تبلیغات
⚫⚪⚫کوله پشتی

⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر (بخش ۶۰ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               تفکر یکی از ویژگیهای بسیار حائز اهمیت انسان است ، هر چه بیشتر فکر کنیم با خود یا همان تفکر بیشتر به عظمت و قدرت آن پی می بریم و این ویژگی تفکر قطعاً به همه موجودات داده شده است ولی برای انسان یک چیز دیگر است و یک مقدار خیلی زیادتر و بیشتر در سیستم انسان طراحی شده است . چون در زمان مصرف ، مواد مخدر را مثل یک ماده جادوئی مصرف می کردیم ما را در یک حلقه بسته ای زندانی کرده بود که مدام دور آن حلقه می چرخیدیم ، پس این اندیشه و یا تفکر مثل اسب عصاری حول محور یک دایره ای در چرخش بوده و به هر حال یک جهان خاصی پیرامون خودمان شکل گرفته و می خواهیم از این جهان خارج بشویم ((جهان افیونی)) ولی چگونه ؟ باید مسیر روشن باشد ، راه گُم است و کاشانه ناپیدا و یا اسب لنگ بی لگام آخر کجایم می برد ، خودم هم نمی دانم ، راه گُم است ، باید راه مشخص باشد ، بنابراین در این مقطع اولین قضیه می گوید ، با تفکر ، که یک حرکت درونی است ، یک حرکت ذهنی است ، از یک مبدأ به یک مقصد ، از یک نقطه به نقطه دیگر ... و در ادامه باید به تدریج و آهستگی به این تفکر جهت بدهیم تا به نتیجه برسیم.



                در سیستم آموزشی کنگره حضور هر کس در کنگره چه راهنما و چه رهجو به نوع نگاه او بستگی دارد ، اغلب خدمتگذاران در هر جایگاه خدمتی که قرار دارند کار کنگره را ارزشمندترین کار در زندگی خود می دانند و بقیه امور زندگی با فاصله زیادی نسبت به این کار قرار می گیرند ، تمام انسانها به دنبال کسی می گردند که بتوانند به او اعتماد کنند و این موهبت شامل حال افراد کنگره شده است.

                 انسان همیشه اسیر تفکراتش است . ما وقتی در هر یک از ارکان زندگیمان مانند خواب ، خوراک و یا در همین مصرف کردن مواد به مشکل می خوریم ، به خاطر این است که در یک ساختار فکری گیر کرده ایم ، بطور مطلق هیچ حلقه مفقوده ای در کار نیست ، ما انسانها موجوداتی هستیم که خداوند ساختارمان را اینگونه طراحی کرده است ، ما تا یک جایی می توانیم بر اثر غیرت روی حرفی بمانیم ، جناب مهندس فرموده اند که اگر من با درمان حالم خوب نمی شد ، قطعاً اکنون مواد مخدر را مصرف می کردم ، رهجویانی که به سفر دوم می رسند و حالشان خوب است ، چقدر ممکن است کلاه برداری باشد ؟ ((صفر درصد)) چون اینجا موضوع فقط این نیست که شما یک موادی را مصرف می کردید و لذت می بردید ، حالا آن مواد را مصرف نمی کنید پس لذت نمی برید ، اینجا بحث ساختار ذهنی است ، رهجویانی که به پله های آخر می رسند تقریباً بدون استثناء همگی یک ترسی از قطع دارویشان دارند ، چرا ؟ بخاطر جدایی از ساختار ذهنی گذشته شان می باشد ، ما سالها با مواد زندگی کرده ایم و حالا می خواهیم آن را کنار بگذاریم ، برایمان عجیب و دور از باور است ، چون تمام مشکلات انسان ، بخصوص برای ما در درمان اعتیاد ، این است که این ساختار ذهنی را با ساختار ذهنی جدید عوض کنیم ، اگر کنگره موفق شده است به این دلیل است که کنگره زور و لذت مواد را کم نکرده ، زور و لذت مواد سر جایش است ، بلکه کنگره روشی را معرفی کرد که شما بتوانید به آرامی ساختار ذهنی جدیدی را جایگزین ساختار قبلی کنید.

تایپ:  مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۹۶/۱/۱۷



رهایی لژیون

 

نوع مطلب :رهایی ،

نوشته شده توسط:احمد

                       ((پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن توجه می نمایند. بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمائید و بر زمین و سماء توجه کنید.
 با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد.
آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه با ارزش. هم قوت کافی و هم سایبان هایتان برافراشته خواهد شد.
پس آن کنید که فرمان است.))



          مسافر محمد         آنتی ایکس مصرفی تریاک        داروی درمان OT        روش درمان DST       مدت سفر اول ۱۰ماه و ۲۶ روز







تا باد چنین بادا ...


ره توشه سفر ( بخش ۵۹ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

                ما در قسمت اعتیاد با دو مقوله انسان و مواد مخدر سر و کار داریم و اعتیاد حاصل ازدواج این دو مقوله است و برای شناخت اعتیاد باید انسان و مواد مخدر را بشناسیم. سی دی ها و نشریات کنگره دقیقا روی این دو مقوله کار می کنند و بخش دیگر آن شناخت مواد مخدر و شناخت اعتیاد است. کسی که بتواند این قسمتها را بشناسد دیگر احساس ناراحتی و نا آرامی نمی کند ، هر جا که ما ناراحت و نا آرام هستیم یعنی در مورد آن مسئله به شناخت نرسیده ایم. اکثر خانواده ها و همسفرانی که نتوانسته اند این مسئله را هضم کنند به شناخت نرسیده اند ، همه کسانی که تازه وارد می شوند این مشکل را دارند و حتی وقتی می بینند که اعضاء قدیمی تر در حال شادی هستند پیش خودشان می گویند که اینها برای چه اینجا هستند و با وجود مشکلی که من را از پای در آورده است ، باز هم اینها در حال شادی هستند ، چون اعضاء قدیمی به این آگاهی رسیده اند که حل این مسئله با دعوا و نذر و نیاز حل نمی شود ، اعتیاد نذر و نیاز بر نمی دارد ، چرا که حتی خداوند هم می گوید باید این مسئله را حل کنی.



               داروی درمان اعتیاد در کنگره (OT) هم سم است و هم شهد ، برای شخصی که به نگاه دارو و مثل دارو قانونمند مصرف می کند ، دوا و در نهایت وسیله شفای او می شود و شخصی که به عنوان نشئگی برخورد و بدون نظم و بی توجه به برنامه اش مصرف می کند حکم مواد مخدر و سم پیدا می کند که نه تنها مشکلی را حل نمی کند ، بلکه مشکل ساده تبدیل به مشکل بزرگتری می شود که در این موضوع مقصر داروی OT نیست ، مقصر بیماری هم نیست ، بلکه مقصر اصلی ذهن بیمار و یا ترکیب ذهنیت بیمار و اطلاعات ناقص او از داروست که دارو را تبدیل به سم می کند.

