تبلیغات
⚫⚪⚫کوله پشتی

⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

ره توشه سفر ( بخش 97 )

چنانچه سفر رهجو درست باشد در نور است ولی چنانچه خطا کند پشت به نور است و در جهنم.

نار و نور انسان در فعل او نهفته است.

با کارکرد جهان بینی ، نگاه فرد عوض می شود.

تزکیه و پالایش ، یعنی یک موضوع و یا مطلبی را یاد بگیریم و اشکالات خودم را با آن موضوع و مطلب بر طرف کنم ، به عبارتی با کسب دانایی.

پشتوانه اخلاق ، اعتقادات و ایمان است ، اعتقاد به اینکه بداند هر عملی که انجام بدهد ، عکس العملش پشت سرش است ، باید بداند که اگر باد بکارد طوفان درو می کند.

بهتر است بدانم که مشکلات جزو بافت زندگی است ، همانند دریا ، اقیانوس و صحرا که هیچ وقت ثابت و آرام نیستند. انسان هم دقیقاً مثل اقیانوس و صحرا می ماند ، چون همیشه در حال درگرگونی و تغییرات است.

نتیجه تصویری برای جهنم و بهشت

کسانی که کنگره 60 را دوست دارند ، این دوست داشتن کافی نیست و باید به تسلیم برسند.

رهجو لازم است که در طول سفر به وظایف و تکالیف بعهده عمل نماید. رهجو باید بنویسد و بنویسد تا کاملاً فلز وجودیش عوض شود ، فلز وجودی الآن حلبی و فلز ارزانی است ، باید کم کم تبدیل به مس و طلا شود و این فقط با آموزش و یادگیری راههای مختلف است. پس بهترین حالت این است که رهجو واقعاً تسلیم روش کنگره باشد.

 برای بالا بردن راندمان آموزشی از تکنیک تکلیف دادن و نوشتن می توان استفاده کرد ، تجربه نشان داده است رهجویی که مطالب آموزشی کنگره را می نویسد بیشتر از هر روش دیگری مطالب را می فهمد و یاد می گیرد.

ما باید ابتدا ندانی را بدانیم تا بدانی را بدانیم. از نظر یک انسان شما چیز زیادی را نمی دانید و وقتی کسی می گوید من خیلی می دانم بدانید که هیچ چیز نمی داند چرا؟ چون هر چه که جلوتر می رویم موضوعات جدید و جدیدتری پیدا می شود... .



ره توشه سفر ( بخش 96 )

نظم یکی از نهادهای مهم کنگره 60 است ، اگر می خواهیم کنگره شصتی باشیم و آنچه که کنگره به ما می گوید و بخواهیم یاد بگیریم ، باید منظم باشیم.

کنگره 60 و بی نظمی معادل سیستم ایکس و انتی ایکس است. بی نظمی ، کنگره ای بودن ما را زیر سوال می برد ، اگر نامنظم باشیم از کنگره 60 چیزی متوجه نمی شویم و حس و حال خوبی به ما دست نمی دهد .

تصویر مرتبط 

در کنگره 60 حرف الف نظم و حرف آخر آن (ی) نظم است به عبارتی دیگر روش و متد DST یعنی نظم  . و جهان بینی هم یعنی نظم و در نهایت موجودیت کارگاههای آموزشی هم یعنی نظم.

ادب و نظم و انضباط ، مکمل درمان هستند ، بین اعضاء و خدمتگذاران ((احترام)) حرف اول را می زند ، احترام یعنی دیدن جایگاه یکدیگر.

نظم ، نقطه آغاز رسیدن به تعادل هاست.

برای پیشرفت باید با نظم و انضباط و آموزش جلو رفت.

باید بدانیم که انسان همانی می شود که در سر به آن می اندیشد.


تایپ مسافر مصطفی


مسافر منصور 

مورخ 98/6/10



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،
  • ره توشه سفر (بخش 95 )

    چیزی که روان انسان را ترسیم می کند و وضعیت حال عمومی او را عیان می کند ناشی از کارکرد جسم است که این فرد چقدر سالم است و چقدر روی پا است و یا چقدر نرم و یا خشک است.

    به راستی ما به سیستم فرماندهی بدن چقدر پی برده ایم؟ این ساختار باید بطور عمومی و کلی سالم باشد و از یک تعادل نسبی برخوردار باشد. وقتی این جسم سالم باشد اجازه دریافت آموزش را به او می دهیم.

    جسم نباید از تعادل خارج باشد و وقتی این جسم را با دارو متعادلش می کنند ما به او اجازه آموزش داده ایم.

    دارو به اندازه باید باشد ، نه کم و نه زیاد ، زیرا هر دوی اینها جلوی آموزش را می گیرند.



    روان به عبارتی یعنی همین فضایی که ما خودمان برای خودمان می سازیم ، هر چیزی که در وجود من است حال من را می سازد.

    مصیبتهای وارده به انسان ، تماماً خود مسبب آن می باشد ، خود فرد آن را مهیا نموده و به وجود آورده و در نهایت همه را مقصر می داند به غیر از خودش مثلاً مصرف مواد مخدر ، ( اعتیاد ) خود را تقصیر دیگران می اندازیم ولی باید قبول کنیم و بپذیریم و این میسر نمی شود مگر با دانایی.

    هر چه در گذشته کاشته ایم امروز درو می کنیم ، هر چه امروز ما هستیم این نتیجه تفکرات و برنامه ریزی های سابق ما می باشد و هر چه امروز انجام دهیم فردا خودش را نشان می دهد ، همه چیز به خود ما بر می گردد.

