تبلیغات
⚫⚪⚫کوله پشتی - ره توشه سفر ( بخش ۵۰ )

⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر ( بخش ۵۰ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               تجربه نشان داده معلم خوب کسی است که مکتبش ترکه و زور ندارد ، مانند کنگره ۶۰ که جایی است که فرد با اختیار خود وارد آن می شود و ندیدیم کسی را به زور برای درمان بیاورند و آموختیم که کسیکه سفر می کند باید مسئولیت درد و رنج آنرا خود به عهده بگیرد ، می تواند توکل کند اما بار اصلی به دوش خود رهجو و مسافر است .

               برای یک انسان سخت ترین و جان فرساترین کار تغییر کردن است ، تغییر کردن تا به اندازه ای برای انسان دشوار است که در جایی بزرگی فرموده اند :برخی از این انسان ها باید بارها و بارها تردد کنند تا بتوانند صفات ناپسند خود را تغییر بدهند .



               الزام اصلی برای رهجو و مسافر و همسفر ، آموزش است مسافر همیشه مسافر است ، چرا که اعتقاد داریم که نفس انسان فناناپذیر است و پیوسته در رفت و آمد و دنیا هم به تعبیری برای او محل گذر است ، برای مسافر و همسفر الزام اصلی همیشه هشیاری و آموزش است و این تغییر از درون تک تک ما شروع می شود و فقط خودمان می توانیم بانی آن باشیم ، اگر انسانی هدفش این باشد که نزدیک شود به فرمان عقل ، به انسانیت و به صلح و آرامش ، ساختاری که او را در حد کمال به دانایی برساند در کنگره مهیا است ، چرا که برای این کار استاد وجود دارد ، مبانی دانش آن موجود است و ابزار لازم هم در دسترس است و مسافر و همسفر هم هست .



               انسان وقتی از تعادل خارج می شود قطعآ دلیل دارد و عوامل بسیاری در برهم خوردن این تعادل در دخیلند ، مثل خوراک ، آب و هوا ، خواب ، ورزش ، عوامل بیماری زا و از همه مهمتر اثر نگرش و نگاه و دانش جهان بینی که همه اینها یک پکیج هستند و هیچ کس بهتر از خود انسان نمی تواند علت بی تعادلی خویش را بیابد و تشخیص و احساس تعادل یا بی تعادلی مستلزم آرامش در اندیشه است ولی نباید پیوسته توجه ما مدام به این قضیه باشد زیرا آموخته ایم که اگر در مسیر کنگره حرکت کنیم و قوانین را رعایت نماییم قطعآ به تعادل مطلوب خواهیم رسید .

              سفر اولی تعریفی دارد که کمتر راجع به آن پرداخته شده است ، سفر اولی بعد از گذشت یک یا دو ماه که از ورودش به کنگره گذشت و بعبارتی مرحله سازگاری را پشت سر گذاشت ، دیگر یک فرد حال خراب و بهم ریخته نیست ، سفر اولی نام خیلی بزرگی است و در زمره کسانی هستند که در حال خروج از ظلمات و ورود به روشنایی هستند ، بنابراین باید سفر اول را با این معنا درک کنیم .

               اینکه می گویند در سفر اول ، رهجو باید چنین و چنان باشد بابت این است که ما باید در این مسیر چیزهایی را یاد بگیریم و باید یادمان باشد که مسئولیتی که در سفر دوم بر عهده ما می باشد در عین دشواری بسیار هم راحت است چون با رهایی از این بند همه چیز برای او جلوه دیگری دارد . خیلی ها بعد از رسیدن به سفر دوم نگران پیدا نکردن آن حال خوش هستند و این بدلیل نگرش و نوعی نگاه است که هنوز پیدا نشده و باید پیدا شود ، باید به آن باغ و سبزه و آب برسید تا آن وقت زیبایی آنها را درک کنید ، وقتی هنوز در ترافیک و دود هستیم ، تصور آن باغ برایمان دشوار است ، باید به آن نقطه برسیم ...



مسافر منصور
مورخ ۹۶/۸/۲۸


مصطفی
یکشنبه 12 آذر 1396 04:01 ب.ظ
با عرض سلام و خسته نباشید
آقا منصور از مطالب خوبتون استفاده کردم انشاالله همیشه بر قرار باشید
با تشکر فراوان
همسفر مهری
دوشنبه 6 آذر 1396 12:02 ب.ظ
سلام خدمت شما ... خداقوت
اقای غفاری ممنونم که مینویسید، دست به قلم بودن هنریه که هم خودت رو سیراب میکنه و هم بقیه رو ، از اینکه دانشتون رو به بقیه انتقال میدین سپاسگزارم. امیدوارم همیشه موفق باشین.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.