تبلیغات
⚫⚪⚫کوله پشتی

⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر ( بخش 83 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

کنگره و ساختار آن برای ما اصلی ترین بنیان است ، یعنی اینجا محل کار ماست ، جایی است که دانش و توان لازم وجود داشته و ما می توانیم بیشترین منشاء اثر در کنگره باشیم و هر تولد ، یادآور تازگی این اتفاق در کنگره است.

گاهی اوقات درست نشناختن خدمت باعث تبدیل آن به خیانت می شود. در لژیون و استادی جلسات نمی توان هر حرفی را به زبان آورد ، در کنگره حتماً می بایست ابتداء درباره مطلب و یا جملاتی که قرار است به زبان بیاوریم تفکر کنیم و همه جوانب را در نظر بگیریم.

گاهی اوقات یک خدمت با وجود نیت خیر ، به بزرگترین خیانت تبدیل می شود ، مثلاً پدری که با تمام وجود نگران فرزند خود بوده و برای ترک اعتیاد و کاملاً از روی دلسوزی او را برای URD می برد و ناخواسته و به خاطر نداشتن دانش کافی فرزند خود را با عمل به ظاهر خیرخواهانه خود نابود می کند.

اگر نتوانیم به درجه شعور و درک و دانش لازم دست پیدا کنیم ، هرگز نمی توانیم به دیگری خدمت درست و صحیح ارائه دهیم.


خدمتگذارترین قشر در ساختار کنگره ، مسافران سفر اول هستند ، ممکن است گفته شود اگر راهنما و همچنین دیده بان و نگهبان و مرزبان و ایجنت و دیگر جایگاههای کنگره نباشد ، امر خدمت معنا نخواهد داشت ، اما می گوییم در کنگره با وجود تمام این جایگاهها ، بزرگترین خدمتگذاران مسافران سفر اول هستند و بزرگترین شاهد آن ، بنیان کنگره است که خود نیز سفر اولی بوده که در سفر اول ، خدمت را به درستی انجام داده است.

باید به دنبال تعریف درستی از خدمت باشیم تا با دانش و آگاهی نسبت به آن ، به انجام خدمت بپردازیم.

اگر اصول اولیه رهجو بودن را رعایت کنیم ، دقیقاً مانند آن است که در رودخانه و در جهت مسیر حرکت آب شنا می کنیم ، کافی است خود را بر روی آب رها کرده ، به هر جایی که بخواهیم می رسیم. اما اگر مخالف جهت آب حرکت کنیم ، هرگز به نزدیکترین مقصود منظورمان نیز نخواهیم رسید. اگر اصول رهجو بودن را رعایت کنیم ، بهره بیشتری از زمان و خدماتِ در اختیارمان خواهیم برد و مسافتهای طولانی را به اختیار خودمان در کوتاهترین شکل خود طی خواهیم کرد... .  


تایپ مسافر مصطفی





مسافر منصور
مورخ ۹۷/۱۰/۲۲


ره توشه سفر ( بخش 82 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

در مغز بخشی به نام سیستم پاداش وجود دارد که اصلی ترین ماده هورمونی که در آن ترشح می شود ((دُپامین)) است. بر اساس تحقیقات و آزمایشهای به عمل آمده به این نتیجه رسیده اند که اگر به طور معمول 2 واحد دُپامین ترشح می شود ، با مصرف تریاک 3 برابر ، با گُل 6 برابر ، شیشه 11 برابر و با کوکائین 14 برابر اضافه می گردد و به عبارتی بر اساس همین نظریه فرقی نمی کند که چه ماده ای مصرف شود ، سیگار به اندازه خودش و تریاک و شیشه و کراک هم به اندازه خودشان سیستم بیوشیمی را تخریب می کنند.

خمر ، خط قرمز است. اگر سیستم بیوشیمی از تعادل خارج شود ، بر روی افکار و اندیشه انسان پرده کشیده خواهد شد ، استفاده از خمر یعنی ساقط کردن فرماندهی شهر وجودی و این بدین معناست که فرمان در دست مواد است و شخص اختیاری از خود ندارد ، به طور کلی عمق تاریکی برای هر انسانی از دست رفتن فرماندهی است.

مواد مخدر در یک جنگ نرم موزیانه و مرموز و مهندسی شده انسان را به تباهی می کشاند که نتیجه آن از دست دادن توانایی هاست ، زیرا زمانی که می خواهی دوست داشته باشی یا تنفر داشته باشی ، اما نمی توانی.

هدف از آموزش رهجو در کنگره ، تربیت انسانی رهجو است و نه فقط رهایی از مصرف مواد ، وقتی نهالی کاشته می شود ، رها کردن آن پس از تبدیل شدن به درخت ، کاری بس بیهوده است ، زیرا تمام تلاش برای به ثمر رسیدن و میوه دهی درخت است. هدف اصلی آموزش ، خدمت می باشد.

نقاط تعریف شده در کنگره 60 برای راهنما عبارتند از : پذیرش رهجو ، رهایی او و سوم خدمت گذار شدن رهجو.

اگر یک نفر از رهایی و درمان یک شخص جلوگیری نماید یا با اعمال خود ، آن شخص را از درمان و رهایی باز بدارد ، آن شخص بالاترین گناه و خطا را مرتکب شده است.


اعتبار آدمها به جایگاه و شال نیست ، بلکه به فهم و شعور و دانش و رفتار آدمها و درجه محبت و ایمان و چگونگی عمل است که به ما اعتبار می دهد.

سفر اولی که می خواهد به درمان برسد از خیلی از خواسته های معقول و نامعقولش باید بگذرد. شاید یک سفر اولی خسته شود و بخواهد به مسافرت برود ، ولی اصول و حرمت می گوید که در سفر اول مسافرت رفتن جایز نیست. خواسته مسافرت رفتن ، خواسته معقولی است ، اما ما به دنبال خواسته های مهم تر و عمیق تر هستیم ، ما باید ابتدا تندرستی در جسم و روانمان را بدست آوریم و اگر آن را بدست آوردیم بعداً می توانیم به همه خواسته های معقولمان نیز برسیم ، اما اگر به دست نیاوردید ، هر کاری هم بکنید ، به هر کلاس و مسافرتی هم بروید ، دقیقاً مانند زین مرصّع جواهر نشانی است که بر روی خر لنگی بگذارند و این حکایت از این دارد که اگر اندیشه ، جسم و جانمان را نجات ندهیم ، هر دانش دیگری هم به دست آوریم مانند این است که به یک منبع الماس دست پیدا کرده ایم اما خریداری برای این الماسها نداریم و نمی دانیم که با این الماسها چه باید کرد...




