تبلیغات
⚫⚪⚫کوله پشتی - ره توشه سفر ( بخش 68 )

⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر ( بخش 68 )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

        
              
               راهنما برای رهجو ، حکم یک بزرگتر را دارد که وقتی این کودک می ترسد دست او را می گیرد و به او اطمینان می دهد که در کنارش است ، شما وقتی پله کم می کنید راهنما هم با شما پله کم می کند ، اگر خراب کنید حال او هم دگرگون می شود و اگر حالتان خوب باشد حال او هم خوب است ، اگر غیر از این باشد این رابطه اصلاً معنایی ندارد. استاد می گوید : ((همه چیز در عالم با محبت معنا پیدا می کند)) بچه اگر به پدرش اعتماد نکند پس به چه کسی می تواند اعتماد کند؟ البته که راهنما در کنگره جایگاه بالاتر از پدر دارد ، جایگاه راهنما مانند پدری آگاه و دانا است که مأخوذ به آداب محبت صوری نمی شود و می داند که کار درست در رابطه با این فرزند چیست ، به آن حکم می دهد و پای آن نیز می ایستد.


              زمانی که شما وارد کنگره شدید ، مشاوره شدید و راهنما را به عنوان راهنما و اعلم انتخاب کردید باید بدون چون و چرا اطاعت کنید تا شما را به مقصد برساند اما چیزی در درون فرد به او می گوید باید حرف استاد را گوش بدهی ، اما آن ایمان که شما را وادار می کند بدون چون و چرا سخن راهنما را انجام دهی ، ریشه اش در تفکر و عقل است ، در فردی که خودش تعادل ندارد و به تو فرمان می دهد ، تو چه عکس العملی نشان می دهی ، تو به سخن کسی گوش می دهی و اطاعت می کنی که زمانی فرمانبرداری در او وجود داشته ، زمانی که از نظم حرف می زند تو نظم را در او می بینی و تو لاجرم فرمان می بری ، چنانچه استاد در کتاب می گوید : شناخت تجربیات گذشته و پیشین باید ما را به جایی برساند که تجربیات غلط را دیگر تکرار نکنیم.

               راهنما بی مزد و منت و چشمداشت عاشق این است که رهجویش را در مقام انسانی ببیند و هر چه رهجو در این مسیر درست تر حرکت کند ، گویی راهنما در آسمان سیر می کند و بالعکس هر چه از رهجو نارسایی و کوتاهی ببیند دل شکسته می گردد. وقتی محبتی در جهت کسی باشد ، خود آن شخص هم متوجه می گردد که راهنما می خواهد او به سلامت به پایان راهش برسد ، به خاطر خود آن شخص ، چون راهنما چیزی از رهجویش نمی خواهد.

               باید دانست که ما در کنگره یکدیگر را قضاوت نمی کنیم ، پاسخ یکدیگر را نمی دهیم ، راجع به بحث قیاس بارها این موضوع بیان شده که ما ناخودآگاه ، هر لحظه و پیوسته مشغول قیاسیم ، چون کار عقل به عنوان سنگ محک ، قیاس کردن است ، وقتی در جلسه کسی مشارکت می کند ، ممکن است ناخودآگاه هزاران قیاس در ذهن ما بر اثر آن مشارکت شکل بگیرد ، اما هرگز این قیاسها را مطرح نمی کنیم و پاسخ یکدیگر را نمی دهیم ، حرف یکدیگر را قطع نمی کنیم و راجع به یکدیگر قضاوت نمی کنیم ، تنها کسی که در کنگره نسبت به رهجو اجازه قضاوت را دارد ، راهنمای آن رهجو است .


تایپ " مسافر مصطفی"
 



مسافر منصور
مورخ ۹۷/۴/۳۰



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.