               هیچکس به یک مرتبه نمی تواند به هدف برسد ، بلکه هدف در اصل از مجموع ذرات جمع آوری شده تشکیل می شود ، اگر هدف داشتن یک ماشین باشد ذره ذره باید پس انداز کنیم و از مجموع ذره های پس انداز شده به ماشین می رسیم. در مسائل منفی هم این قانون حکمفرماست و یا به قول معروف تخم مرغ دزد شتر دزد می شود و الی آخر و یا رسیدن به درمان در کنگره ، ذره ذره ، جلسه به جلسه ، سی دی به سی دی ، پله به پله و در نهایت از مجموع این ذرات ، هدف و یا رهایی بوجود می آید.

              روند زندگی مثل کاشتن است که هر چه بکاریم ، درو می کنیم ، هر تفکری که می کنیم و یا هر عملی که انجام می دهیم در اصل مثل کاشتن دانه است که ذره ذره رشد می کند و تبدیل به درخت می شود و در نهایت میوه می دهد که آن میوه حاصل بذر و یا ذره ای است که خود کاشته ایم و یا مثل فریاد در کوهستان است که آنچه می شنویم همان است که خود گفته ایم و یا به عبارتی هر کس در هر وضعیت و یا جایگاهی است عین عدالت است چون خود فرد برای خود فریاد زده است.

               کنگره راهی است که رهایی ما را فراهم نموده است ، مشروط به آنکه درست پیموده شود و آنوقت به درمان می رسیم. اگر سالها در کنگره باشیم و ساکن باشیم به درمان واقعی نمی رسیم ، مگر اینکه مسافر و در حال پیمودن و سفر کردن باشیم. سرعت مهم نیست ، بلکه حرکت است که بسیار مهم است ، بایستی ذره ذره و قدم به قدم در حال پیشرفت و کسب کردن باشیم که به محض قطع شدن آموزش ، حرکت به سمت هدف و یا درمان هم متوقف خواهد شد که این موضوع در همه جایگاههای کنگره صادق است ... .

تایپ : مسافر مصطفی


مسافر منصور
مورخ ۹۷/۱/۷
 

ره توشه سفر (بخش ۵۸ )

 

نوشته شده توسط:احمد


                در کنگره مطلب برای آموزش آنقدر فراوان است که جناب مهندس در جائی فرمودند که من برای 400 سال آینده برای شما مطلب دارم ، حال برای کسی که اهل شناخت باشد ، دیوانه کننده و حیرت آور است ، به عنوان نمونه کتاب 60 درجه حدود 320 صفحه دارد که دارای عناوین متعددی است که تنها یکی از این عناوین برای عمر تمام ما کافی است ، مهم نیست که ما بتوانیم تمام این مطالب را درس بدهیم ، چیزی که بسیار مهم است چگونگی آموزش دادن است و پی بردن به عمق این عناوین  .

                            

               اگر یک سیستم آموزشی به شاگردانش صبوری ، تعمق و تفکر در مسائل ، درست و عمیق نگاه کردن ، متفکر و کاوشگر بودن و پرسشگر بودن را بیاموزد ، یقین بدانیم که آن شاگردان پیشرفته ترین انسانهای آینده آن سرزمین خواهند بود .

               در کنگره 60 تمام مسافرین بایستی با آمادگی و تفکر در جلسات حاضر باشند و نباید تنها به نوشتارها اکتفا کرده و آنها را عیناً بازگو نمایند ، دانش کنگره مثل یک معادله در تعریف عقل جای دارد ، عقل مانند ماشین تابع خود عمل می کند و خودش باعث تکامل و رشد خودش می شود .
یکی از بارزترین و ریشه ای ترین بخشهای اعتیاد ، عدم نظم و انضباط و ترتیب است ، بسیاری از آموزشهای کنگره ، نظیر حضور به موقع در کارگاههای آموزشی ، حضور در کلینیک جهت اخذ دارو ، مصرف منظم و دقیق دارو و ... جهت اصلاح این مُعضل و اختلال عظیم به رهجویان سفارش و تاکید شده است .
خارج شدن از جهان تاریک اعتیاد که سرشار از راز ، پیچیدگی ، سختی ، دشواری ، آشفتگی و هزاران مُعضل دیگر است ، طبیعتاً اراده ای منسجم و تلاشی بی وقفه و هوشیاری و بیداری دائم را می طلبد .



               سفر اول به قدری جالب و شیرین است که هر کسی از دیدن یک سفر اولی مرتب و رو براه لذت می برد ، سفر اولی که کارهای خود را درست انجام می دهد و روی برنامه است ، نیازی ندارد وانمود کند که کارش را درست انجام می دهد و قبل از شروع جلسه حاضر می شود و در جلسه در بخش گفت و شنود مشارکت می کند ، سی دی ها را گوش می دهد و مکتوب می کند ، کتاب 60 درجه را می خواند ، خدمت می کند و خلاصه هر کسی با دیدن یک چنین رهجویی آرزو می کند که یک سفر اولی باشد و بر عکس سفر اولی که روی برنامه نیست و مرتب به خود فشار می آورد که همه چیز و همه کارهایش را واقعی جلوه بدهد ، لذا همین زور زدن ها کاملاً آشکار می سازد که درحال واقعی وانمود کردن اعمال خود است .

                                                       
   
               برای اینکه انسانی از اعماق تاریکی ها خارج شود و به بالا بیاید ، نباید عجله داشته باشد چون اگر بخواهد سریع سفرش تمام شود و سریع تیپر کند ، این زود خارج شدن به او کمکی نمی کند ، فقط درد و رنج برایش بوجود می آورد ، چون موقعی که می آید بالا متوجه نیست ، ولی وقتی آمد به سطح زمین آن موقع از درد به خودش می پیچد ، پس باید آرام و با آهستگی و شمرده طی سفر کند ، در هر مرحله هم می ماند تا به بالا بیاید و نقطه تحمل هم اینجا بوجود می آید ، نقطه تحمل ، در همین زمان دادن و خارج نشدن بوجود می آید ... .

مسافر منصور
مورخ ۹۶/۱۲/۲۰


تایپ "مسافر مصطفی"






ره توشه سفر (بخش ۵۷ )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               زمانی کاری سخت است که ما نخواهیم یاد بگیریم ولی بخواهیم که انجام دهیم ، ابزار و وسیله ای که اینجا بخواهیم از اعتیاد بیرون بیائیم این است که به کلاس بیائیم ، سی دی گوش کنیم و از روی آن بنویسیم و نوشتارها را مطالعه کنیم و ...  برای اینکه آموزش بگیریم ، ولی اگر این کارها را انجام ندهیم کار سختی برایمان خواهد بود .

