⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر (بخش ۵۲ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               باید سعی کنیم وقتی که در جلسات و کارگاههای آموزشی حاضر می شویم کاملا متمرکز جلسه باشیم و اجازه ندهیم که ازدحام و شلوغی محیط اطراف مانع از توجه و تمرکز ما گردد و هنگام مشارکت دیگر اعضاء با تمام دقت به مشارکت آنها گوش دهیم چون هر کدام از اعضاء کنگره تا بنیان کنگره ''مهندس دژاکام '' که معلم و جلودار همه ما در کنگره هستند هر کدام یک بخشی از تاریخ اعتیادند و هرگز نمی توانیم بگوییم که همه مثل همدیگر هستند . ویژگی های انسانها و آنچه که هر یک در مسیرشان تجربه می کنند با یکدیگر متفاوت است ، بنابر این دقت و تمرکز بسیار مهم است .


         
      بهتر است بدانیم که ما چند تیپ آدم داریم که به کنگره می آیند ، در قدم اول همه یک تیپ هستند و مصرف کننده اند و آمده اند خلاص شوند ، اما بعدآ به چند دسته تقسیم می شوند ، یک عده ای درگیر ظاهر کنگره می مانند ، یعنی فرد می آید و می گوید من دارویم را می گیرم و به اندازه هم مصرف می کنم ، حالا اگر در جلسات نبودم طوری نیست و خودم را به لژیون می رسانم ، خود این گروه در ادامه به دو دسته تقسیم می شوند یا تا آخر همین روال ادامه پیدا می کند و یا از یک جایی متوجه شده و منضبط می شوند ، یک عده ای بواسطه سابقه و پیشینه شان از اول منضبط هستند ، اما باری به هر جهت بودن معنای دیگری دارد ، خیلی ها هستند که سر وقت هم می آیند ، پله هایشان را هم بدرستی کم می کنند اما با بطن کنگره همراه نیستند ، یعنی تا زمانی که اینگونه افراد یخشان نشکند ، رها نخواهد شد و بعبارتی تا از درون به بیرون راه پیدا نکنند درست نمی شوند .

               سیستم جهان بینی کنگره می گوید که دیدن مشکل پنجاه درصد حل مشکل است و یا در جایی دیگر شنیده ام که مثلا دیدن تاریکی نیمی از مسیر شناخت است ، ممکن است برای درک این مفاهیم نیاز به زمان کافی باشد ، چون درک این معانی براحتی امکان پذیر نیست ، مثلا فردی دچار حسادت ، طمع و یا دروغگویی است ، بخش اعظم مصیبت آنجاست که زیر بار داشتن این صفات نمی رود و بارزترین نمونه و نماد در این تاریکی ، اعتیاد است چنانچه می گوییم آخرین نفری که متوجه اعتیاد خود می شود ، خود شخص مصرف کننده است ، پس سهم اصلی نمایان شدن تاریکی است .

               باید بدانیم که برای رهایی از دام اعتیاد و خروج از تاریکی و ظلمت اعتیاد باید نگاه ما تغییر کند و این تغییر نگاه توسط آموزش تحقق می یابد ، چون باید یک باور جدید و درستی بیاید تا آن کهنگی و یا غلط بودن کنار برود ، فرشته باید بیاید تا دیو بیرون رود ، اگر آموزش بعنوان دانش نو نیاید ، ما در کهنگی ماندگاریم و این ماندگار شدن در کهنگی یعنی عدم تغییر و جابجایی ، یعنی استخری که آب موجود در آن تصفیه نمی شود .


       
        آقای مهندس در کارگاه آموزشی به حاضرین در کارگاه اظهار داشتند که همین الان که در جلسه نشسته اید ، درمان شما در حال انجام است و بالطبع میتوان گفت که با حضور خود در کارگاههای آموزشی و لژیون ، آموزش در حال انتقال و القاء است ، ما میبینیم و می شنویم و تجزیه و تحلیل می کنیم و بدون اینکه خیلی متوجه آن باشیم بر ما اثر خواهد گذاشت ، آنچنان که وقتی در استخر شنا می کنیم ، متوجه نمی شویم که چه زمانی عضلات ما ورزیده خواهند شد ، ما شنا می کنیم و بدنبال آن عضلات و ماهیچه ها ورزیده می شوند ، نفسمان باز می شود و در نهایت تبدیل به یک شناگر ماهر می شویم ، پس بنیان و ریشه در آموزش است و آقای مهندس بارها فرمونده اند اگر بحث آموزش در کنگره نبود ، کنگره هم تبدیل به ویرانه ای می شد مانند سایر NGOهایی که میبینید ، چیزی که کنگره را تبدیل به کنگره می کند ، شیوه و نحوه آموزش آن است ، آموزشی که ما را زنده و پویا و جاری نگه می دارد ، چیزی که دانش کنگره را بارور می کند آموزش است و نکته ظریف و قابل تآمل در این است که اگر آموزش بدرستی صورت بگیرد لاجرم منتهی به خدمت می شود ، اصلا چه کسانی خدمت می کنند ؟ کسانی که آموزش دیده اند ، کسی که آموزش ندیده و بلد نیست به چه کسی می خواهد خدمت کند ؟' برای این است که سردار می گوید :""جهان و جهان ها در حال آموزش اند ""...



مسافر منصور
مورخ ۹۶/۹/۲۲


مسافر صابر
چهارشنبه 29 آذر 1396 08:35 ق.ظ
با عرض سلام و خداقوت خدمت استاد ارجمند آقای منصور . مطلبتون مثل همیشه عالی بود ، استفاده کردم ، سپاسگزارم . به احمد عزیز هم خداقوت میگم .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.