تایپ مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۹۷/۱۰/۱۰



ره توشه سفر ( بخش 81 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

در کنگره 60 به هر یک از اعضای خانواده مثل همسر ، والدین و فرزند که بیمارشان را همراهی می کنند همسفر می گویند ، این فرد به محض اینکه وارد کنگره می شود از راهنمایی اولیه ((مشاوره)) نسبت به انتخاب راهنما اقدام می کند و به تدریج می پذیرد که در گذشته و به تنهایی قادر به همراهی بیمارش نبوده و به یک آگاهی نسبی دست پیدا می کند که مصرف کننده فرد بیماری است که نه تنها نباید در مقابلش قرار بگیرد ، بلکه می بایست در کنار او بوده و نقش یک پرستار ((حامی)) را داشته باشد و می پذیرد که باید صبر و استقامت و امید را همچون همسفران دیگر سرلوحه سفر مشترکشان قرار دهد تا با گذشت زمان درمان به نتایج دلخواهشان برسند.

یکی از مهمترین مسائلی که یک همسفر باید بداند این است که اگر مسافر خوب حرکت کند یا نکند ، مهم نیست. در کنار مسافر بودن مهم است و حتی حرکت بد مسافر برای رسیدن همسفر به تکامل کفایت می کند.

یک همسفر باید اول خودش را بشناسد ، به خود عشق بورزد و اشکالات خود را رفع کند و خود را آرام کند تا بتواند به مسافرش کمک و یاری برساند ، به عبارتی دوربین را به سمت خود بچرخاند و این را بداند که هیچ پرنده ای با یک بال به اوج نخواهد رسید.

همسفران باید خوب بدانند که به راحتی به این جایگاه نرسیده اند ، چون قطعاً هیچ پاداشی بدون زحمت به دست نمی آید. ((بهشت را به بها می دهند نه به بهانه))

برای رسیدن به بهشت باید از خیلی خواسته ها گذشت ، یادمان باشد که زیباترین تصاویر و عکسها در تاریکخانه ها ظاهر می شوند و تا ظلمت نباشد روشنایی معنا و مفهومی ندارد.


با آموزش گرفتن همسفر در کنگره ، زبان مسافر و همسفر یکی خواهد شد و درست مانند آهنی که دائماً گداخته می شود و سپس در آب سرد می شود ، همسفر نیز بعد از گذشت یک یا دوسال آنچنان تغییر خواهد کرد که جایگاههای مختلف خدمت از آن او خواهد بود و روز به روز به مراتب بالا و بالاتر می رسد و انسانی کار آزموده خواهد شد.

همسفر مانند کوک ساز مسافر است ، او میتواند با عشق و محبت ساز را در شرایطی قرار دهد که زیباترین صداها از آن شنیده شود و یا برعکس می تواند با نفرت و خودخواهی صدای ساز را به صدایی ناهنجار تبدیل کند.

همسفر در ابتدا می آید که به مسافر کمک کند و این یاری رساندن مشروط بر این است که به سلاح علم و دانش و آگاهی و دانایی مجهز شود و در غیر این صورت باعث تخریب می شود.

همسفر وقتی پس از گذشت مدت زمانی (( حدوداً سه ماهه ابتدایی ورود به کنگره)) با اصول و قوانین و وظایف و حریم جایگاهها آشنا شد ، دیگر با مسافر خود کاری ندارد و از این به بعد باید به خودش بپردازد ، چون حق حیات و زندگی دارد ، به عنوان یک موجود زنده ، باید خواسته داشته باشد.


اگر همسفر آگاهی و شناخت نسبت به صورت مسئله اعتیاد و چگونگی درمان این بیماری در کنگره 60 را نداشته باشد ، قطعاً همسفر خوبی برای مسافر خود نخواهد بود و دائماً در مسیر او مانع ایجاد می کند و او را از رسیدن به درمان باز می دارد و از طرفی هم یک مسافر موفق این توان را دارد که از این موارد عبور نماید.

همسفر باید بداند اگر صفاتش تغییر نکند ، نمی تواند نقشی که به عنوان همسفر به او سپرده شده را به خوبی باز کند و به ایفای نقش خود بپردازد ، اصولاً افراد تغییر نمی پذیرند مگر در شرایطی که این تغییر را در خود فرد مشاهده کنند و به عبارتی وقتی این تغییر در خود فرد اتفاق می افتد ، سایرین نیز در بررسی هایشان تجدید نظر می کنند.

همسفر بدین معنا نیست که مسافر را نصیحت کرده و یا به راه راست او را بخواهد هدایت کند ، بلکه باید به خود بپردازد و با خود روبرو شود تا به تدریج در بستر آموزش و عمل از این به بعد با یک حس خوب به زندگی ادامه دهد.

تلاش و پیگیری مداوم همسفر در جهت درمان و رهایی مسافر خود از بند تاریکیهای اعتیاد و صبر و پایداری در مسیر پر نشیب و فراز دشواریها و سختیهای راه هزارفرسنگی ، نشان از محبت بلاعوض و درایت عقل رو به تکامل اوست.

در حقیقت ، پایان هر رنج نیک ، همراه با لذت و سرافرازی است و در فهم و بیان از خود گذشتگی همسفران ، هر کس نداند ، خداوند می داند و رنج دست.

 

 

((هفته ارج شناسی و سپاسگذاری از همسفران گرامی باد))



مسافر منصور
مورخ ۹۷/۱۰/۴




ره توشه سفر ( بخش 80 )

 

نوشته شده توسط:احمد

مهم است بدانیم که تفاوت کارکرد سیستم بیوشیمی بدن کسانی که بطور کلی صاحب اعتقادات و باورها هستند با کسانی که به هیچ چیز یا جای خاصی وصل نیستند از زمین تا آسمان است. چیزی که باعث استحکام و ماندن افراد در کنگره می گردد ، پیوند محبت میان اعضا است و هیچ جایی پاک تر و زلال تر از کنگره وجود ندارد.

چیزی که ما را در کنگره به درمان می رساند تنها داروی OT نیست. در بهترین حالت ممکن ، اگر مسافر داروی خود را منظم و دقیق ، طبق دستور راهنما مصرف کند 50% درمان ، دارو است. اگر آنتی بیوتیک برای درمان یک بیماری تجویز گردد قطعاً کل درمان به عهده آنتی بیوتیک ها نیست. اعتقاد به پزشک و تجویز او تأثیر بسیار زیادی در روند بهتر درمان می گذارد. در کنگره نیز به همین شکل و با اعتقاد به کنگره ، روش درمان و از همه مهم تر اعتقاد و اعتماد کامل نسبت به راهنما و پیوند محبت بین مسافر ، راهنما و دیگر اعضا است که درمان را به کمک داروی OT به سرانجام می رساند. دلیل وجود پیوند محبت میان اعضای کنگره تغییر جنس سلولها در این مکان است. چون ما پیوسته در حال تغییر هستیم و شخصیت قبل از کنگره ما بطور کلی تغییر می کند و شخصی دیگر با خصوصیات جدید متولد می شود.