    در کنگره به کسانی کمک می شود که حرف شنوی داشته باشند ، با صداقت و عمل کردن ما ترک اعتیاد نمی دهیم ، بلکه درمان و تعادل را انجام می دهیم.

    تعیین کننده نوع رفتار دیگران با من ، رفتار من است و این را باید یاد بگیریم و این فرمان بردار بودن است که به من یاد می دهد.


    تایپ مسافر مصطفی


    مسافر منصور 

    98/5/12



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،
  • ره توشه سفر ( بخش 94 )

    ما به چه امیدی در کنگره قدم می زنیم ، حرکتهای ما باید درست و اصولی باشد تا به نتیجه مطلوب برسیم.

    کسانی در کنگره ماندگار شده اند که در گذشته آنها، بذر نیکو کاشته شده است.

    از ابتدا دیوار کج نباید بنا گذاشت ، انجام امورات و رعایت حد و حدودها و مسئولیتها نتیجه اش به این موضوع می رسد که از یک تولید مرغوب و قابل خوردن بهره گرفت.



    در قسمت آموزش ما با راهنما سر و کار داریم ، جای راهنما کجاست و در چه موضوعاتی باید توجه کند ، نقش او در سیستم چیست؟ در واقع یک راهنما بعد از یک دوره راهنمایی تازه به وظیفه اش واقف می شود ، نگاه راهنما در حال حاضر باید این باشد که حرکت او در آینده خودش را نشان می دهد ، 10 سال یا 20 سال دیگر.

    تأکید ما بر روی نظم و انضباط است که دیگران در آینده از آن الگو برداری کنند.

    راهنما یک قالب است و رهجوها از راهنماها قالب می گیرند ، پس قالب نباید معیوب باشد.

    آموزشهای تئوری به رهجویان بیشتر از حرکت و منش و رفتار راهنما تأثیر گذار است ، اینجا اعمال ما آموزش می دهد.

    همان قدری که سیستمهای تولید کننده مخدرهای طبیعی بدن جایگزینی او با مخدرهای بیرونی مهم است ، همین قدر هم لازم و ضروری است که تفکرات سالم جایگزین تفکرات غلط شود.

    ضد ارزش آفت سفر است ، اگر ما درگیر ضد ارزشها هستیم ، امکان ندارد از تاریکی ها به طرف روشنایی ها حرکت کنیم. ضد ارزش یعنی رفتن در تاریکی ها.

    برای ورود نور ما به دو چیز نیازمند هستیم : ابزار و تفکر و اندیشه. ابزار شما متد DST می باشد و اندیشه شما جهان بینی است و بدون ابزار نمی توان پیش رفت. ابزار درمان همان OT و راهنما می باشد ، مانند اینکه ما بدون ابزار نمی توانیم کشت کنیم و آموزش دهیم ، باید ابزار بیایند و اطلاعات و آگاهی کسب نمود.

    ما باید کلاه خود را قاضی کنیم که ببینیم کنگره برای ما چه کرده است و ما برای کنگره چه کرده ایم. کنگره مسیر خود را ادامه می دهد و اگر در آن مشکلی باشد به این صورت آن را حل می کند که کنگره مثل یک سنگ آسیاب بزرگ می باشد و ما انسانها مثل دانه های گندم می باشیم ، وقتی سنگ آسیاب در حال چرخش و آرد کردن گندم می باشد اگر چند عدد ریگ هم در زیر آن بیاید آن را خرد و خاک شیر می کند ، آن فرد خودش از بین می رود ، اگر شخص بر خلاف جهت کنگره در حرکت باشد ، کنگره آن را از مسیر خود خارج می کند و آن شخص خودش ضرر می کند ... .


    تایپ : مسافر مصطفی


    مسافر منصور
    مورخ ۹۸/۴/۲۹ 




    ره توشه سفر ( بخش 93 )


                درمان شدن و رسیدن به درمان مهم است ولی آنچه که مهم تر است ، آموزش درست و یا راه درست است و یا انجام سفر درست است . لذت بخش ترین راه و کوتاه ترین راه ، صراط مستقیم است که هنوز در باور ما نمی گنجد که انتخاب این مسیر نیاز به هوشیاری و بیداری دارد.

    باید دانست که ما برای چه کاری به زمین یا دنیا آمده ایم ، این را باید بفهمیم و اگر این را بدانیم خیلی از مسائل زندگی ما حل می شود. زمین مانند یک محیط آموزشی هست که در آن نیمکت و تخته سیاه و ... گذاشته اند و کاملاً شرایط آموزش برای ما فراهم شده تا ما آموزش بگیریم ، بنابراین زمین مهد است، چون آموزش مختص زمین است و به همین دلیل باید بدانیم اولین وظیفه ما در کره زمین یادگرفتن و آموزش است.



    بهتر است بدانیم که فلسفه نوشتن سی دی این است که زنگار از روی ذهن ما پاک شود، در ابتدا چند کلمه گوش می کنیم و می نویسیم و در دفعات بعدی یک خط را حفظ می کنیم و در ادامه امکان دارد که یک سی دی را گوش کنیم و در ذهن خود ذخیره کنیم و بعد روی کاغذ بیاوریم و تاکید کنگره برای نوشتن کل سی دی و پرهیز از خلاصه نویسی به همین خاطر است، حال پس از یادگیری درس و آموزش در لژیون و ذخیره در ذهن، در هر حالی که هستیم به آموزش های ذخیره شده فکر می کنیم و هر آنچه نیاز داریم مورد استفاده قرار می دهیم.

