تبلیغات
⚫⚪⚫کوله پشتی - ره توشه سفر (قسمت سیزدهم )

⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر (قسمت سیزدهم )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

  
       اصولا تا مادامی که انسان به درجه ای از شناخت نرسیده به یک راهنما و معلم و مربی نیاز دارد ، وقتی رهجو برای درمان وارد لژیون می شود یعنی تسلیم است و اذعان دارد و می گوید من به تنهایی قادر به نجات خود نیستم و نیاز به دستگیری و کمک دارم و این معنایش بیان ضعف و ناتوانی نیست ، بلکه بیان این موضوع اصلی است که اگر فرضآ من ثروتمند باشم و ده ها مدرک هم داشته باشم ، اما اگر پزشک نباشم و مریض شوم ، به پزشک مراجعه می کنم و پیام می دهم که من بیمار هستم و شما را به عنوان پزشک و درمانگر خود پذیرفته ام ، پس هر رهجویی با هر دانش و مدرک خاصی باید به هنگام ورود به کنگره آن را پشت درب کنگره بگذارد      ، چرا بگذارد ؟       چون آمده است تا دانشی را فرا بگیرد که آن را نمی داند ، آماده است که راه حل منطقی برای درمان خود پیدا کند << با کمک فرد رها شده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر >> .  پس قبول این امر عین رستگاری و گویای این پیام است که ما در راستی گفتار و کردار به صداقت و شرافت یکدیگر شدیدآ نیازمندیم .

 

         
نگاه رهجو و مسافر و همسفر به درمان اعتیاد بسیار مهم است ، نگاه باید از این منظر باشد که انسانی جانش تباه شده و آتش ویرانگر اعتیاد او را در زیر خاکسترها مدفون کرده و حال آماده است و اعلام کرده که من نیاز به دستگیری و کمک دارم و می خواهم خود را دوباره احیاء و باز پس بگیرم و از اینجا به بعد لازم است که با تمام وجود همراه باشند با ساختار کنگره و حضور در جلسه و لژیون و تا جایی که شناخت پیدا نکرده اند ، الگوی آنها راهنماست و راهنما به آنها می گوید اگر قرار است از دام اعتیاد رها شوید باید روال آموزشی را در کنگره پیش بگیرید ، افرادی هم که در ادامه بعضآ دچار مشکل می شوند ،کسانی هستند که در ابتدا الف الفبا را نیاموخته اند ، وقتی که می دانیم با فرمان راهنما از دام چه بیماری می خواهیم رها شویم ، نا فرمانی و خود فرمانی عین مبارزه با دانایی است و در زمره نیروهای شیطانی قرار گرفتن می باشد .



           رهجو باید تکلیفش را با خودش روشن کند و باید بداند که بعد از آن و در ادامه آرامش وآسایش را تجربه و درک خواهد کرد و برایش بسیار لذتبخش است که وقتی متوجه می شود در زندگی برنامه دارد و در حال اجرای آن است و نتیجه اش را حس می کند ، بنابراین اگر تکلیف در قدم اول درست انجام شود، لذت سفر و درک و حس او ازآن شرایط چندین برابر خواهد شد .

            بعنوان رهجو یا مسافر و همسفر اگر بخواهیم که حال خوشی را تجربه نماییم ، یک رمز بیشتر ندارد و آن نزدیک شدن به فرمان عقل است .  دانش کنگره یک دانش عقلانی است ، چون من را با خودم آشنا می کند ،، به جهت ساختن و احیای نفس خودم و رهایی و آزادی ، من رهجو و مسافر در حال کاشتن بذری هستم که اگر می خواهم تبدیل به یک درخت تنومند شود باید به ذره ذره کارهایی که دارم انجام میدهم اهمیت قائل شوم ، اگر با مسیر درمان همراه شوم سفر بسیار ساده و راحت خواهد بود ، اما اگر همراه نباشم مرتب با خودم درحال جنگ و نبرد در درون و بیرون خواهم بود ، پس واجب است که در طول سفر آنچه که بر عهده و وظیفه من است بدرستی و دقیق و به موقع انجام دهم تا در آینده بتوانم میوه و ثمره اش را درک کنم .

              وظیفه برای من رهجو زمانی معنا پیدا میکند که مسئولیت پذیر باشم .  مثل پذیرفتن مسئولیت درمان خود و اجرای فرامین کنگره و راهنما و دانستن این نکته که اگر فرمانی از سوی راهنما برایم صادر می شود ، بدانم که چرا این فرمان صادر شده است و چرا باید این فرمان را اجرا کنم و ماحصل و نتیجه اجرای این فرمان برای من چه خواهد بود و آنوقت جست و جو گری و کاوشگری معنای واقعی خود را پیدا می کند .







مسافر منصور
مورخ ۱۳۹۵/۵/۲۸


مسافر حبیب
دوشنبه 1 شهریور 1395 12:25 ب.ظ
با عرض سلام و خداقوت خدمت شما آقا منصور، مرسی استفاده کردیم.
حمید وحیدیان
شنبه 30 مرداد 1395 10:22 ق.ظ
با سلام و عرض ارادت و تشکراز مطالب زیبا و پر انرژی شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.