وقتی می گوییم در بهترین شرایط تأثیر دارو 50% است به این دلیل است که دارو به سبب اثر گذاری بر سیستم فیزیولوژی ، قطعاً بر روی سیستم بیوشیمی نیز تأثیر می گذارد ، تفکر و نوع نگرش ماست که این تأثیر را تکمیل می کند.

درمان رهجو ، در پیوند با راهنما صورت می گیرد ، انسان به واسطه وجود چراغ راه ،خود ، درمانگر است. برای درمان اعتیاد ، وجود راهنما الزامی است و اوست که آموزشها و حکم مصرف دارو را داده و راه را به رهجو نشان می دهد تا رهجو بیشترین بهره را گرفته و در انتها به درمان برسد.

اگر ما به واقع خواست برای رهایی از تاریکی ها را داشته باشیم هرگز از این مسیر هموار خارج نخواهیم شد. یکی از حماقتهای برخی از افراد این است که در جائیکه به صورت رایگان دانش و اطلاعات و خدماتی که شاید در هیچ مکان دیگری با پول هم پیدا نشود ، به ایشان ارائه می شود اما در کمال نادانی ، از این خدمات و دانش هیچ بهره ای نبرده و همچنان در مسیر بیراهه خود سرگردان باقی می مانند. اگر مسئله درمان اعتیاد در اولویت زندگی رهجو قرار داشته باشد، می بایست تمام برنامه ریزی زندگی خود را نسبت به برنامه درمان ، جلسات و در زمان مقرر حضور داشته و نهایت بهره را از آموزشها و مطالبی که در اختیارش قرار داده می شود ببرد ، این مهمترین مسئله در درمان ، در کنگره برای اوست.

خداوند به راحتی فرصت خدمت کردن را در اختیار انسانها قرار نمی دهد. حضور در کنگره بهترین فرصت برای خدمت کردن به دیگران است.

تنها چیزی که رهجو را در برابر تفکر مخرّب و وسوسه های خطرناک در زندگی اش حفظ می کند ، آموزش پیوسته و مستمر است. 


تایپ مسافر مصطفی




مسافر مصطفی
مورخ ۹۷/۹/۳۰



ره توشه سفر ( بخش 79 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

هنر زندگی کردن در اصل دانستن و اجرای قوانین هستی است که هر قدر بیشتر بدانیم و کاربردی کنیم زیباتر زندگی می کنیم و در نتیجه هم برای خود و دیگران مشکل و رنج بوجود نمی آوریم.

مثلث یا فرمول زندگی در کنگره بر اساس معرفت ، عدالت و عمل سالم است یعنی اول باید قوانین را یاد بگیریم تا به عدالت رفتار کنیم ، در نتیجه عمل ما سالم خواهد بود و عمل سالم حال خوش و زندگی زیبا را رقم می زند.

تمام رنجهای ما به دلیل سر پیچی و عدم توجه به تابلوهای قوانین هستی بوده است ، با مصرف مواد مخدر از خط قرمز عبور کردیم و الآن در رنج هستیم.


روش درمانی کنگره نیز بر حسب نظم و حساب و هندسه می باشد که در همان ابتدا مثلث درمان مطرح می شود و حساب و کتاب که همان اصطلاح بکش و بکش خودمان می باشد که فهم و آگاهی این مقدمه می شود اساس درمان و برعکس. مثلاً رهجو در شروع سفر خود اگر میزان و نوع مصرفی خود را به صورت دقیق به راهنما نگوید ، برنامه ای که می گیرد برای او نیست و رهجویی که مواد مصرفی خود را دقیق می گوید ، بالطبع برنامه مناسب خود را دریافت می کند که راهنما در اینجا مقصر نمی باشد.

انسان برای پیر شدن خلق نشده ، بلکه برای بزرگ شدن برنامه ریزی و خلق شده است.

سی دی ها به ما کمک می کنند از یکسری تعاریف غلط و کج فهمی ها بیرون بیاییم و مطالب و قوانین را درست بفهمیم.

راهنما در کنگره یک انگشت اشاره است که هدف آموزشهای کنگره می باشد ولی خیلی وقتها ما در همین انگشت اشاره باقی می مانیم و توجه به هدف و موضوع از یادمان می رود و به عبارتی رهجو نباید به راهنما وابسته شود ، زیرا این وابستگی ممکن است او را به یک انسان متعصب تبدیل کند ، البته دوست داشتن راهنما خوب است و عامل موثر در آموزش پذیری رهجو می باشد ولی این محبت نباید به وابستگی یا تعصب تبدیل شود و اصل موضوع که آموزش است فراموش شود ... .




تایپ مسافر مصطفی




مسافر منصور
مورخ ۹۷/۹/۱۶


ره توشه سفر ( بخش 78 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

سفر اول ، سفری است از ظلمت به نور ، از تاریکی به روشنایی و زمانی نگاه یا دریافت مسافران سفر اول این معنی را می پذیرد که تفاوت نور و روشنایی را در تفاوت نور و چهره نبینند. ماهیت وجود یا صور آشکار و پنهان دائماً در حال تغییر است. تمام دغدغه ما این است که سفرمان به بهترین شکل ممکن به سرانجام برسد. جهادی بالاتر از این نیست و اگر سرافراز از این سفر بیرون بیاییم ، پاداشمان بند عشقی است که هرگز جدا نخواهد شد.

بهره ای که رهجو در پی حضور در جلسات و کارگاههای آموزشی کسب می کند ممگن است حتی در چندین جلسه مشاوره روان پزشکان کسب نکنند.

حضور راهنما با حضور رهجو کامل می گردد. اگر رهجو برای آموزش گرفتن و درمان وجود نداشته باشد ، وجود راهنما بی معنی است. وقتی بیماری نباشد آیا وجود پزشک به کار خواهد آمد؟ پس در ابتدا رهجو باید طلب داشته باشد ، اول باید بخواهد که بداند ، باید بخواهد که درمان شود ، بخواهد که به حال خوش برسد.

تفاوت کنگره با دیگر مراکز درمان اعتیاد ، در شیوه آموزش و درمان و ادامه مسیر است.