    در بیماری اعتیاد هم تغییر نیاز است و هم تعمیر، شربت OT برای تعمیرات است و جهان بینی برای تغییرات است. به همین منظور اگر بخواهیم خود را در قسمت اعتیاد درمان کنیم باید تغییرات درونی را شروع کنیم که نیاز به شناخت درون و اجزای تشکیل دهنده درون و تعریف و نوع عملکرد هر یک از آنها را داریم .

    ریشه تمام بیماری ها در عدم تعادل در سیستم ایکس می باشد. برای مثال اگر به درمان مراجعین به کنگره توجه کنیم در ابتدا چهره بسیار فشرده و خمیده ای دارند، ولی با شروع درمان چنانچه روی برنامه باشند پس از طی دو پله از سفر همه چیز آنها درست می شود، به دلیل اینکه تایم و زمان درونی او درست می شود، بنابراین در کلاس های آموزشی به موقع حاضر می شود و اگر غیر از این باشد، آرامش و صلابت ندارد و یا ممکن است تازه وارد باشد و یا روی برنامه نیست و به عبارتی تایم درون او میزان نیست این به دلیل سیستم ایکس است و با سفر مناسب آرام آرام چهره تغییر می کند و از حالت  تهاجمی و فشردگی به طرف آرامش تغییر می کند که این موضوع به دلیل بازسازی و به تعادل نزدیک شدن سیستم ایکس یا تفکر می باشد و اگر فردی در اجرای پروسه درمان منظم شده باشد کاملاً در چهره او مشهود است ... .


    تایپ : مسافر مصطفی




    مسافر منصور

    ۹۸/۴/۱۴



    رهایی لژیون

                         ((پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن توجه می نمایند. بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمائید و بر زمین و سماء توجه کنید.
     با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد.
    آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه با ارزش. هم قوت کافی و هم سایبان هایتان برافراشته خواهد شد.

    پس آن کنید که فرمان است.))


    مسافر مرتضی    آنتی ایکس مصرفی هرویین      مدت سفر اول 11 ماه    روش درمان DST       داروی درمان OT     



    '' تا باد چنین بادا ''
    مورخ ۹۸/۳/۲۲



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :رهایی ،
  • ره توشه سفر ( بخش 92 )

    لازم است بدانیم در کنگره 60 هیچکس مسئولیت درمان فرد دیگری را عهده دار نیست ، بلکه مسئولیت درمان هر کس فقط و فقط برعهده خودش می باشد.

    هیچکس در کنگره نمی تواند عنوان کند که مرا درمان نکردند ، چون ما در کنگره درمانگر نداریم ، بلکه هر شخصی باید با گرفتن جزوات ، نوشتارها و کتابها و سی دی های آموزشی همراه با تحقیق و جستجو و کاوش کردن خودش را درمان کند. راهنما در اصل هم لژیونی من است که با هم در یک لژیون درس می خوانیم.

    درکنگره هر کسی در حد نقشه میتواند به شما کمک کند ، به شما نقشه می دهند و بقیه راه را باید خودتان بروید ، انتشارات و نشریات هم نقشه راه هستند و ما باید آنها را بخوانیم و خودمان راه را طی کنیم.



    ما در کنگره اصلاً به موضوع ترک اعتقادی نداریم و در عوض به درک اعتقاد داریم ، ما باید مواد مخدر را درک کنیم ، چون درک کردن یک بار اتفاق می افتد ، اما ترک می تواند چندین بار صورت بگیرد ، جهان بینی ما را به این درک و ایمان و باور می رساند.

    وقتی جهان بینی کسی درست شود ، همه چیز او درست می شود و به همین منظور باید فراموش کنیم که برای درمان اعتیاد در کنگره هستیم ، بلکه باید فقط و فقط سعی کنیم که خودمان را بشنایسم ، زمانی به خود می آییم که اصلاً میلی به مصرف مواد مخدر نداریم.

    در کنگره به ما می گویند که آموزش بگیر ، تعقل و تفکر کن و اگر درست بود آن وقت تجربه کن ، به عبارتی اگر کسی چیزی به ما می گوید و ما سریع آنرا انجام دهیم ، می شویم ساده لوح ، پس باید با عقل بیدار تعقل و تفکر کنیم و آنوقت آموزش گرفته شده را تجربه کنیم.

    بد نیست بدانیم که ما در نوشتن مکتوبات و جزوات و نوشتارها و سی دی های آموزشی کنگره 60 خیلی بهتر یاد می گیریم ، آیا تا به حال فکر کرده ایم که چرا به دانش آموزان دبستانی تکلیف می دهند؟ برای اینکه بهتر یاد بگیرند. برای اینکه ذهن بچه های دبستانی فرّار است و ما با آن بچه هیچ فرقی نداریم ، به رهجو به این دلیل تکلیف می دهند به جهت تمرکز و دقت و تفکر ... .



    تایپ مسافر مصطفی



    مسافر منصور
    مورخ ۹۸/۳/۱۶



    ره توشه سفر ( بخش 90 )

    لازم است بدانیم که هر چیزی که از فکر و تعقل ناسالم بیرون بیاید ، پابرجا نمی ماند و اولین تخریب روی خود شخص می باشد. اگر انسان بخواهد هر چیزی را بدست بیاورد ، باید ظرفیت آن پیدا شود. از جمله ثروت ، علم و مقام و مسئولیت و ... اگر ظرفیت ها فراهم نشده باشد ، حتی برای ساده ترین کارها که به شخص واگذار شود شخص خراب می شود ، مگر اینکه ظرفیت آن کار را داشته باشد.