               شاید نوشتن یک سی دی ساعاتی از وقت ما را بگیرد ولی چیزی که می آموزیم به اندازه چندین برابر آن ساعات در زندگی مان باعث صرفه جویی در وقتمان می شود ، به این صورت که تکرارها کم می شود ، زیرا کل زندگیمان در اکثر اوقات تکرار می شود و زمانی که در آن موضوع دانش نداشته باشیم اشتباهات تکرار می شود و همین تکرارهاست که انسان را در زندگی عقب می اندازد.



               اعتیاد و مصرف مواد مخدر که یک ضد ارزش است برای من می تواند یک حقیقت هم باشد ، چون در ابتدا یاد گرفتم که چگونه مصرف کنم و سپس مصرف کردم و در نهایت یک مصرف کننده شدم و این موضوع برای من یک حقیقت است ولی برای کسی که هنوز در مرحله ابتدایی یا یک نامزد اعتیاد است یک حقیقت نیست و باور نمی کند و تصورش این است که این موضوع حقیقت نیست در صورتیکه از حقیقت گریزی نیست و در آینده حتما" یک مصرف کننده تمام عیار خواهد شد و یا روش درمان کنگره 60 ((DST برای یک تازه وارد شاید در حد یک باور باشد ولی حقیقت نیست و در پیامی آمده است که برای باورها ارزشی نیست ، مگر اینکه در این موضوع رهجوی تازه وارد پله پله آموزش و اجرا داشته باشد و در نتیجه با هر انجامی بصورت تدریجی به حقیقت نزدیک تر می شود و در نهایت بعد از انجام آخرین پله ، یعنی 0/3 سی سی و قطع شدن مواد ، حقیقت بر او نمودار می شود و این پاداش عمل او می باشد. برعکس این قضیه هم صادق است ، مصرف کننده ای که آموزش نمی گیرد و حضور ندارد و انجام عمل درست را یاد نمی گیرد و در مسیر درست حرکت نمی کند ، بالطبع به نتیجه هم نمی رسد که این هم یک حقیقتی است که از آن گریزی نیست ، به  عبارتی هیچ کشتی بدون زحمت به دست نمی آید.

               آیا تا به حال از خودمان پرسیده ایم چرا در کنگره حضور داریم و چرا می خواهیم درمان شویم ، این پرسش ها و پاسخ ها در اصل موتور محرک ما و عامل انرژی برای ادامه مسیر است و شاید سئوالی تقریبا" مشابه برای همه باشد ولی آنچه که باعث حرکت زیباتر می شود نوع جواب است که بسیار تعیین کننده است ؛ بهترین جواب ممکن است این باشد که بگویم : خواستم درمان شوم تا درست زندگی کنم و اگر ماندگار شدم به این دلیل بود که در کنگره ، قطع مواد تنها ملاک نبود ، بلکه ملاک اصلی درست زندگی کردن بوده که این موضوع در همه آموزشهای کنگره وجود دارد که مصرف نکردن مواد هم یکی از آیتمهای درست زندگی کردن است یا به عبارت دیگر یک مصرف کننده مشکل اصلی او مصرف مواد نیست بلکه نداشتن هنر زندگی کردن است یا به عبارت دیگر یک پنجم هنر زندگی کردن را در طی 21 روز می آموزیم و نهایتا" می توانیم یک پنجم کمتر مواد مصرف کنیم.
اگر یک پنجم  مواد کم شد ولی عمل آن برای رهجو دشوار بود ، مشکل از یک پنجم مواد نیست ، مشکل از عدم کسب یک پنجم هنر زندگی کردن است ، هنر زندگی کردن در اصل دانستن و اجرای قوانین هستی است که هر قدر بیشتر بدانیم و کاربردی کنیم زیباتر زندگی می کنیم ، در نتیجه هم برای خود و هم برای دیگران مشکل و رنج بوجود نمی آوریم.

               مثلث معرفت ، عمل سالم و عدالت در کنگره ، بیانگر فرمول زندگی است ، یعنی اول باید قوانین را یاد بگیریم تا به عدالت رفتار کنیم و در نتیجه عمل ما سالم خواهد بود که عمل سالم حال خوش و زندگی زیبا را رقم می زند ... .


                                                                                                                     
مسافر منصور
مورخ ۹۶/۱۲/۵
تایپ مطلب : مسافر مصطفی
                                                                                                                 

ره توشه سفر (بخش ۵۶ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               انسان برای رسیدن به تعادل هیچ راهی ندارد مگر اینکه قوانین موجود در هستی را بشناسد و به آنها عمل نماید ، کسی که وارد کنگره می شود چه خودش بداند و چه نداند چراهایی در فکرش ایجاد شده و شکل گرفته اند و رهجو تا توانا نشده و به جایی نرسیده که بتواند صور پنهان را بشناسد یک شاه کلید می تواند به او کمک کند و در کنگره سفر اولی هایی که به سفر دوم رسیده اند هر کدام یک الگو هستند ، این شاه کلید راهنما نیست بلکه گوش به فرمانی راهنماست و باید اعتقاد داشت که پشت فرمان راهنما نیروی قدرت مطلق نهفته است و اگر می خواهید به درمان و تعادل برسید باید به راهنما ایمان کامل داشته باشید و این اتفاق در کنگره زود به وقوع می پیوندد و باید یادمان نرود که شاه کلید اصلی در کنگره گوش به فرمانی می باشد و به همین منظور پیامی در کنگره داریم که می گوید : ''انسان اگر با همه کاوشگران کره زمین همنشین و همدم باشد ، اگر خودش نخواهد یک سر سوزن دانشش اضافه نخواهد شد .''



               رهجو و مسافر و همسفر سفر اولی که به موقع سر جلسات حاضر می شود ، مشارکت می کند ، خدمت می کند و به موقع و اندازه به برنامه خود عمل می کند ، جایگاه او در سفر دوم به مراتب با رهجویی که هر یک از این موارد را انجام ندهد متفاوت می باشد و این جایگاه عین عدالت می باشد .

               سفر اولی هایی که می خواهند به سفر دوم برسند باید بدانند که این سفر به مراتب هم سخت است و هم سهل ، سهولت بدین معنی که بدون هزینه اضافی(انرژی) تمام کارها را به زیباترین شکل می توان انجام داد .