خدمتگذار باید بی منّت و ادعا خدمت کند و کسی که این خدمت را می گیرد نیز همیشه شاکر و قدردان او باید باشد.

راهنما تنها کسی است که بیش از هر شخص دیگری ، درد و رنج رهجو رادرک می کند و با غم او غمگین و از شادی او نیز شاد می شود.

راهنما باید به نقطه ای برسد تا بتواند رهجوی خود را درک کرده و از حال و احوال او آگاه شود و این حال و هوا ، تاثیر منفی بر خود راهنما نگذارد. در این صورت است که راهنما می تواند به خوبی ، مسافر خود را به سمت مقصد نهایی هدایت کند.

همه سفر اولی ها باید مسیر سفر خود را درست طی کرده تا به جایگاه اصلی انسانی خود دست پیدا کنند ، گاهی اوقات پیش آمده که مسافر سفر دوم ، علیرغم عدم مصرف مجدد مواد مخدر حال خوبی نداشته و این حال به مرور زمان تحلیل می رود و ممکن است در ادامه به مصرف دوباره مواد مخدر ختم شود. دلیل این امر ، سفر نادرست و ناقص مسافر است. دوباره به همان فرد قبلی با همان شخصیت و خلق و خوی باز خواهد گشت ، با این تفاوت که مواد مخدر مصرف نمی کند.


فردی که هیچگونه آموزشی نگرفته و هر روز به کارهای روزمره خود می پردازد و حتی مطالعه ، آموزش و یا تفکری نسبت به زندگی ندارد ، چگونه ممکن است در تعادل باشد و هر روز به محبت و خدمتش به دیگران افزوده شود؟

راهنما در کنگره در حین آموزش دادن به رهجویان و مسافران ، خود پیوسته در حال آموزش گرفتن است.

به اعتقاد برخی از اعضاء برجسته کنگره 60 ، حضور مسافران پس از رهایی از بند اعتیاد ، تا پنج سال الزامی است ، چون برای نزدیکتر شدن به خود پس از قطع مصرف مواد ، دو سفر الزامی است ، به همین منظور در کنگره ، آزاد مرد به کسانی گفته می شود که حداقل پنج سال از رهایی آنها گذشته باشد.

هدف اصلی تمام انسانهایی که به درجه ای از محبت و انسانیت رسیده اند ، خدمت کردن و یاری رساندن به دیگران است.





تایپ : مسافر مصطفی






مسافر منصور
مورخ ۹۷/۹/۲




ره توشه سفر ( بخش 77 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

یکی از پارامترهای بسیار مهم در درمان اعتیاد ، خواب یا رسیدن به مرحله ای که بتوانیم خواب واقعی و درستی داشته باشیم که این موضوع نیز برای داشتن انرژی و بازسازی سلولها بسیار مهم است که بهترین و نزدیکترین راه برای رسیدن به خواب خوب داشتن سفری منظم و جهان بینی است ، چون خواب به نوعی که یک رفتار است و برای بهتر شدن روان و یا رفتار خوب در خواب ، جسم و جهان بینی در خواب بسیار مهم است.

· در کنگره به مسئله حس بین راهنما و رهجو بسیار اهمیت و توجه میشود و از همان ابتدا تأکید میشود با حس خودمان راهنما انتخاب کنیم و نه به پیشنهاد و معرفی و انتخاب دوستان.

· انسان هر چه که هست و یا در هر وضعیتی که قرار دارد و هرگونه رفتاری که دارد به دلیل و براساس مراتب نفس اوست.


· ما در هرجایگاهی که قرار داریم ، رفتار ما تعیین کننده جایگاه بعدی ماست ، اگر به نیکی با دیگران رفتار کنیم یعنی اینکه لایق جایگاه بالاتری هستیم و اگر با نامهربانی رفتار کنیم یعنی اینکه ظرفیت از این بالاتر را نداریم و یا اینکه این جایگاه برازنده من نیست و باید جایگاه پایین تری را تجربه کنم و هنوز قد و اندازه این جایگاه نشده ام .

· جایگاهها در اصل امتحان است که اگر نمره قبولی بگیرم به کلاس بالاتر صعود می کنیم و اگر نمره قبولی نداشته باشیم مردود می شویم ، شاید تصور کنیم جایگاه را خود می توانیم به خودمان بدهیم ولی اینطور نیست ، جایگاهها را همیشه دیگران به ما می دهند و یا می گیرند، پس بهتر است هر جایگاهی که به ما می دهند با دیگران درست برخورد کنیم که در این صورت جایگاه بالاتری داده می شود و اگر درست برخورد نکنیم جایگاه داده شده را پس خواهند گرفت ، چون خودم لیاقت خود را با رفتار ثابت می کنیم.

· در کنگره نه گردن کلفتی داریم و نه زورگویی و نه تحقیر و نه تجسس در کار دیگران ، اگر کسی برخلاف مصلحت جمع رفتار می کند یا به نحوی رفتار می کند که مثل بریدن ستون است باید به مسئولین اطلاع دهیم ، چون ستون نگهدارنده سقف است .

· هرکس در هرجایگاهی که هست و یا هرچه جایگاه بالاتر می رود باید به شناخت و معرفت بیشتری برسیم تا بتوانیم کلمه و کلام درست را انتخاب کنیم و به همین دلیل آموزش در کنگره پایانی ندارد.

· به کنگره باید اهمیت بدهیم، شاید هنوز از اهمیت کنگره ذره ای درک نکرده باشم ، پس هرکس به اندازه ای که کنگره را درک کرده است به کنگره ارزش و بها می گذارد ، نه اینکه صرفاً به فکر خودش باشد و همیشه متوجه باشیم که اگر کنگره نبود معلوم نبود هریک از ما کارمان به کجا کشیده بود.



تایپ مسافر مصطفی



مسافر منصور
مورخ ۹۷/۸/۲۲





تولد هفتمین سال رهایی و آزاد مردی

 

نوع مطلب :مراسم(تولد،جشن و......) ،

نوشته شده توسط:احمد

                                                 استادی باشد
برای شعله های آتش که می خواهند سوار بر نور بشوند
و از خاکستر شدن گریزانند...





... گوشه ای از فعایت ها در شعبه خمین ...


   ... حضور در جایگاه مرزبانی بهمراه همسفر محترم ...


... افتخار خدمت در جایگاه مقدس کمک راهنمایی ...






... حضور همسفر محترم در جایگاه مقدس کمک راهنمایی ...


...



... اعطای شال ایجنتی و خدمتی دیگر در مسیر ...






""ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست             که به کام دل ما آن بشد و این آمد""







درواره ورود به رحمت خداوند ،قلب انسانها و کل هستی می باشد ...



