیون به موقع حضور پیدا نمی کنم ، اینها عواملی هستند که من را از دانایی و آگاهی دور می کند و این موضوع به نفس اَماره بر می گردد و به نحوی این مشغله را بوجود می آورد تا به هدفش برسد.

               رهجو با توجه به دو اصل ، او را به ساحل رهایی می رساند ، که آن گوش به فرمانی و صداقت با راهنما به اضافة حفظ و عمل به دیسیپلین کنگره می باشد. وقتی در کنگره ، منضبط بودن و مسئولیت پذیری را یاد بگیریم ، در ادامه این اندوخته ها با من همراهند و مرا یاری می دهند ...


تایپ : مسافر مصطفی

مسافر منصور
مورخ ۹۷/۲/۳



ره توشه سفر (بخش ۶۰ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               تفکر یکی از ویژگیهای بسیار حائز اهمیت انسان است ، هر چه بیشتر فکر کنیم با خود یا همان تفکر بیشتر به عظمت و قدرت آن پی می بریم و این ویژگی تفکر قطعاً به همه موجودات داده شده است ولی برای انسان یک چیز دیگر است و یک مقدار خیلی زیادتر و بیشتر در سیستم انسان طراحی شده است . چون در زمان مصرف ، مواد مخدر را مثل یک ماده جادوئی مصرف می کردیم ما را در یک حلقه بسته ای زندانی کرده بود که مدام دور آن حلقه می چرخیدیم ، پس این اندیشه و یا تفکر مثل اسب عصاری حول محور یک دایره ای در چرخش بوده و به هر حال یک جهان خاصی پیرامون خودمان شکل گرفته و می خواهیم از این جهان خارج بشویم ((جهان افیونی)) ولی چگونه ؟ باید مسیر روشن باشد ، راه گُم است و کاشانه ناپیدا و یا اسب لنگ بی لگام آخر کجایم می برد ، خودم هم نمی دانم ، راه گُم است ، باید راه مشخص باشد ، بنابراین در این مقطع اولین قضیه می گوید ، با تفکر ، که یک حرکت درونی است ، یک حرکت ذهنی است ، از یک مبدأ به یک مقصد ، از یک نقطه به نقطه دیگر ... و در ادامه باید به تدریج و آهستگی به این تفکر جهت بدهیم تا به نتیجه برسیم.



                در سیستم آموزشی کنگره حضور هر کس در کنگره چه راهنما و چه رهجو به نوع نگاه او بستگی دارد ، اغلب خدمتگذاران در هر جایگاه خدمتی که قرار دارند کار کنگره را ارزشمندترین کار در زندگی خود می دانند و بقیه امور زندگی با فاصله زیادی نسبت به این کار قرار می گیرند ، تمام انسانها به دنبال کسی می گردند که بتوانند به او اعتماد کنند و این موهبت شامل حال افراد کنگره شده است.

                 انسان همیشه اسیر تفکراتش است . ما وقتی در هر یک از ارکان زندگیمان مانند خواب ، خوراک و یا در همین مصرف کردن مواد به مشکل می خوریم ، به خاطر این است که در یک ساختار فکری گیر کرده ایم ، بطور مطلق هیچ حلقه مفقوده ای در کار نیست ، ما انسانها موجوداتی هستیم که خداوند ساختارمان را اینگونه طراحی کرده است ، ما تا یک جایی می توانیم بر اثر غیرت روی حرفی بمانیم ، جناب مهندس فرموده اند که اگر من با درمان حالم خوب نمی شد ، قطعاً اکنون مواد مخدر را مصرف می کردم ، رهجویانی که به سفر دوم می رسند و حالشان خوب است ، چقدر ممکن است کلاه برداری باشد ؟ ((صفر درصد)) چون اینجا موضوع فقط این نیست که شما یک موادی را مصرف می کردید و لذت می بردید ، حالا آن مواد را مصرف نمی کنید پس لذت نمی برید ، اینجا بحث ساختار ذهنی است ، رهجویانی که به پله های آخر می رسند تقریباً بدون استثناء همگی یک ترسی از قطع دارویشان دارند ، چرا ؟ بخاطر جدایی از ساختار ذهنی گذشته شان می باشد ، ما سالها با مواد زندگی کرده ایم و حالا می خواهیم آن را کنار بگذاریم ، برایمان عجیب و دور از باور است ، چون تمام مشکلات انسان ، بخصوص برای ما در درمان اعتیاد ، این است که این ساختار ذهنی را با ساختار ذهنی جدید عوض کنیم ، اگر کنگره موفق شده است به این دلیل است که کنگره زور و لذت مواد را کم نکرده ، زور و لذت مواد سر جایش است ، بلکه کنگره روشی را معرفی کرد که شما بتوانید به آرامی ساختار ذهنی جدیدی را جایگزین ساختار قبلی کنید.

تایپ:  مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۹۶/۱/۱۷



  • تعداد کل صفحات:6 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6