               راهنمایان کنگره ۶۰ مدعی درمان اعتیاد هستند ، نه مدعی بر شخص خود ، بلکه به پشتوانه ۲۰ سال تجربه و هزارن رهایی و مکتوبات و دیگر منابع آموزشی و ... این موضوع را بیان می کنند و نه از تصورات شخصی خودشان .

               رهجو باید بداند که اگر تمام موازین و اصول سفر را رعایت کند ، سفر او به زیباترین و سازنده ترین دوران زندگی او تبدیل شده و تقریبآ در این مسیر مشکلی نخواهد داشت ، مسافر و رهجو در حال کاشتن بذری است که اگر می خواهد به یک درخت تنومند تبدیل شود باید به ذره ذره ی کاری که دارد انجام می دهد اهمیت بدهد ، اگر با مسیر همراه شدید بسیار ساده و راحت خواهد بود ، اما اگر همراه نباشیم یکسره در درون و برون با خود جنگ خواهیم داشت ، آنچه بر عهده ما می باشد باید دقیق و درست و به موقع انجام دهیم تا بار و برش را در آینده بتوانیم درک کنیم ، اصولآ هر انسانی قطعآ پذیرایی نتیجه اعمال و انتخاب هایش خواهد بود .

               کسیکه در کنگره به پایان سفر اول نزدیک می شود باید از لحاظ آموزش پیشرفت چشم گیری داشته باشد زیرا در سفر خود مجبور به حل بسیاری از مشکلات خود بوده است و به اجبار باید اعتیاد را درک کرده و در نهایت درمان آنرا هم درک نموده باشد ...



مسافر منصور
مورخ ۹۶/۱۱/۲۶



رهایی لژیون

 

نوع مطلب :مراسم(تولد،جشن و......) ،رهایی ،

نوشته شده توسط:احمد


                       ((پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن توجه می نمایند. بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمائید و بر زمین و سماء توجه کنید.
 با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد.
آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه با ارزش. هم قوت کافی و هم سایبان هایتان برافراشته خواهد شد.
پس آن کنید که فرمان است.))

          
مسافر :ابراهیم           .انتی ایکس: تریاک(سقوط آزاد) .         طول سفر :              .روش درمانDST         با داروی OT            








مسافر :محسن           .انتی ایکس: سیگار .         طول سفر :     ۱۵ماه         .روش درمانDST         با داروی نیکوتین خوراکی



    

    

مسافر :آرش          .انتی ایکس: سیگار .         طول سفر :     ۱۵ماه         .روش درمانDST         با داروی نیکوتین خوراکی       رشته ورزشی والیبال
                  

 








                   رهایی دوست و برادران عزیزمون رو به خودشان و همسفرانشان تبریک میگوییم ، بهترین هارو هم در ادامه این سفر براشون آرزو داریم  و بابت این رهایی زحمات استاد عزیزمون آقای منصور را ارج می نهیم .


''تا باد چنین بادا''



ره توشه سفر (بخش 55 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               ما در کنگره می آییم و می خواهیم سفر کنیم و اعتیادمان را درمان کنیم ، در جمعی که ۲۰۰ الی ۳۰۰ نفر و در بعضی از شعب ۱۰۰۰ نفر که همه با سابقه های درخشان به قول آقای مهندس هر کدام از ما می توانستیم یک محله را بهم بریزیم ، حال چطور شده است که در اینجا مودب و با احترام نشسته و کار خود را انجام می دهیم و اگر کسی ذره ای بخواهد خلاف کند ، سیستم چگونه برخورد می کند ، اینجا نه پلیس هست و نه بگیر و ببندی هست ، سیستم نظارتی کنگره ۶۰ چگونه است ؟       یک ساختاری تعریف شده است مرزبان ، ایجنت ، راهنما ، نگهبان نظم ، مهماندار و دبیر و نگهبان و ... که در کنار هم تشکیلات را اداره می کنند .


         
              قوی ترین سیستم نظارتی کنگره'' خود شخص'' است ، یعنی چه ؟ یعنی اگر بخواهیم یک ذره پای خودمان را کج بگذاریم و خارج از اصول و قوانین حرکت نماییم و کاری را که به ما می گویند را انجام ندهیم ،  ماننده یک تابلو نمایان می شویم ، بدون اینکه کسی با ما کاری داشته باشد ، بعنوان مثال : سفر اولی که خوب سفر نمی کند تابلو هست و داد می زند که '' آقا من خوب سفر نمی کنم '' و یا اگر یک سفر دومی کارش را درست انجام ندهد اصلا چهره و صورت و چشم هایش داد می زند که من سفر دومی نیستم و برعکس ، یک سفر اولی که واقعآ خوب سفر می کند اصلا تابلو است و چهره اش می درخشد که من سفر اولی منظمی هستم و همه می دانند که سفرش را خوب انجام می دهد .

               در کنگره چیزی پنهان نمی ماند ، نمی دانیم چه مکانیزمی وجود دارد ، بهمین منظور در کنگره می گوییم :''حقیقت در اعمال و در ادامه نقاب از رخ بر می دارد ، (به این معنی که هر چیزی که حقیقت باشد بعد از مدتی خودش را نشان می دهد) '' و به فرموده جناب مهندس ''حقیقت اگر به اندازه یک دانه نخود در کف اقیانوس باشد و یا در دل کوه ، بعد از مدتی آن یک ذره حقیقت خودش را نشان می دهد و در مقابل اگر ذره ای دروغ پشت قله قاف باشد خودش را نشان می دهد ...'' سیستم کنگره اینگونه است .



               وقتی که به کنگره می آییم بهترین راهکار و زرنگ ترین افراد کسانی هستند که پنهان کاری نمی کنند و با صداقت می آیند ، پنهان کاری حس و حال فرد را خراب می کند ، اگر برای درمان آمده ایم نباید پنهان کاری شود و بدانیم که در کنگره چیزی به نام دروغ نداریم ، چون اگر دروغ بگوییم کار خودمان خراب می شود ، رهجویی که به راهنمایش دروغ می گوید ، راهنما را به اشتباه می اندازد ، پس راهنما هم راهنمایی اشتباه می کند ، در نهایت حال خود رهجو خراب خواهد شد و لذا اگر من بخواهم راهنمایی خوب بگیرم در سیستم کنگره ۶۰ که برای هدفی وارد اینجا شدم و نتیجه بگیرم باید تابع اصول و قوانین باشم و هر چه بیشتر و بهتر قوانین را اجرا کنیم ، کنگره ۶۰ چیزی را که به ما می دهد بهتر و بهترین را خواهد داد .

               کنگره ۶۰ فقط یک شخص نیست ، فقط راهنما یا مرزبان یا ایجنت و یا ... نیست ، ما با یک نفر طرف حساب نیستیم که به او مراجعه کنیم همه ما بخشی از این سیستم هستیم و طرف حساب ما سیستم است و در یک سیستم باید جزء به جزء عوامل را در کنار هم قرار داد ...