با آرزوی بهترین ها خدمت استاد محترم آقای منصور و خانواده محترمشان ، امید که در ادامه سفر موفقت روزافزون برای ایشان حاصل شود ...
بااحترام
مورخ ۹۷/۸/۹





ره توشه سفر ( بخش 76 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               رهجویی که برنامه دارد ولی میزان مصرفش را تغییر می دهد و یا اینکه به غیر از داروی خود از مواد دیگری هم استفاده می کند ، اگر آن شخص شهامت داشته باشد و به گناهش اعتراف کند امیدی به خوب شدنش وجود دارد ولی کسی که حاشا می کند هیچ امیدی به بهبودی او نیست ، کسی که شهامت گفتنش را دارد شهامت خوب شدنش را نیز دارد و به عبارتی گناهکاری که هیچوقت به رستگاری نمی رسد گناهکار پنهان است.

 وقتی دانش نفس تغییر کند از طریق صور پنهان کارها خود به خود انجام می شود مانند رانندگی کردن که ما خود به خود دنده عوض می کنیم و خود به خود ترمز گرفته می شود ، پس بدانید اگر یک چیزی یاد بگیرید در دوره های بعد هم دارید و اگر یک چیزی را خراب کنید در دوره های بعد هم مهمانتان است.

باید دانست که تعادل در محبت ، از خود محبت مهم تر است که اگر از تعادل خارج شود تبدیل به ضد خودش می شود.

در شروع سفر ممکن است آنچه در مورد رهایی به یک سفر اولی گفته می شود ، می شنود ولی نمی تواند آن را باور و یا درک کند که این موضوع در ادامه و یا انجام درست چند پله ، شک و تردید او آرام آرام تبدیل به باور و یقین و در نهایت پس از رهایی و گذشت چند روز باور او نیز تبدیل به ایمان می شود.

چه علتی دارد که شما مشتاق حضور در کنگره هستید ، دلیلش این است که دقیقاً در خط درست قرار دارید و راه را پیدا کرده اید و کنگره را درک کرده اید و اصلاً هدفتان ترک اعتیاد نبوده است بلکه با درک روش کنگره اعتیاد را برای همیشه فراموش کرده اید.

اگر کنگره را درک کنیم اعتیاد خود به خود می رود و دلیل حضورمان در کنگره را بر مبنای اعتیاد نگذاشته ایم ، بلکه حضور پیدا می کنیم جهت آموزش تا اعتیاد را برای همیشه فراموش کنیم.

اعتیاد مهمان ناآگاهی است ، اما هنگامی که آگاهی بیاید اعتیاد خود به خود می رود و اصلاً نیازی به جنگیدن نیست ، وقتی انسان و مواد مخدر را بشناسیم ، اعتیاد خود به خود از بین می رود.

رهجو اگر طبق برنامه عمل کند دیگر مصرف کننده نیست ، زیرا در این حالت به مواد مخدر فرمان می رهد ، اما اگر طبق برنامه نباشد پس مواد مخدر به او فرمان می دهد و هنوز تسلیم مواد مخدر است زیرا اعتیاد به عناوین مختلف او را محک می زند و خارج شدن از برنامه یعنی هنوز برده است ، اما زمانی که قیدش را بزند آزاد و رها می شود.

هدف و انگیزه کنگره 60 از حضور مسافر و همسفر در کنار یکدیگر ، هم حس شدن و هم زبان و همدل شدن است که به تفاهم و آرامش و انسجام و همبستگی در خانواده می انجامد ، چون خانواده مهم ترین و سرنوشت ساز ترین ساختار جامعه است و تعیین کننده شخصیت و نوع رفتار کلی جامعه و بطور کلی تشکیل جامعه نتیجه یا حاصل چگونگی خانواده است.

درست زندگی کردن هنر است و هنرمند کسی است که می تواند با در نظر گرفتن همه جوانب زندگی کند ، مثل رانندگی که باید به هر شش جهت هوشیار باشیم... .


تایپ مسافر مصطفی




مسافر منصور
مورخ ۹۷/۸/۵



ره توشه سفر ( بخش 75 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               مرحله آموزش و آموزش گرفتن در هر کسی به اندازه ای شروع شده است که اهلی شده است.
اهلی شدن همان فرمانبرداری است که مهم ترین قدم برای رسیدن به فرماندهی است.تفاوت فرمانده و فرمانبر فقط در سطح آموزش است و هر کسی به اندازه ای فرمانده واقعی است که فرمانبری کرده و یا اینکه آموزش گرفته است.

مفهوم اصلی و اساسی آموزش گرفتن اهلی شدن و یا اهلی بودن است.

آموزشهای کنگره به جهت درست زندگی کردن است و هر کس آموزشها را بهتر بگیرد می تواند بهتر و سالمتر زندگی خود را برنامه ریزی کند.

                آموزشهای کنگره تضمین کننده امنیت و آرامش است چون اولین شرط آموزش وجود محیط آرام و خارج از هر گونه تنش است و اگر خوب دقت کنیم کسانی که خوب آموزش گرفته اند در اصل آرامتر و با وقارتر و بطور کلی اهلی تر شده اند.

ارزش هر انسان به اندازه ای است که اهلی و انسان تر شده است و یا اینکه هر چه اهلی تر می شویم در اصل از نفس اماره دورتر شده ایم.


استفاده از نشریات مهم ترین و سالمترین منبع تغذیه در کنگره است و جهت حرکت از نفس اماره به نفس لوامه و ... که به وسیله آن تغییر و تبدیل و ترخیص در ما صورت می گیرد.

در قسمت درمان با گوش کردن و نوشتن سی دی ها خرجتان و یا هزینه هایتان پایین می آید ، با پایین آمدن خرج ، دارو به شما جواب می دهد ولی وقتی جواب نمی دهد یعنی اینکه در زمینه تفکرات خرجتان بالاست ، فضولی ، قضاوت ، تجسس خرجم را بالا می برد ، در این سی دی ها یاد می گیرم انرژیم را حرام نکنم.

وقتی به فکر خودم باشم و قضاوتم روی کارهای خودم باشد آنوقت مصرف با خرج و هزینه بالا نمی رود ولی وقتی قضاوت روی این و آن است خرجم زیاد می شود و یا مسائل ضد ارزشی مانند دروغ گفتن و سرزنش کردن و...

رنج و جهل انسان همیشه با هم برابر است و اگر بخواهیم از رنج خلاص شویم و در صلح و آرامش زندگی کنیم باید از جهل خود بکاهیم. با وارد کردن دانایی به درون خود ، جهل خارج می شود.