    تفکر هم چون استارت اتومبیل است. اما اگر نتیجه آن حرکت نباشد گویی که ساعتها در روز را در اتومبیل روشن نشسته ایم و بی حرکت وقت می گذرانیم. باید دنده اتومبیل را فعال کرد ، به عبارتی می توان اینطور بیان کرد که فعال کردن تفکرات یک رهجو و مسافر و همسفر نوشتن است ، گویی که با نوشتن بهتر می توان تفکرات خود را عملی کرد. انگار که باورمان قوی تر می شود.

    یک مسافر تا زمانی که طبق دستورات راهنما و فرامین کنگره 60 مسیر خود را برای درمان اعتیاد به درستی طی می کند و در جهت هدف خود یعنی درمان اعتیاد حرکت می کند و اصول و قوانین و حرمتها را رعایت می کند ، از آرامش کامل برخوردار است ، بدون هیچگونه ترس و واهمه ای با چهره بشاش و با اعتماد به نفس کافی در کارگاههای آموزشی شرکت می کند و کار خود را به درستی انجام می دهد و مشکلی ندارد ، اما به محض اینکه از خط خارج می شود و دستورات راهنما را انجام ندهد و یا حرکتی خارج از اصول ، قوانین و حرمت کنگره 60 انجام دهد ، اولین چیزی که از دست می دهد آرامش است و حال خوش تبدیل به حال خراب می شود.



    برای درمان اعتیاد در کنگره 60 بایستی از فرمانبرداری شروع کنیم ، برای عبور از این گذرگاه سخت ، چیزی به نام خود فرمانی وجود ندارد. از خود فرمانی تا فرمان ، فرق بسیار است. با خود فرمانی ، به جایی می رسیم که در گذشته رسیدیم و آن تاریکی بود ، اما حالا باید برای رسیدن به روشنایی ، تابع فرمان باشیم. فرماندهی ما در پروسه درمان اعتیاد در دست راهنماست که راهنمای درمان اعتیاد است.

    راهنما حکم فرماندهی است در مسیر درمان اعتیاد برای عبور از گذرگاههای سخت که خود در گذشته پیموده است و بایستی گوش به فرمان او باشیم.

    راهنما یا کمک راهنما ، کسی است که در گذشته فرمانبردار بوده و اکنون به فرماندهی رسیده است.

    فراموش نکنیم که فرماندهی شهر وجودی ، از مسائل بسیار جزئی و کوچک شروع می شود. آیا به موقع مسواک میزنیم؟ آیا به موقع می خوابیم؟ آیا به موقع بیدار می شویم؟ آیا داروی OT خود را سر ساعت مقرر مصرف می کنیم؟ آیا به موقع در کارگاههای آموزشی حاضر می شویم؟ آیا به موقع ورزش می کنیم؟ آیا به موقع در حرکتهای درونی و بیرونی حاضر می شویم؟ اینها پایین ترین سطوح فرماندهی شهر وجودی است برای انجام پروسه عظیم مسئولیت پذیری ، یعنی به نقطه ای که مسئولیت خود را به نحو شایسته به اتمام برساند ، در غیر این صورت اگر کسی فاقد این قدرت است که به موقع وظایف فوق را انجام دهد ، چطور می تواند از درمان اعتیاد صحبت کند؟ رسیدن به درمان اعتیاد و رهایی و چشیدن طعم رهایی و آزادی ، پاداشی است که ویژه انسانهای مسئولیت پذیر است ... .  



    تایپ مسافر مصطفی


    مسافر منصور
    مورخ ۹۸/۲/۱۱



    ره توشه سفر ( بخش 89 )

    بیرون آمدن از جهان اعتیاد ، کار بسیار سخت و دشواری است. مقصود قطع شدن مواد نیست ، ما می توانیم به قطع برسیم. به اعتقاد آقای مهندس ((بنیان کنگره 60)) بیش از 90% مصرف کنندگان با روش DST می توانند به قطع مواد برسند ، اما چند نفر از ما به درمان تعادل می رسیم؟ اگر تفاوتی در درک و شعور و فهم و تعادل در من از روزی که وارد کنگره می شوم تا روزی که گل رهایی را دریافت می کنم ایجاد نشده باشد ، قطعاً روز اول ، حال بهتری از انتها داشته ام. زیرا ممکن است در زمانی که به تعادل نرسیده ام برای دیگران یک خطر محسوب شوم. پس نباید به گفته بزرگی ناظر باشیم و ببینیم و بشنویم و بهترین ها را بهره برداری کنیم و به کار بگیریم.

    همه افرادی که وارد کنگره میشوند مانند الماسهای تراش نخورده هستند که در این مکان با بهره گیری از آموزشها و رهنمودهای راهنما ، صیقل داده شده و به نگینی زیبا و درخشان تبدیل می شوند و رسیدن به درجه خلوص و پاکی قطعاً نیازمند یک آموزش و یک استاد و راهنما بوده و بی ادامه غیر ممکن است.



    آموزش مفاهیم با یادگیری تک تک کلمات صورت می گیرد. وقتی می گوییم انسانیت ، عشق ، بخشش ، محبت و وظایف رهجو و ... در ذهن هر شخص یک وظیفه خاص تداعی می شود ، یکی وظیفه را حضور سر وقت در جلسات می داند و دیگری گوش به فرمان بودن را نیز جزء وظایف خود می داند و به همین ترتیب افکار و برداشتها متفاوت با یکدیگرند.