مسافر منصور
مورخ ۹۶/۱۱/۶


ره توشه سفر (بخش ۵۴ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               یکی از مشکلات مسافرین سفر اول ، عدم توانایی در تمرکز فکر و همچنین افکار منفی و آزار دهنده می باشد . ذهن انسان دارای ساختاری است که می توان آن را به یک خانه تشبیه کرد ، که دروازه ورودی آن به نگهبان نیاز دارد ، افکار منفی زمانی می تواند وارد ذهن ما شود که این نگهبان پست خود را ترک کرده باشد ، بنابراین لازم است که نگهبان ذهن خود را با پرداختن به آنچه علاقه داریم ، تربیت کنیم . بزرگترین تخریبی که مواد مخدر در انسان ایجاد می کند در اختیار گرفتن فرماندهی اوست و ما هم فقط به صورت تدریجی می توانیم این فرماندهی را باز پس بگیریم .



               رهجو و مسافر سفر اولی باید بداند که در دو روز ابتدایی پله جدید ، جسم او هنوز بر اساس میزان دارو در پله قبل پر است و خالی نشده و از روز سوم باید یادمان باشد که حالا بدن کم می آورد و نباید میزان را تغییر داد تا بدن در ادامه با میزان جدید سازگار شود و خودش کمبود را جبران نماید . لازم است بدانیم جسم دارای سیستمی کاملا هوشمند است که خودش می داند چگونه تعادل را حفظ کند ، آقای مهندس بارها فرموده اند که اجزای صور آشکار انسان (سلول های جسم) بسیار هوشمندند چرا که دانشی در آنها نهفته است و از جایی هدایت می شوند که خود عقل کل است ، محققان علم بیوشیمی هر چقدر که به جهان درون یک سلول بیشتر راه پیدا می کنند ، بیشتر دچار حیرت می شوند ، مثلا دریافته اند که تک تک سلول های جسم ما با سلول های عصبی مغز در ارتباط هستند و این حیرت آور است ، چرا که جسم ما چندین میلیارد سلول دارد و تعدادی از آنها نوروترانسمیترها هستند در مغز و مانند این است که بگوییم مملکتی 200 میلیون جمعیت دارد و از میان آنها 100نفر مسئول بقیه افراد جامعه هستند و این 100نفر از حال و روز تمام و کمال این 200 میلیون نفر آگاهند . حال منظور از بیان این مطلب این است که بدانیم سیستم بیوشیمی در بدن ما فوق العاده هوشمند است و دانش بشر با همه توانایی خود تا امروز فقط اندکی از آن اطلاع دارد .

                دانش کنگره معتقد است که وظیفه ما این است که با فهم و درک عظمت این سیستم به آن احترام بگذاریم ، بنابراین ما در مورد کار تخصصی مان در کنگره همین قدر می دانیم که وقتی با مصرف مکرر مواد مخدر ، تعادل سیستم های تولید کننده مواد شبه افیونی و سایر سیستم های حیاتی جسم را بر هم میزنیم ،  برای بازگرداندن تعادل ، لازم است تا قوانینی را بشناسیم و از آن پیروی نماییم ، از جمله این قوانین :  در نظر گرفتن زمان است ، چرا که هیچ اتفاقی در عالم به یکباره انجام نمی شود و بدانیم که همه چیز در هستی نقطه تحملی دارد ، پس باید از لزوم توجه به آن آگاه باشیم و باید برای آن داروی مناسب هم داشته باشیم ، بنابر این زمانی که به شربت  OT به چشم داروی درمان نگاه می کنیم ، دیگر لازم نیست که همه الکالوئید های آنرا بشناسیم ، چرا که چه ما همه آنرا بشناسیم و چه نشناسیم ، سیستم فیزیولوژی جسم هوشمند است و وظیفه خود را به نحو احسن انجام خواهد داد .




               آنچه که مسافر سفر اول را به درمان می رساند ، شناخت فیزیولوژی بدن است . مسافر سفر اول در قدم اول لازم است که گوش به فرمان راهنما باشد ، اما در ادامه باید به شناخت برسد ، در واقع باید در طی مسیر سفر هوشیار باشد و دریابد که در پس انجام فرامین راهنما چه بدست آورده و در پایان خود تبدیل شده باشد به یک استاد  . آنچه که در مسیر سفر و زندگی بسیار حائز اهمیت است ، انتخاب های ماست و ما در طول سفر و زندگی پیوسته در حال انتخاب تفکر ، سخن و اعمال خود می باشیم و آن چیزی که ما را از این راه به سوی حال خوش هدایت می کند انتخاب های درست است و آنچه که ما را به حال بد و پشیمانی هدایت می کند ، انتخاب های غلط است ...



مسافر منصور
مورخ ۱۳۹۶/۱۰/۱۴


ره توشه سفر (بخش ۵۳ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               آموزش یا انتقال آموزش بوسیله سه پارامتر ''نور ، صوت ، حس'' صورت می گیرد که در این فرایند بیشترین سهم و عامل تعیین کننده حس است که قابل رویت نیست ولی با هم نامش و یا هم جنسش قابل درک می باشد ، وقتی گوینده و شنونده در حد نسبی هم حس باشند نور و صوت قدرت می گیرد و در نتیجه انتقال آموزش بهتر و کامل تر صورت میگیرد ، هم حس بودن و یا هم حس شدن همان درک شنونده است که در این صورت همراه نور و صوت مفاهیم هم از طریق حس به شنونده منتقل می شود.

               درک وضعیت شنونده باید به گونه ای باشد که مطالب و موضوعات و یا برنامه دادن برای شروع سفر باید با توجه به ظرفیت پذیرش و نوع مصرف بیمار باشد که این موضوع برای شخص گیرنده بسیار مهم است و در غیر این صورت گیرنده به دلیل آماده نبودن دچار تخریب می شود ، مثل مرحله راهنمایی تازه واردین که باید کاملا حساب شده و بر اساس میزان درک و ظرفیت پذیرش او مطالب بیان شود حتی موضوعاتی که در جلسه اول مطرح می شود با جلسات دوم و سوم متفاوت است و این موضوعات باید به نرمی و آرام آرام باشد .