اعتیاد و مصرف مواد مخدر و یا انجام هر ضد ارزشی ، از ذره شروع می شود و وسعت ، رشد و بزرگ شدن آن برابر با بزرگی جهل انسان است و به محض رسیدن به مرز دانایی ، رشد و پیشرفت ضد ارزشها متوقف می شود و این مرحله ای است که انسان متوجه و آگاه به اعتیاد و یا بیماری و یا بدی خود می گردد و این زمان شروع مرحله درمان و یا زمانی است که بیمار تغییر گروه و یا جایگاه می دهد و در گروه معتادان خواهان رهایی قرار می گیرد و تا قبل از رسیدن و ورود به این مرحله تقریباً هیچ کس نمی تواند برای بیمار کاری و کمکی انجام دهد.



تایپ مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۹۷/۷/۲۷


ره توشه سفر ( بخش 74 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


                 بزرگترین وظیفه زهجو این است که به دنبال کسب دانایی باشد.

وظیفه زمانی تحقق می یابد که مسئولیت پذیری در میان باشد ، اگر بپذیریم که درمان را انجام دهیم آنگاه وظایفی بر ما واجب می گردد.
برای مصون ماندن از ناآگاهیها ، تنها راهی که دارید این است که پیوسته و پیوسته در حال آموزش دیدن باشید.


در کنگره قبله را نباید گم کنیم ، ما تابع قانون و اصولیم و هیچ اختلالی نمی تواند این اصول را کنار بزند.

ما همه را بصورت یکسان آموزش می دهیم ، هیچکس را هم جدا نمی کنیم ، کسانیکه نمی خواهند آموزش ببینند خودشان جدا خواهند شد.

وقتی راهنما می گوید که وادیها را بخوانید و بنویسید در حقیقت این اصلی ترین روش جهت توانا شدن تفکر است.

مشارکت کردن ، پرسش کردن ، سی دی گوش کردن و نوشتن و ... اینهای همه ابزار بالا بردن ظرفیت تفکرند.

سیستم ایکس یعنی تمام فلسفه وجودی کنگره ، عصاره صورت مسئله اعتیاد و روش درمانی DST ، بانضمام تمام دانش جهان بینی.

نیروهای باز دارنده نقش چوب لای چرخ را دارند مثلاً برای مشارکت کردن مانع شما خواهند شد ، قیاس کردن بیشترین عامل عدم مشارکت شما خواهد بود.

در خصوص دستور جلسه از تجربیات و درون خود باید صحبت کنیم ، قرار نیست همه مثل هم در یک سطح صحبت کنند. این امر نیازمند تمرین است و بهترین جایش در لژیون است و باید صحبت کنید.

تدارک و برنامه ریزی پیش از انجام هر کاری مهم و ضروری است. این موضوع یک پیام در درون آن نهفته است و آن درست انجام دادن هر کاری است. وقتی یک کاری را نتوانم به درستی انجام دهم کل مجموعه فعالیتهای خود را به درستی انجام نخواهد داد.

حرکت ما ، نوع رفتار ما ، گفتار و اندیشه ما بسته به این است که چه اندازه نسبت به موضوعی به تشخیص رسیده ایم و این شناخت نیز کار عقل می باشد. هر چه عقل رو به تکامل باشد تشخیص قوی تر است.

اگر کسی با پله کم کردن مشکل دارد ، به دنبال مسائل مربوط به دارو برای حل مشکلش نگردد ، وقتی تفکرات غلط است ، وقتی در رفتار و کردار و زبان تغییر رویه نداده ای ، وقتی هنوز نگرش و نگاه قدیم است معلوم است که پله کم کردن برایش دشوار می شود. آقای مهندس دژاکام راجع به این قضیه فرموده اند: ما ندیده ایم که آدمی از قطع مواد بمیرد پس پشت صحنه خراب است که پله کم کردن را دشوار می کند کاری که راهنما در لژیون انجام می دهد درست کردن آن پشت صحنه است ، یعنی تفکر و نگرش و نگاه شما را به مسائل درست می کند تا شما بتوانید حریف شوید.



تایپ : مسافر مصطفی



مسافر منصور
مورخ ۹۷/۷/۱۱



ره توشه سفر ( بخش 73 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،

نوشته شده توسط:احمد

               باید دانست خواندن ، نوشتن ، اندیشیدن و آموزش گرفتن تحت تأثیر القای جمع در لژیون ، حضور در جلسات عمومی ، تحت فرمان راهنما بودن ، رعایت نظم در زمان حضور در کنگره و انجام مسئولیتها از وظایف رهجو برای رسیدن به نقطه پایان می باشد.
در کنگره اصراری به ترک مواد و یا حضور در جلسات وجود ندارد بلکه اگر مکرراً این امر را یادآوری می کنند به این دلیل است که راه رهایی از مواد و آموزشهای جهان بینی در اختیار رهجو قرار داده می شود، حال این رهجو است که مختار به انتخاب راه درست یا نادرست می باشد.
بنا به فرموده آقای مهندس دژاکارم ( بنیان گذار کنگره 60 ) تغییر در تفکر و اندیشه باید به اندازه ای باشد که شخصیت قبلی انسان نابود گردد. برای مثال برای تبدیل خانه ای کلنگی به یک ساختمان نو ، خانه می بایست بطور کلی تخریب شده و مجدداً از نو پایه ریزی و بنا شود.

              
               برای رسیدن به خواب آرام ، باید تعادل و فیزیولوژیکی خواب رعایت شود، مانند زمان خواب ، خوراک و بطورکلی رعایت اصول درست خوابیدن.
زمان خوابیدن در انسانها متفاوت است، در برخی افراد ممکن است، پنج ساعت خواب کفایت کرده و برخی دیگر خواب کمتر از هشت ساعت تعادل در جسمشان را برهم می زند ، ...... بیدارشدن در ساعات اولیه صبح به واسطه نور و ترشح برخی از هورمونها ، سطح انرژی در بدن را بالا می برد. نظم خواب هرگز از شب درست نخواهد شد، بلکه با بیداری صبح خواب را می توان به نظم رساند.
به نظم رسیدن در خوابیدن و بیدارشدن، از اهمیت بسیاری برخوردار است. اگر بتوان زمان خواب را از ساعت 10 شب تا ساعت 5 صبح تنظیم کرد، بهترین نتیجه در تعادل خواب حاصل خواهد شد.