    در مسیر ضد ارزشها ، پاداش به صورت آنی می باشد. زمانی که مواد را مصرف می کنیم ، در همان لحظه ، لذت عمل می آید. اما در مسیر ارزشها زمان بیشتری برده تا به لذت برسیم ، ولی این لذت ، پایدار و ابدی خواهد بود. اما از طرفی دیگر برخی از اعمال ارزشی ، لذت های آنی نیز دارند ، مثلاً اگر رهجو برای یک هفته سر پله خود دارو را در زمان دقیق مصرف کند و در تمام جلسات عمومی و لژیون حاضر بوده و فرامین راهنمای خود را به درستی و کامل به انجام برساند ، در همان زمان حال خوب را کسب می کند و در تعادل نسبی قرار خواهد گرفت.

    در کنگره ما دارای قوانینی هستیم به هدف خروج انسانها از ظلمت به طرف نور. در جایگاهی همانند کنگره اگر قوانین درست جاری نباشد نمی توان انسان تربیت کرد. اگر قوانین اولیه شناخت انسان را نشناسیم و ندانیم و یا رعایت نکنیم هیچ چیزی اعم از نظم ، ادب و آداب را نمی توان آموزش و تفهیم کرد ... .  



    تایپ مسافر مصطفی


    مسافر منصور
    مورخ ۹۸/۲/۱



    ره توشه سفر ( بخش 88 )


    کلید دانش جهان بینی ، توجه کردن به هستی است ، یعنی اگر انسان به هستی دقت و نگاه کند و از آن استفاده کند و تطبیق بدهد ، کارها ساده می شود ، بدون نگاه کردن به هستی و بدون دقت کردن ، ما در جهان بینی نمی توانیم پیشرفتی داشته باشیم.

    کسانی که به طور کامل در چرخه آموزش و خدمت قرار می گیرند در بهترین وضعیت ممکن پروسه درمان اعتیاد خود را با کمترین به هم ریختگی پشت سر می گذارند ، امری که در تعریف آن گفته می شود هم سخت و هم سهل است ، سهل بودن آن خاص این افراد است.

    وقتی انسان محک می خورد در عمل نشان می دهد که چه کاری از دستش بر می آید و چه کاره است ، کسی که می خواهد درمان شود باید در عمل نشان دهد که چه کاره است و در عمل نشان دهد که درمان یعنی چه؟


    بخش مهم آموزش در کنگره 60 ، کارگاههای آموزشی می باشد. اگر از ما سوال کنند بزرگترین اتفاق آموزشی و رویداد آموزشی در کنگره 60 چی هست ، همین کارگاههای آموزشی می باشند ، اعم از نظر زمان و مباحث و موضوعات و تعداد شرکت کنندگان. بنابراین می طلبد که این کارگاهها و دستور جلسات را جدی بگیریم و هیچ دستور جلسه ای را یاد نگرفته رد نشویم و هیچ جلسه ای را دیر شرکت نکنیم.

    هیچ راهی جز در کنگره 60 برای رسیدن به سلامتی و درمان قطعی اعتیاد وجود ندارد و اگر ما این سلامتی و این راه را نبینیم در حقیقت دچار بی حسی شده ایم و باید قدر سلامتی خودمان را بدانیم.

    ما برای رسیدن به سلامتی مان هیچ قیمتی نمی توانیم تعیین کنیم و فقط باید قدر این فضا و آموزشها را بدانیم.

    در کنگره 60 به جیب مصرف کننده نگاه نمی کنند ، نگاه گنگره ، نگاه معنوی است. تمام موفقیتهای کنگره از ابتدا تا کنون به لحاظ تبعیت از صراط مستقیم بوده است.

    تمام کسانی که در کنگره خدمت و فعالیت می کنند محبت را باید همیشه به عنوان یکی از اصول خودشان در نظر داشته باشند. خدمتشان ، برخوردشان و کمکش باید بر اساس محبت باشد و فراموش نکنیم که محبت کردن را در خدمت کردن تمرین کنیم. ((تکرار منظم موضوع))

    برای درک مفهوم واقعی محبت باید خیلی مسائل را آموزش دیده و یاد بگیریم و خیلی موضوعات را متوجه نشویم تا آن محبت را بتوانیم به صورت مفهوم واقعی و یا خالص پیاده و و اجرا نماییم و برای رسیدن به محبت نیاز به آموزش و تمرین بسیار داریم ... .



    تایپ مسافر مصطفی   



    مسافر منصور
    مورخ ۹۸/۱/۱4



    ره توشه سفر ( بخش 87 )


     سیستم بیوشیمی جسم به دو صورت تأثیر پذیر است ، یکی چگونگی زندگی روزمره ما (مانند خواب ، خوراک ، تحرک و ...) و دیگری نوع نگاه و جهان بینی ما.

    نوع نگاه در این مسیر حکایت از نگاه ما به پروسه درمان دارد ، یعنی مسیر را چگونه می بینیم؟ دید من نسبت به راهنمایم چیست؟ چقدر به این روش جهت درمان قطعی ایمان دارم؟ تمام ابعاد دیدگاهها در این موضوع اهمیت به سزایی دارد.

    می دانیم که سیستم حافظه انسان قابل تغییر است و اگر به غیر از این سخن بود ، هرگز یک مصرف کننده شیشه و یا کوکائین و یا سایر مواد مخدر قادر به رهایی از دام آنها نبود و هرگز قدرت تسلط بر آنها را پیدا نمی کرد. اگر حافظه قابل تغییر نباشد و اگر انسان قابل تغییر نباشد به عنوان مثال فردی با یک بار به اسکی رفتن و تجربه لذت زیاد ، هرگز نمی توانست از انجام آن دست بردارد.