               اگر کسی که سال های متوالی در فضایی تاریک بوده و یک مرتبه او را در معرض نور شدید قرار دهیم چشم های او دچار آسیب شدید می شود ، مطلب دیگر اینکه همیشه نمی شود کلام آخر را اول گفت ، اگر به روند بیماری خود از ابتدا بازبینی کنیم مواد مخدر هم حرف آخر را اول نگفت و بعبارت دیگر مصرف مواد مخدر در ابتدا همه سود و شادابی و سرخوشی و انرژی کاذب و خیلی مسائل دیگر بود ولی آرام آرام در مراحل پایانی به کلام آخر رسیدیم و اگر در ابتدا کلام آخر را به ما می گفت و یا تصویر آخرمان را به ما نشان می داد ، به هیچ عنوان مصرف کننده نمی شدیم . پس برای درمان هم بهتر است از حربه و یا فن بدل نسبت به خود مواد مخدر استفاده کنیم و بطور کلی حربه مواد مخدر سود است ولی سودمند نیست و یا مثل پول نزولی و یا وام گرفتن از شیطان و یا شیطان صفتان است .

              روش درمان در کنگره در اصل بدل کردن حریف است و یا آتش با آتش خاموش کردن و یا با نیروی مواد مخدر اعتیاد را درمان کردن و یا آهن را با آهن بریدن ، با این تفاوت که در مرحله پیشرفته در بیماری با زیاد کردن مواد انرژی می گرفتیم ولی در روند درمان با کاهش مواد مصرفی و نکته مهم در این روند این است که هوشیار باشیم از نیروی بدست آمده درست استفاده کنیم و در غیر اینصورت خود بدل فن خود می شویم و به گونه ای دیگر و یا از طرف دیگر سقوط می کنیم ، پس باید یاد بگیریم چگونه به نفس و خواسته های نفس خود برنامه بدهیم و در غیر اینصورت مثل شروع نفس بیمار و نا آگاه برای ما برنامه ریزی و برنامه بیمارگونه می دهد .
         
              باید برنامه دادن را یاد بگیریم ، مثل درس خواندن و مطالعه و روش تفریح سالم و غیره ، کاری که اگر بلد بودیم نفس برنامه مصرف مواد را به ما نمی داد که این روند در تمام مراحل سفر لازم و ضروری است ، چون سخت تر از بدست آوردن ، نگهداری است و این قانون در تمام موضوعات زندگی صادق است ...




مسافر منصور
مورخ ۹۶/۱۰/۳



ره توشه سفر (بخش ۵۲ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               باید سعی کنیم وقتی که در جلسات و کارگاههای آموزشی حاضر می شویم کاملا متمرکز جلسه باشیم و اجازه ندهیم که ازدحام و شلوغی محیط اطراف مانع از توجه و تمرکز ما گردد و هنگام مشارکت دیگر اعضاء با تمام دقت به مشارکت آنها گوش دهیم چون هر کدام از اعضاء کنگره تا بنیان کنگره ''مهندس دژاکام '' که معلم و جلودار همه ما در کنگره هستند هر کدام یک بخشی از تاریخ اعتیادند و هرگز نمی توانیم بگوییم که همه مثل همدیگر هستند . ویژگی های انسانها و آنچه که هر یک در مسیرشان تجربه می کنند با یکدیگر متفاوت است ، بنابر این دقت و تمرکز بسیار مهم است .


         
      بهتر است بدانیم که ما چند تیپ آدم داریم که به کنگره می آیند ، در قدم اول همه یک تیپ هستند و مصرف کننده اند و آمده اند خلاص شوند ، اما بعدآ به چند دسته تقسیم می شوند ، یک عده ای درگیر ظاهر کنگره می مانند ، یعنی فرد می آید و می گوید من دارویم را می گیرم و به اندازه هم مصرف می کنم ، حالا اگر در جلسات نبودم طوری نیست و خودم را به لژیون می رسانم ، خود این گروه در ادامه به دو دسته تقسیم می شوند یا تا آخر همین روال ادامه پیدا می کند و یا از یک جایی متوجه شده و منضبط می شوند ، یک عده ای بواسطه سابقه و پیشینه شان از اول منضبط هستند ، اما باری به هر جهت بودن معنای دیگری دارد ، خیلی ها هستند که سر وقت هم می آیند ، پله هایشان را هم بدرستی کم می کنند اما با بطن کنگره همراه نیستند ، یعنی تا زمانی که اینگونه افراد یخشان نشکند ، رها نخواهد شد و بعبارتی تا از درون به بیرون راه پیدا نکنند درست نمی شوند .

               سیستم جهان بینی کنگره می گوید که دیدن مشکل پنجاه درصد حل مشکل است و یا در جایی دیگر شنیده ام که مثلا دیدن تاریکی نیمی از مسیر شناخت است ، ممکن است برای درک این مفاهیم نیاز به زمان کافی باشد ، چون درک این معانی براحتی امکان پذیر نیست ، مثلا فردی دچار حسادت ، طمع و یا دروغگویی است ، بخش اعظم مصیبت آنجاست که زیر بار داشتن این صفات نمی رود و بارزترین نمونه و نماد در این تاریکی ، اعتیاد است چنانچه می گوییم آخرین نفری که متوجه اعتیاد خود می شود ، خود شخص مصرف کننده است ، پس سهم اصلی نمایان شدن تاریکی است .

               باید بدانیم که برای رهایی از دام اعتیاد و خروج از تاریکی و ظلمت اعتیاد باید نگاه ما تغییر کند و این تغییر نگاه توسط آموزش تحقق می یابد ، چون باید یک باور جدید و درستی بیاید تا آن کهنگی و یا غلط بودن کنار برود ، فرشته باید بیاید تا دیو بیرون رود ، اگر آموزش بعنوان دانش نو نیاید ، ما در کهنگی ماندگاریم و این ماندگار شدن در کهنگی یعنی عدم تغییر و جابجایی ، یعنی استخری که آب موجود در آن تصفیه نمی شود .


       
        آقای مهندس در کارگاه آموزشی به حاضرین در کارگاه اظهار داشتند که همین الان که در جلسه نشسته اید ، درمان شما در حال انجام است و بالطبع میتوان گفت که با حضور خود در کارگاههای آموزشی و لژیون ، آموزش در حال انتقال و القاء است ، ما میبینیم و می شنویم و تجزیه و تحلیل می کنیم و بدون اینکه خیلی متوجه آن باشیم بر ما اثر خواهد گذاشت ، آنچنان که وقتی در استخر شنا می کنیم ، متوجه نمی شویم که چه زمانی عضلات ما ورزیده خواهند شد ، ما شنا می کنیم و بدنبال آن عضلات و ماهیچه ها ورزیده می شوند ، نفسمان باز می شود و در نهایت تبدیل به یک شناگر ماهر می شویم ، پس بنیان و ریشه در آموزش است و آقای مهندس بارها فرمونده اند اگر بحث آموزش در کنگره نبود ، کنگره هم تبدیل به ویرانه ای می شد مانند سایر NGOهایی که میبینید ، چیزی که کنگره را تبدیل به کنگره می کند ، شیوه و نحوه آموزش آن است ، آموزشی که ما را زنده و پویا و جاری نگه می دارد ، چیزی که دانش کنگره را بارور می کند آموزش است و نکته ظریف و قابل تآمل در این است که اگر آموزش بدرستی صورت بگیرد لاجرم منتهی به خدمت می شود ، اصلا چه کسانی خدمت می کنند ؟ کسانی که آموزش دیده اند ، کسی که آموزش ندیده و بلد نیست به چه کسی می خواهد خدمت کند ؟' برای این است که سردار می گوید :""جهان و جهان ها در حال آموزش اند ""...