               جهان بینی نوع نگرش انسان نسبت به اتفاقات ، افراد مختلف و اعمال آنها به پیرامون زندگی است. در اصل ، جهان بینی در کنگره 60 دانش شناخت اعتیاد است. منظور از دانش شناخت اعتیاد، شناخت صورت مسئله اعتیاد، روش درمان ، شناخت انسان و پیوند آن با یکدیگر است. آقای مهندس شاه کلیدهای بسیاری به ما معرفی کرده اند، یکی از حیرت انگیزترین آنها این است که فرموده اند: تعریف ما از آخرِ خط برای مصرف کننده کجاست ؟ روشن شدن نقطه تفکر

                آخر خط به تهِ جوب و کارتن خوابی و طلاق و بی آبرویی نیست، بلکه تهِ خط آنجایی است که انسان تازه می فهمد که کجای کار است ، چون از لحاظ فلسفی هم تهِ خط جایی است که شما خط دیگری را آغاز می نمایید. کسیکه هنوز در تفکرش تغییری رخ نداده است هنوز به ته خط نرسیده است، بلکه در مسیر ته خط است. پس اگر ما امروز ذره ای چشممان باز شده و گوشمان می شنود ، این نهایت بخشندگی و لطف خداوند است. انضباط برای رهجو مانند شلیک یک گلوله است که که عاقبت به هدف خواهد خورد. در انجام فرامین، در همراهی با ساختار کنگره ، در پذیرش فرمان راهنما و حرمت کنگره ، هرچقدر دقیق تر و منضبط تر عمل کنید، باروبَر و ثمره اش را خواهید گرفت...


تایپ : مسافر مصطفی




مسافر منصور
مورخ ۹۷/۶/۲۸



ره توشه سفر ( بخش 72 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               اندکی از مسافرین سفر اول با وجود اینکه سفر خود را به اتمام می رسانند مشاهده گردیده پس از مدتی مجبورند مجدداً سفر نمایند. زیرا در این افراد شاید مسئله فنی (تیپر دارو) و سپری کردن دوره درمان اتفاق افتاده باشد ولی تعادل در اعمال و رفتارشان بوجود نیامده است. بدین خاطر است که می گوییم تعادل بالاتر از درمان است. در کنگره به مقوله فهمیدن و درک کردن تأکید بسیار شده است ، اگر فهم و درک کامل در مسئله ای بوجود نیاید در آن راستا ، عمل سالم و صحیح نیز اتفاق نمی افتد ، یعنی باید نوع نگرش و بینش فرد درست شود ، به عنوان مثال گفته میشود بویژه در سفر اول ، اهمیت خواب و تنظیم آن بسیار حائز اهمیت است. فرد تا هنگامیکه این مطلب را به طور کامل فهم و درک نکند باز همانطور که دوست دارد عمل می کند ، نکته مهمی که باعث می شود چرخه فهم و درک کامل شود ، تکرار و تمرین است.


               ما باید به انرژی و کنترل صحیح آن توجه خاصی داشته باشیم و بدانیم انرژیمان را کجا و چگونه و به چه میزان بهره برداری نماییم. به تعادل رسیدن در هر مقوله ای کار آسانی نیست. البته از تعادل به سمت بی تعادلی رفتن نیز به مراتب دشوار است. کسی که ساعت خوابش تنظیم و مناسب است به سختی میتواند ساعت خواب خود را از حالت تنظیم به بی نظمی سوق دهد. مهمترین کار در تعادل نسبی به سر بردن ، مراقبت و مواظبت از آن است. افرادی که به درستی به درمان رسیده و متعادل می شوند دیگر با مواد ، حسابشان تسویه می شود. مثلاً اگر این افراد به محلی رفته و ببینند که گروهی مشغول مصرف مواد هستند بدون اینکه درونشان جنگ و آشوبی به راه بیفتد ، هیچ گونه حسی به مواد ندارند چون می دانند آن ماده چیست و در صورت مصرف چه کاری با آنها میکند و چه بلایی بر سر آنها می آورد. این حالت دو دلیل دارد : اول اینکه جسم و سیستم بیوشیمی ترمیم و بازسازی شده و دوم اصلاح بینش و آگاهی (فرق نگاه) عدم اصلاح هر یک از اینها در هر شرایطی فرد را از درون به جنگ کشانده ، که این آشوب و جنگ درونی عاقبتی به غیر از تباهی نخواهد داشت.

               ما در طی سفر اول مثل راننده ای هستیم که از یک گذرگاه پر خطر عبور می کند ، این شرایط می طلبد که ما تمام هوش و حواس و دقت خود را جمع کنیم تا به سلامت از این گذرگاه پرپیچ و خم عبور کنیم. به سلامت عبور کردن از این مسیر ، نه یک عمر ، بلکه عمرهای ما را بیمه میکند. در اینجا حسهای ما بسیار خوب و کامل عمل می کند ، باید به حسهایمان اعتماد کرده ، احترام بگذاریم. برعکس مصرف مواد که حسهای ما را کور و بسته و در غل و زنجیر اسیر می کند. رعایت در تعادل به کار گیری از حسهایمان ضامن استحکام ریشه ها و تقویت قوای جسمانی ما می باشد. به فرموده بزرگی ، ما برای دو هدف پا به این حیات نهاده ایم ، آموزش و خدمت که نتیجه این دو آرامش فکر و اندیشه است ... .

محبت سرچشمه آرامش و حال خوش است. محبتی که بین افراد کنگره جاریست ، بسیار نادر و کمیاب بوده که باید در پی حفظ و نگهداری آن باشیم.


تایپ مسافر مصطفی



مسافر منصور
مورخ ۹۷/۶/۱۹



ره توشه سفر ( بخش 71 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


                  باید دانست به هر علم و دانش و پختگی ای رسیدن ، وقت و زمانی دارد که اگر بخواهیم زودتر به آن برسیم قطعاً به مشکل خواهیم خورد.

                 دری که خداوند بر روی ما جماعت مصرف کننده باز کرد مانند این بود که کوری را بینا کنند. من کوری بودم که ظاهراً چشمم باز بود اما خیلی چیزها را نمی دیدم. کوری که بینا می گردد دیگر نباید از خوشحالی روی زمین بند باشد و باید هر لحظه شکر گذار باشد.

                هر وقت سختی و ناملایماتی سراغمان می آید پیش خود بگوییم که پشت من به کوهی گرم است به نام کنگره ، تحمل کنیم و آن مشکل را رَد کنیم. کنگره یک منبع انرژی عظیم است. مانند این که بخواهید به دل شیر بروید و بدانید که کسی نگهبان شماست. ما در کنگره صاحب و نگهبانی داریم. اگر نگهبانی خداوند با ما نباشد ، موی سرمان را هم باد خواهد برد.


