⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر (بخش 64 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

               در وادیها بحث مبدأ ، مقصد و هدف (چگونگی مسیر) ابتدا به ساکن اول مبدأ است که خیلی مهم است ، بعضی از مفاهیم از شدت سادگی ما را گمراه می کنند ، ما از کجا باید شروع کنیم؟ آقای مهندس دژاکام در این مورد مثال ساده ای می زنند ، می فرمایند : فرض کنید در نقطه ای از کره زمین شما را رها کنند ، شما هدفتان بهترین مکان دنیا هم که باشد اگر ندانید که کجائید ، چگونه می خواهید به مقصدتان برسید؟ یک طرحی نو در قسمتی از صورت مسأله اعتیاد در پیام مصرف کننده کیست؟ که می گوید : مصرف کننده فرد بیماری است که با استفاده مکرر از مواد مخدر در شهر وجودی ، جسم و جهان بینی خود تخریب ایجاد کرده ، نکته مهم اینجاست که می گوید : این اتفاق چه دانسته و چه ندانسته رخ داده باشد ، این یعنی بحث روانکاوی برای شروع درمان هیچ فایده ای ندارد ، چون هر کسی به یک دلیلی به این بیماری مبتلا شده است می گوید ما کاری نداریم که تو به چه دلیلی مبتلا شدی ، به هر دلیلی مبتلا شدی ، الان بیماری و باید درمان شوی.


              اگر ما مبدأ درمان را دلایل شروع اعتیاد می گرفتیم ، روش ما مانند روش روانشناسان با شکست روبرو می شد. در ادامه این بحث آقای مهندس یکی دیگر از قوانین الهی را بیان می کنند و می فرمایند : شما اگر چندین ضد ارزش مانند دروغ و کینه در وجودتان باشد ، ما هرگز نمی توانیم روی یک به یک این ضد ارزشها کار کنیم به این دلیل در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر هم ارزشها و ضد ارزشها به شجره مثال زده شده اند شجره خبیثه درختی است که هر یک از شاخه هایش یک میوه از ضد ارزشها را محصول دارد ، نمی شود کسی دروغگو باشد ولی امانت دار باشد و به واسطه این حکمت ما یک شاه کلید داریم که آن دانایی می باشد. 
  
               باید دقت کنیم آگاهی داشتن از موضوعی به معنای دانایی در آن موضوع نیست. ما ممکن است از مضرات موضوعی آگاه باشیم ولی تا راجع به مضرات آن موضوع دانا نشویم از آن اجتناب نمی کنیم ، پس موضوع صرف آگاهی نیست ، بلکه بحث تفکر ، تجربه و آموزش است ، یعنی دانستنی که با تفکر در شما به تجربه تبدیل شود ، نمونه آن مسافرین کنگره ای که سختی های اعتیاد را تجربه کرده اند ، اگر تجربه نکرده بودند اصلاً به دنبال درمان نمی آمدند. ما یک بار دانایی را از دیدگاه مثلث دانایی (تفکر، تجربه و آموزش) بررسی می کنیم و و یک بار از دیدگاه مراتب دانایی ، یعنی علم الیقین ، عین الیقین و حق الیقین. علم الیقین همان آگاهی است ، می گویند که مواد مخدر انسان را بدبخت می کند زمانی عین الیقین است که این آگاهی عمیق تر می شود و شما مصرف کننده ای که بدبخت شده را می بینید ولی یک جا حق الیقین است ، یعنی شما خودتان مصرف کننده می شوید و بدبختی های مواد را لمس می کنید یعنی مثلث تفکر ، تجربه و آموزش در دل این مثلث مراتب دانایی قرار دارد و این مراتب دانایی دارای طیف های گسترده ای هستند که در هر نقطه اش تفکر، تجربه و آموزش در حال حرکت است ، مانند انسانی که مصرف کننده می شود و اندکی متوجه می گردد که تعادلهایش به هم خورده است ، ما می گوییم این شخص تفکر ، تجربه و آموزش را در جهت منفی به دست آورده است ، این فرد کجا و شخصی که همه چیزش را در اعتیاد باخته کجا؟ اینها در دو جبهه با طیف مختلفند. بحث همان یک وجب و صد وجب زیر آب است ،   '''' باور داشته باشیم حتی بین دو مصرف کننده ای که یکی اسم کنگره را شنیده و دیگری که نشنیده هم فاصله است. یعنی تمام مراتب دانایی ارزشمندند و گاهی می توانند جان انسان را هم نجات دهند .'''''




تایپ : مسافر مصطفی

مسافر منصور غفاری
مورخ ۱۳۹۷/۳/۱۱



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.