مسافر منصور
مورخ ۹۶/۹/۲۲


ره توشه سفر ( بخش ۵۱ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               باید دانست یکی از ابزارهای حیاتی و اساسی برای رسیدن به درک و فهم و حس مطالب و موضوعات و مکتوبات کنگره ۶۰ ، گوش ظاهر و گوش جان دادن به سی دی های آموزشی است . هنگامی که سی دی ها را نه از سر رفع تکلیف بلکه به جهت فهم مطالب ارزنده ی آن گوش می دهیم ، در ضمیر ناخودآگاهمان ثبت می گردد و چنانچه بدرستی انجام پذیرد دیگر دست ما نیست و به مانند ماشین تابع خودش عمل می کند .

               از رهجو چه مسافر و چه همسفر انتظار میرود که از طریق سی دی ها یا نوشتارهایی که در اختیارشان قرار می گیرد ، بدلیل اینکه مبنای آموزشی دارند با دقت و تمرکز هر چه بهتر و بیشتر گوش داده و بخوانند ولی به ندرت اتفاق می افتد یک یا چند تن در مورد سی دی هایی که گوش داده اند یا در رابطه با نوشتارها سوالی داشته باشند و یا مطلبی از آنها را به نقد بکشند . کسی می تواند سوال داشته باشد که به فهم کامل همه ی مطالب رسیده باشد ، مثلا کسی می تواند یک فیلم را به نقد بکشد که در حوزه سینما کارشناس بوده و اشراف کامل به همه مسائل ریز و درشت سینما داشته باشد ، پس منتقد کسی است که به قوه ی تشخیص رسیده است و توان سوال و پرسش گری دارد و به آن دانش مربوطه کاملا مسلط است .



               اصلی ترین آیتم در جهت تکامل انسان آموزش است ، بخصوص آموزش های کنگره که ناب تر و اصیل تر و روشن تر از آن را در جایی سراغ نداریم و چنانچه رهجو خودش را به این آموزش ها بسپارد و تسلیم آن گردد ، مطمئن باشد یکساله ره صد ساله خواهد رفت ، چرا که این آموزش ها در ضمیر نیمه خودآگاه و ناخودآگاه امروز شما ثبت می گردد ، البته فراموش نشود که حس نیمه خودآگاه و خود آگاه نیز در ارتباط هستند و هر چه این حس ها پالوده تر باشد ، این ارتباط نزدیکتر است ، بدین معنی که آنچه از طریق احساس پنج گانه ( حس های ظاهر ) دریافت می شود ، ابتدا در نیمه ی خودآگاه و در ادامه بسته به پالوده بودن حس های درونی و میزان تفکر و دانایی در ناخودآگاه انسان ثبت می گردد ، مثلا شما وقتی به بندرعباس سفر می کنید و برمی گردید ، دیگر محال است که سفر به این شهر را از یاد ببرید ، اینها مربوط به مکانیزم ضبط مفاهیم در ذهن است که گاهی با تصاویر ، گاهی با صوت و گاهی هم با نور انجام می شود .

              باید دانست که نادانی معانی متفاوتی دارد ، مثلا نادانی در یک جا به معنای ندانستن است ، مثل اینکه بگوییم من زبان انگلیسی را بلد نیستم ، یعنی نسبت به این زبان نادان هستم و بخش دیگر نادانی به معنی جهل و تاریکی است که به جهت داشتن صفات ناخالص و ناپالوده قابلیت انجام عمل سالم از انسان گرفته می شود ، یعنی علیرغم اینکه می داند مواد مخدر عاقبتی جز تباهی ندارد باز هم آنرا مصرف می کند ، این نوع نادانی نقطه مقابل دانایی است که کنگره می کوشد ، با تفکر و تجربه و آموزش از آن عبور کرده و به دانایی دست یابیم ...




مسافر منصور
مورخ ۹۶/۹/۱۲



ره توشه سفر ( بخش ۵۰ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               تجربه نشان داده معلم خوب کسی است که مکتبش ترکه و زور ندارد ، مانند کنگره ۶۰ که جایی است که فرد با اختیار خود وارد آن می شود و ندیدیم کسی را به زور برای درمان بیاورند و آموختیم که کسیکه سفر می کند باید مسئولیت درد و رنج آنرا خود به عهده بگیرد ، می تواند توکل کند اما بار اصلی به دوش خود رهجو و مسافر است .

               برای یک انسان سخت ترین و جان فرساترین کار تغییر کردن است ، تغییر کردن تا به اندازه ای برای انسان دشوار است که در جایی بزرگی فرموده اند :برخی از این انسان ها باید بارها و بارها تردد کنند تا بتوانند صفات ناپسند خود را تغییر بدهند .



               الزام اصلی برای رهجو و مسافر و همسفر ، آموزش است مسافر همیشه مسافر است ، چرا که اعتقاد داریم که نفس انسان فناناپذیر است و پیوسته در رفت و آمد و دنیا هم به تعبیری برای او محل گذر است ، برای مسافر و همسفر الزام اصلی همیشه هشیاری و آموزش است و این تغییر از درون تک تک ما شروع می شود و فقط خودمان می توانیم بانی آن باشیم ، اگر انسانی هدفش این باشد که نزدیک شود به فرمان عقل ، به انسانیت و به صلح و آرامش ، ساختاری که او را در حد کمال به دانایی برساند در کنگره مهیا است ، چرا که برای این کار استاد وجود دارد ، مبانی دانش آن موجود است و ابزار لازم هم در دسترس است و مسافر و همسفر هم هست .



               انسان وقتی از تعادل خارج می شود قطعآ دلیل دارد و عوامل بسیاری در برهم خوردن این تعادل در دخیلند ، مثل خوراک ، آب و هوا ، خواب ، ورزش ، عوامل بیماری زا و از همه مهمتر اثر نگرش و نگاه و دانش جهان بینی که همه اینها یک پکیج هستند و هیچ کس بهتر از خود انسان نمی تواند علت بی تعادلی خویش را بیابد و تشخیص و احساس تعادل یا بی تعادلی مستلزم آرامش در اندیشه است ولی نباید پیوسته توجه ما مدام به این قضیه باشد زیرا آموخته ایم که اگر در مسیر کنگره حرکت کنیم و قوانین را رعایت نماییم قطعآ به تعادل مطلوب خواهیم رسید .