    انسان قادر است که خاطره لذت زیاد را فراموش کند ، به ویژه اگر آن لذت زیاد همراه با تخریب فراوان نیز باشد و این عمل مستلزم زمان است و در این جهت باید به وسیله جهان بینی تفکر را هم اصلاح نمود.

    متد درمانی دی اس تی (DST) که درمان در کنگره 60 بر اساس آن پی ریزی شده است ، بر این باور است که شخصی که به یکباره مواد مخدر خود را قطع می کند ، احساس نیاز در وی به حدی می رسد که دیگر جلوگیری از آن به صورت محال است. پس باید به سرعت جایگزینی برای آن اتخاذ نمود تا بی تعادلی را در فرد مهار کرده تا در یک حالت ثبات نسبی به درمان بپردازد. در اینجا بحث نیاز ، بسیار جدی گرفته می شود ، چرا که اگر در طول درمان در فرد ، احساس نیاز وجود داشته باشد ، در فرآیند درمان اختلال به وجود می آورد. فرد در طول مسیر درمان نباید احساس نیاز دائمی داشته باشد. البته در زمان کم شدن مقدار دارو در پله های متغیر و به خصوص در روزهای اول پله ها ، احساس نیاز ممکن است وجود داشته باشد که طبیعی است و این بهترین علامت زنده و فعال بودن سیستم بیوشیمیایی بدن یا همان سیستم ایکس است که بدن می فهمد مقدار مواد کم شده است و در ادامه ، این سیستم با تولید مواد شبه افیونی ، کمبودها را جبران و در نتیجه احساس نیاز از بین می رود و این موضوع از لحاظ فیزیولوژیک اثبات شده است.

    پیوسته در آموزش بودن ، انسان را در برابر تفکر مخرب و وسوسه های خطرناک در زندگی حفظ می سازد...




    ره توشه سفر ( بخش 86 )

    اکثر افراد مصرف کننده می گویند که از مصرف خسته شده ایم ، مصرف مواد مخدر خستگی ندارد پس از چندین ساعت مصرف نکردن ، خماری به سراغمان آمده و دومرتبه به سمت مواد کشیده خواهیم شد زیرا خاصیت مواد اینگونه است. وقتی سیستم بدن درگیر مواد می شود ، غیرت و همت معنی نخواهد داشت. مصرف کننده متوجه نیست که درمان اعتیاد یک مسئله غیرتی نیست. برای مثال می توانیم بگوییم در زمین فوتبال و و در حین بازی غیرت هم به کار می آید اما مسئله اصلی غیرت نیست ، بلکه مهارت و آموزش و تمرین مداوم و اجرای تاکتیک های مربی باعث می شود تا یک تیم به صورت منظم و طبق اصول و مهارت ، پیروز میدان باشد. آیا بدون تمرین و تنها با اراده می توان وزنه 400 کیلویی را از روی زمین بلند کرد؟



    مصرف کننده ای که چندین سال به طور مداوم مواد مصرف کرده و سیستم بدن خود را به بدترین شکل تخریب کرده است ، هیچ هورمون موثری در بدن او در جای خود کار نمی کند و نشانه های آن بعد از قطع ناگهانی مصرف در صور آشکار و پنهانش نمایان خواهد شد. غیرت و اراده در جای خودشان معنا دارد.

    انسانی که درد و رنج و سختی و تلخی مواد را کشیده است ، زمانی که حال او خوب است و نیازی به مواد ندارد ، آیا دومرتبه خنجر به قلب خود زده و مجدداً مصرف مواد را شروع می کند؟ تمام کسانی که دوباره مصرف موارد را شروع می کنند به این دلیل است که هنوز به انتها نرسیده اند. کسی که به مقصد رسیده است نیازی به رسیدن دوباره ندارد ، معمولاً انسانها تا زمانی که شناختشان به درجه بالایی نرسد ، قدرت تطبیق قوانین صور پنهان با آشکار را ندارد.

    اصلی ترین کاری که کنگره برای همه ما انجام داده ، نشان دادن راه درست است ، باید الفبای آن را بیاموزیم تا بتوانیم بنویسیم.


    اصول و روش درمان کنگره ، اصول آموزش قوانین است. افراد را با خطرات آشنا می سازد و راه درست را نشان می دهد. انتخاب با خود فرد است که راه درست را انتخاب کند یا به بی راهه برود. اگر درست انتخاب کنیم به نقطه ای می رسیم که هیچکس نمی تواند ما را از مسیر خارج کند.

    مسافر سفر اول مانند یک نهال است و این نهال نیازمند رسیدگی است. اما زمانی که به درختی قطور تبدیل شد ، خود می تواند در برابر باد و باران و طوفان استقامت کند.


    تایپ مسافر مصطفی




    مسافر منصور
    مورخ ۹۷/۱۲/۵



    ره توشه سفر ( بخش 85)

    رهجوها در کنگره به چند دسته تقسیم می شوند: یکسری از آنها هستند که وقتی راهنمایی را انتخاب می کنند ، هدفشان از حضور در کنگره فقط وجود راهنمایشان است و در اصطلاح می گویند که من فقط به خاطر راهنمای خود به کنگره می آیم. این مسئله تا مدتی خوب است ، اما بعد از آن بی فایده و ثمر خواهد بود. در بدو ورود به کنگره مانند یک غریبه وارد می شویم و صمیمی ترین شخص در کنگره ، راهنمای ماست. در نیمه راه تکیه گاه ، راهنماست و در نیمه دیگر ، تکیه گاه ، کنگره و آموزشهای آن است. مانند خدمتگذاران در کنگره مثل: مرزبان ، نگهبان ، دبیر ، نشریات ، OT و غیره که این افراد همیشه پشتشان به راهنمای خود گرم بوده و در ادامه راه تکیه گاهشان خود کنگره و آموزشها و خواستشان است.