               کسی باید نگران باشد که بی کس و یاور است. ما بی کس نیستیم. بی کسی و نداشتن پشتوانه و نداشتن استاد ، دردناک و وحشت آور است و ما که داریم خیلی برایمان بد است که بهره و استفاده نبریم. ما کسی را داریم که درست و غلط را به ما می گوید و نمی گذارد ما در چاه فرو رویم ، اگر بدترین مشکلات هم سراغ ما بیایند باید به رویشان لبخند بزنیم. باید به این نقطه تفکر برسیم که مشکلات لعنت خداوند نیست ، بلکه رحمت خداوند می باشد.

               فاصله ندانی تا بدانی ، فاصله فقر تا ثروت است. کسی که فقیر است باید سالها زحمت و مرارت بکشد تا به ثروت برسد. پس چگونه میخواهد در مقوله دانایی یک شبه به دانایی برسد و این همان جایی است که مهندس می فرماید: من متحیرم که چرا مردم فکر می کنند کسب دانایی بدون هزینه ممکن است.

               ما در کنگره بدنبال آدم شدن هستیم ، میگوید ((جمعیت احیای انسانی)) نگفته است ((جمعیت احیای جسمانی)) ، هم باید جسم احیا شود و هم باطن ، قوی ترین جسمی که فاقد شعور و معرفت و شناخت باشد چه قیمتی دارد؟

               بزرگترین نعمت برای یک انسان و نهایت عشق خداوند به یک بنده ، این است که استاد برایش مهیا کرده است ، بنده ای را تصور کنید که خدا از مال دنیا بی نیازش کرده ، اما هیچ کسی را ندارد که به او بگوید این درست است و این غلط ، مطمئن باشید که تباه و بدبخت می گردد.

               قدیمی ها می گفتند هرکس بزرگتر ندارد برود و برای خودش بزرگتری بخرد یعنی بزرگتری برای خودش مهیا کند ، انسانی که بزرگتر ندارد مانند قومی است که پیامبر و پیام آور ندارد.

               تمام دانش کنگره در پی نزدیک کردن ما به فرمان عقل است. فرمان عقل ، فرمانی است که خواسته های نامعقول  را کنار میگذارد و به خواسته های معقول بها می دهد. تمام سرنوشت و آیندۀ ما در گرو خواسته های ماست. بسیاری از اوقات هم ، در مسیر آموزش درجه و زاویۀ خواسته های انسان تغییر میکنند ، ما هر چه بیشتر در مسیر آموزش باشیم ، ضمن اینکه خواسته های نامعقول ما کنار می روند خواسته های معقولمان نیز ارتقاء می یابد و میتوانیم بین خواسته های معقولمان اولویت بندی کنیم و خواسته های معقولی که اهمیت بیشتری برایمان دارد را در رأس خواسته هایمان قرار دهیم ... .


تایپ مسافر مصطفی




مسافر منصور
مورخ ۱۳۹۷/۶/۴


ره توشه سفر ( بخش 70 )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

                در مسیر کنگره انتهای تمام اعمال ختم به حال خوش ، تعادل ، عشق و محبت است و همین موضوع باعث پیدایش بندهای محکم بین شخص و کنگره می شود.
   در بدن یا جسم انسان ما با سه مولفه و یا موضوع در ارتباط هستیم که در مقوله اعتیاد و درمان آن به صورت متمرکز مورد توجه متخصصین قرار نگرفته است. ما یک بحث متابولیکی در موضوع بدن انسان داریم که به سیستم های مکانیکی بدن انسان مربوط است و دیگر یک بحث فیزیولوژی داریم و یک بحث بیوشیمیایی داریم .

               وقتی فردی ماده مخدری را مصرف می کند ، ماهیت هر سه این سیستم ها را تحت تأثیر قرار می دهد . یک انسان عادی بدنش صاحب یک ساعت بیولوژیک است که وقت و ساعت تمام نیازهای بدنش ، مانند خواب و خوراک آن بدن معلوم و مشخص است ، مصرف مواد این ساعت بیولوژیک بدن را مختل می کند ، وقتی که باید بخوابد بیدار است و ساعتی که ساعت بیداری و شروع فعالیت روزانه است ، می خوابد.


بحث فیزیولوژی ، بحث ارتباط با ناقلهای عصبی یا نوروترانسمیترها است که اثرش را از مواد بیوشیمیایی می گیرد. یعنی شما وقتی ماده مخدری را مصرف می  کنید ، میرود و روی سیستم فیزیولوژی شما اثرش را می گذارد ، مانند ماشینی که سوخت آن بنزین است اما بجای بنزین در باک آن گازوئیل بزنید. انسانی که غذا و هوای سالم به بدنش وارد می کند ، فیزیولوژی اش یک فرمانی به بدن صادر می کند و کسی که مواد مخدر مصرف می کند بخصوص مواد مخدر صنعتی به بدنش وارد می کند ، فرمان دیگری به سیستم فیزیولوژی اش صادر می کند ، چون بحث فیزیولوژی در بدن ما ، ضمن اینکه یک سیستم الکتریکی و مکانیکی است ، یک سیستم شیمیایی نیز هست . جالب اینجاست که ما هیچ داروی صنعتی و شیمیایی که برای بدن هیچ عارضه ای نداشته باشد، پیدا نمی کنیم. حال این مطلب باید برای من آغاز یک نقطه تفکر باشد ، که چرا ما در بحث فیزیولوژی اعتیاد ، تریاک را بعنوان سازنده ترین ماده مطرح می کنیم ؟ چون تریاک یک ماده کاملاً گیاهی است و صنعتی و شیمیایی نیست و بهمین منظور اگر بعنوان دارو استفاده شود ، کمترین عوارض را در پی خواهد داشت .


                باید در نظر داشت که آنچه که تفکر را بی اثر می کند ، حس آلوده و ناپالوده می باشد. به قول آقای مهندس آنچه که شخص مصرف کننده را هرچند ثروتمندتر باشد ، به خاک سیاه می نشاند و حتی از نظر مالی بدهکار می کند ، مخارج تهیه مواد نیست ، بلکه بی تفکری و کج فکری است ، زمانی که همه می فروشند او میخرد و برعکس ، که این نشانه بارز از حس آلوده است و باعث تصمیمات اشتباه می گردد ، به هر تقدیر می توان گفت که برای تربیت و توامندکردن تفکر ما ناگزیر از انجام عمل هستیم مانند آنکه در کنگره می گوئیم که باید در آموزشها دقت کنید ، سی دی ها را گوش دهید ، حضورتان به موقع باشد ، مقاله بنویسید و مشارکت کنید.... که تمام اینها همان انجام عمل هستند... .

 
تایپ مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۹۷/۵/۲۹
                                                                            

                                                                            



  • تعداد کل صفحات:7 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7