              سفر اولی تعریفی دارد که کمتر راجع به آن پرداخته شده است ، سفر اولی بعد از گذشت یک یا دو ماه که از ورودش به کنگره گذشت و بعبارتی مرحله سازگاری را پشت سر گذاشت ، دیگر یک فرد حال خراب و بهم ریخته نیست ، سفر اولی نام خیلی بزرگی است و در زمره کسانی هستند که در حال خروج از ظلمات و ورود به روشنایی هستند ، بنابراین باید سفر اول را با این معنا درک کنیم .

               اینکه می گویند در سفر اول ، رهجو باید چنین و چنان باشد بابت این است که ما باید در این مسیر چیزهایی را یاد بگیریم و باید یادمان باشد که مسئولیتی که در سفر دوم بر عهده ما می باشد در عین دشواری بسیار هم راحت است چون با رهایی از این بند همه چیز برای او جلوه دیگری دارد . خیلی ها بعد از رسیدن به سفر دوم نگران پیدا نکردن آن حال خوش هستند و این بدلیل نگرش و نوعی نگاه است که هنوز پیدا نشده و باید پیدا شود ، باید به آن باغ و سبزه و آب برسید تا آن وقت زیبایی آنها را درک کنید ، وقتی هنوز در ترافیک و دود هستیم ، تصور آن باغ برایمان دشوار است ، باید به آن نقطه برسیم ...



مسافر منصور
مورخ ۹۶/۸/۲۸


ره توشه سفر ( بخش ۴۹ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               ما باید کارمان در کنگره و حضور به موقع در گارگاههای آموزشی را  جدی تر بگیریم ، متآسفانه تعداد کسانی که غیبت می کنند و یا نامنظم در کارگاههای آموزشی حاضر می شوند کم نیست و تا این قاعده انضباط درست نشود ، هیچ چیز درست نخواهد شد .

               کسی که می آید و نمی تواند بیشتر از چند دقیقه در کارگاههای آموزشی بنشیند نقطه تحملش پایین است و یا اصلا نقطه تحمل ندارد ، این همه تاکید که در پیرامون عمل سالم و نزدیک شدن به فرمان عقل می شود به خاطر یک اتفاق است و آن اتفاق این است که فرمان را درست صادر کنیم و بتوانیم آنرا به درستی انجام دهیم ، ما چقدر توانسته ایم این کار را انجام دهیم ؟! لیست حضور و غیاب ، کارنامه ما را نشان می دهد که چقدر توانسته ایم ، آیا فرمان عقلمان به ما می گوید که بایستی سر وقت در کارگاههای آموزشی حاضر شویم ؟!



               آقای مهندس در مقاله صورت مسئله اعتیاد فرموده اند که آیا برای درمان یک بیماری ، نباید تمام اجزاء آنرا بشناسیم ؟! حالا وقتی که بخواهیم یک آدم بهم ریخته و بی تعادل و بی انضباط با یک خوی غیر اهلی را سر خط بیاوریم آیا نباید اجزاء و ویژگیهای او را بشناسیم ؟! دانشی که در کنگره در اختیار ما قرار دارد به ما می گوید که اگر می خواهید به تعادل ها نزدیک شوید باید یکسری اصول را رعایت کنیم و رعایت نظم و ادب در سرلوحه و رآس این اصول قرار دارند ، ما با بسیاری از آداب زندگی قبل از آمدن به کنگره آشنا نبودیم ، خیلی چیزها را هم می دانستیم ، اما آن دسته از آداب زندگی که ما را نگاه داشته و باعث نجات ما شوند را نمی دانستیم ، چون اگر می دانستیم ، دیگر درون سیاهی ، ذلالت ، بی آبرویی و بر باد رفتن فر انسانی در اعتیاد فرو نمی رفتیم .



               کسانی که دائم نصفه و نیمه می آیند و یکی در میان در کارگاههای آموزشی و لژیون حاضر می شوند ، یکبار این منضبط بودن را امتحان کنند ، این منضبط بودن همان نوشیدنی است که تا آن را نچشی و ننوشی ، لذت آن را درک نخواهی کرد ، یکبار سعی کنید نیم ساعت زودتر در جلسه حاضر شوید ، نوشتاری بخوانید و تا پایان جلسه در جلسه بنشینید و مشارکت کنید و به مشارکت دیگران گوش دهید و در انتها در خواندن دعا شرکت کنید ، اگر این کارها را انجام دهید ، یک آدم هستید و یک حس و حال دارید و زمانی که در دقایق پایانی کارگاههای آموزشی ، تازه وارد شوید و هیچ مشارکتی و اعلام سفری در جلسه ندارید ، کاملا یک آدم دیگر با حس و حال دیگری هستید ...

               در سفر اول پیمانی بسته می شود بدون مراسم و اگر این پیمان را زیر پا بگذاریم ، تاوانش را باید پس بدهیم ، یعنی این همه که می گویند رهجویان باید سر وقت به جلسات بیایند ، تکالیف و در کل وظایفشان را انجام دهند ، متمرکز و مسئولیت شناس باشند و واقعآ به معنای حقیقی رهجو و مسافر باشند ، به هر میزان و نسبتی که این کارها را انجام ندهند ، پیمان نامه سفر اولشان خط خطی است .....



مسافر منصور
مورخ ۹۶/۸/۱۹



رهایی لژیون

 

نوع مطلب :لژیون ویلیام وایت ،مراسم(تولد،جشن و......) ،

نوشته شده توسط:احمد


                       ((پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن توجه می نمایند. بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمائید و بر زمین و سماء توجه کنید.
 با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد.
آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه با ارزش. هم قوت کافی و هم سایبان هایتان برافراشته خواهد شد.
پس آن کنید که فرمان است.))



L



           
مسافر علیرضا           .انتی ایکس متادون .قرص .         طول سفر 20ماه              .روش درمانDST         با داروی OT            رشته ورزشی فوتبال .



           
مسافر احمد           .انتی ایکس سیگار         طول سفر 12 ماه            .روش درمان DST          با داروی نیکوتین خوراکی              رشته ورزشی فوتبال ..






    
              ضمن عرض تبریک و شاد باش خدمت برادران هم لژیونی اولین رهایی و محصول لژیون ویلیام وایت را به استاد عزیز آقای منصور تبریک ویژه می گوییم و آرزوی تکرار این روزهای عزیر را داریم ...

"تا باد چنین بادا"



  • تعداد کل صفحات:5 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5