    بسیاری از سفر دومی هایی که همیشه حال خوبی را تجربه می کنند ، کسانی هستند که همیشه در جلسات به موقع حضور داشته ، فرمان راهنما را به طور کامل انجام داده اند و در جایگاههای مختلف خدمتی سفر اول ، خدمت کرده اند و غیره ...



    ما به دنبال اهلی شدن هستیم ، بدون آموزش ، بدون سفر درست ایکس و بدون گوش به فرمان بودن ، غیر ممکن است به درمان مطلق و تعادل برسیم. این کار در عین سادگی کار بسیار دشواری است و در عین دشواری بسیار ساده.

    اگر اولویت اول زندگی هر رهجو ، درمان و کنگره و رعایت حرمت و قوانین و اجرای وظایف رهجویی باشد ، هم درمان صورت خواهد گرفت و هم به ستونی که بتواند به دیگران به نحو احسن ، کمک رسانی کرده و خدمت برساند ، تبدیل خواهد شد. در مقابل به هر نسبتی که کوتاه بیاید ، کوتاه نیز خواهد گرفت. اگر روزگار را جدی نگیریم ، به همان نسبت ، روزگار نیز ما را جدی نخواهد گرفت.

    تمام راهنماها در کنگره ، همه تلاش خود را برای به درمان رسیدن رهجو می کنند ، اگر رهجو بهره ای نبرد ، تنها کسی که در این بین سودی نبرده و بلکه ضرر نیز خواهد کرد ، خود رهجو خواهد بود. اگر به استادی که در دانشگاه درس می دهد ، گوش نگیریم ، بازنده قطعاً خود ما خواهیم بود.

    بدبختی و دشواری برای انسان این است که تا خود تجربه نکند ، حرف بر او اثر نمی کند ، هر اندازه که راهنما برای فهماندن حس خوب در خدمت کردن ، نوشتار خواندن و غیره به رهجو تلاش کند ، تا زمانی که خود رهجو این وظایف را انجام نداده باشد هرگز نمی تواند آن حس خوب را تجربه کرده و با تمام وجود درک و لمس کند.



    تایپ مسافر مصطفی





    مسافر منصور
    مورخ ۹۷/۱۱/۲۰



    ره توشه سفر ( بخش 84 )

    باید بدانیم که وجود رهجو بدون وجود راهنما معنی ندارد. به عنوان مثال : برای فتح یک قله ، اگر راهنمای راه ، همراهمان نباشد ، بدون شک ، هرگز نمی توانیم به تنهایی و بدون آگاهی از مسیر ، مشکلات و راه حل های آن ، به فتح قله دست پیدا کنیم. ما حتی با خواندن کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و گوش دادن به سی دی های آموزشی ، هرگز بدون راهنما به آن تعادل نسبی که هدف کنگره برای هر رهجو است نخواهیم رسید. مانند آنکه بگوییم ، خداوند کتاب آسمانی را بدون کتاب و راهنما برای مسلمانان فرستاد و یا اینکه مانند آن است در بیابانی باشیم و استاد زمین شناسی نباشد که محل وجود آب را به ما نشان دهد. تمام انسانها در تمام مراحل زندگی ، بوسیله راهنما مسیر را طی می کنند، بعبارتی شاگرد که مهیا باشد استاد نیز خواهد آمد.

    · رهجو یا راه جو ، راه یعنی فاصله بین دو نقطه که باید مبدا و مقصدی در کار باشد همه حرف در این مبدا و مقصد است. ما کجائیم ؟ به کجا خواهیم رفت و خواهیم رسید ؟

    خیلی از ما حتی نمی دانیم کجا هستیم، کجائی اول به معنی کجا بودن در محل فیزیکی و جغرافی است و کجائی دیگر ، جایگاه درونی ماست ، حال سئوال اینجاست این طول و عرض جغرافیایی درونی ما ، با چه به معیاری سنجیده می شود؟ چطور بدانیم که کجای کار هستیم ؟ بیش از آنکه مبدا ، تعیین کننده مکان درونی ما باشد ، مقصد ما تعیین کننده اصلی است .



    ما اغلب نمیدانیم که در کجا قرار داریم ؟ اما اگر بدانیم به کجا خواهیم رفت ، مقصدمان را بدست خواهیم آورد. چقدر انسان هستیم ؟ چقدر ظرفیت داریم ؟ چقدر شناخت پیدا کردیم ؟ چقدر قوه تشخیص بالا رفته است ؟ و چه کسی می تواند برای تمامی اینها میزانی در وجود خود تعیین کند؟ چیزی که باعث رشد و تعالی این دانسته ها می شود مقصد است ، اگر مقصد را بدانیم بالطبع راه برای ما تعیین شده است . راه بدون راهنما هیچ معنا ندارد . برای مثال راهنمای رسیدن به غذا برای ما گرسنگی است.

    · ما به طور مطلق هیچ گاه بدون راهنما نیستیم ، اما راهنما یا پیامبر دو نوع هستند ، یکی درونی و دیگری بیرونی . راهنمای درونی بدون راهنمای بیرونی به هیچ کاری نخواهد آمد.

    · هرکدام از ما به نوعی گم گشته بودیم و پریشان از این سرگشتگی، پریشان احوالی یکی از ویژگی های ذاتی گم شدگی است ، باید بدانیم که در وجود همه ما بدون شک شوری وجود داشته است که راهنما برایمان فراهم گشت . کسانی هستند که سالهای سال از کنار کنگره رد شده و بدون آنکه از این مکان و عملی که درون آن صورت می گیرد اطلاعی داشته باشند ، درحالیکه خود مصرف کننده مواد مخدر بوده اند. دلیل آن مهیا نبودن آنها بوده است. کسیکه وارد کنگره می شود باید بداند که انتخاب شده است و در ادامه و عمل ، این انتخاب را لمس خواهد کرد.

    · باید بدانیم که هر راهی، راه نیست . همه آن چیزی که تا امروز ما را در کنگره حفظ کرده است، قوانین و اصول و بنیانهای آن می باشد و رعایت نکردن آنها باعث نابودی درونی کنگره خواهد شد .

    · اگر هدف ، درمان و تعادل باشد ، با مسیر نشانه گذاری شده به انتها رسیده و به مقصد دست پیدا خواهیم کرد. اگر مسیر مشخص و نشانه گذاری شده وجود نداشته باشد، هرچقدر هم که هدف ، متعالی باشد ، هرگز به آن نخواهیم رسید.

    · هدف زمانی معنا دارد که در صراط مستقیم به آن برسیم . هدف وسیله را توجیه نمی کند، برای مثال ، هدف پول است ، اما دلیلی ندارد تا برای به دست آوردنش دست به دزدی زد. برای رسیدن به هدف ، باید در مسیر درست و با طی سختی های مسیر و رعایت اصول و قوانین به مقصد نزدیک شد و به آن دست پیدا کرد.




    تایپ مسافر مصطفی





    مسافر منصور
    مورخ  ۹۷/۱۰/۲۹




  • نظرات() 
  • ره توشه سفر ( بخش 83 )

    کنگره و ساختار آن برای ما اصلی ترین بنیان است ، یعنی اینجا محل کار ماست ، جایی است که دانش و توان لازم وجود داشته و ما می توانیم بیشترین منشاء اثر در کنگره باشیم و هر تولد ، یادآور تازگی این اتفاق در کنگره است.

    گاهی اوقات درست نشناختن خدمت باعث تبدیل آن به خیانت می شود. در لژیون و استادی جلسات نمی توان هر حرفی را به زبان آورد ، در کنگره حتماً می بایست ابتداء درباره مطلب و یا جملاتی که قرار است به زبان بیاوریم تفکر کنیم و همه جوانب را در نظر بگیریم.

    گاهی اوقات یک خدمت با وجود نیت خیر ، به بزرگترین خیانت تبدیل می شود ، مثلاً پدری که با تمام وجود نگران فرزند خود بوده و برای ترک اعتیاد و کاملاً از روی دلسوزی او را برای URD می برد و ناخواسته و به خاطر نداشتن دانش کافی فرزند خود را با عمل به ظاهر خیرخواهانه خود نابود می کند.

    اگر نتوانیم به درجه شعور و درک و دانش لازم دست پیدا کنیم ، هرگز نمی توانیم به دیگری خدمت درست و صحیح ارائه دهیم.



    خدمتگذارترین قشر در ساختار کنگره ، مسافران سفر اول هستند ، ممکن است گفته شود اگر راهنما و همچنین دیده بان و نگهبان و مرزبان و ایجنت و دیگر جایگاههای کنگره نباشد ، امر خدمت معنا نخواهد داشت ، اما می گوییم در کنگره با وجود تمام این جایگاهها ، بزرگترین خدمتگذاران مسافران سفر اول هستند و بزرگترین شاهد آن ، بنیان کنگره است که خود نیز سفر اولی بوده که در سفر اول ، خدمت را به درستی انجام داده است.

    باید به دنبال تعریف درستی از خدمت باشیم تا با دانش و آگاهی نسبت به آن ، به انجام خدمت بپردازیم.

    اگر اصول اولیه رهجو بودن را رعایت کنیم ، دقیقاً مانند آن است که در رودخانه و در جهت مسیر حرکت آب شنا می کنیم ، کافی است خود را بر روی آب رها کرده ، به هر جایی که بخواهیم می رسیم. اما اگر مخالف جهت آب حرکت کنیم ، هرگز به نزدیکترین مقصود منظورمان نیز نخواهیم رسید. اگر اصول رهجو بودن را رعایت کنیم ، بهره بیشتری از زمان و خدماتِ در اختیارمان خواهیم برد و مسافتهای طولانی را به اختیار خودمان در کوتاهترین شکل خود طی خواهیم کرد... .  


    تایپ مسافر مصطفی





    مسافر منصور
    مورخ ۹۷/۱۰/۲۲



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،


  • كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و در سطح ملی فعالیت می کند . محورهای عمده فعالیت کنگره 60 ، آموزش ، پیشگیری ، مهار و راهنمایی رایگان درمان اعتیاد است . کنگره 60 در سال 1378 توسط آقای مهندس حسین دژاکام ، پایه گذاری و تأسیس شده است . اهم فعالیت این وبلاگ اختصاص دارد به انعکاس و اطلاع رسانی در مورد فعالیتهای اعضای لژیون آقای منصور غفاری از کمک راهنمایان نمایندگی پروین اعتصامی (اراک) کنگره 60

    منصور غفاری


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :