⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر (قسمت هفدهم)

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

                     
               باید دانست که تمامی انسان ها به نوعی مسافر و رهجو هستند و باید راه را بیابند ، بسیاری از انسان ها راه را گم کرده اند و یا بسیاری از ما نیز مشمول این گمراهی هستیم ، از جمله در مقوله اعتیاد که تمام متخصصین در درمان آن عاجز و ناتوان مانده اند ولی به حقیقت ما در کنگره راه درمان را در اختیار داریم و اولین رهجویانی می باشیم که در این مسیر حرکت کرده ایم و به تعبیری می توان گفت :
                        ''' ای بی خبر بکوش تا صاحب خبر شوی                    تا راهرو نباشی کی راهور شوی '''

       
               کسیکه به دنبال دانایی باشد رهجو است و بزرگترین وظیفه رهجو همین است که بدنبال کسب دانایی باشد ، دانایی یک نمادی است که در درون آن '' تفکر - تجربه - آموزش '' پنهان است .

               رهجو باید دستور جلسه هر هفته را از قبل بداند و سی دی مربوط به آن را هم گوش کرده باشد تا در مدت زمانی که در جلسه حضور دارد بیشترین بهره را ببرد ، راهنما در کنگره رهجو را برای خودش پرورش نمی دهد بلکه برای آیندگان پرورش می دهد و علوم کنگره نامحدود است ، ابتدا باید آن را بفهمیم و سپس به آن عمل کنم تا فرق نگاه و تغییر در نگرش من اتفاق افتد زیرا انسان هر عملی را که انجام می دهد ، ابتدا در تفکر و اندیشه خود آنرا پذیرفته است .

               بعضی مواقع مشاهده می شود که رهجو سر خط نیست و بعبارتی به فرمان خودش است << خود فرمانی  >> و بخاطر ملاحظات بی جا و رو در بایستی و برخی آداب غلط و بی مورد وضعیتش را به راهنما عنوان نمی کند و فکر می کند که خودش می تواند اوضاع را درست کند ولی هرگز قادر نمی شود ، چون فرمان مکانیزمی دارد که ممکن است از چشم ما پنهان باشد ، مثل فرمانی که یک فرمانده در میدان جنگ صادر می کند در ظاهر فرمان یک شخص است ولی در باطن فرمان یک کشور است که پیام شکوه و عظمت و پیشینه آن ملت در آن فرمان نهفته است و بهمین دلیل از فرمان تا خود فرمانی فاصله بسیار است .




               رهجو و مسافری که سر پله است ، راهنما از چهره و نظم و انضباط و سر و وضع رهجو تشخیص می دهد و دانشی به کمک راهنما می آید که نمی گذارد او اشتباه کند و آن دانش قوی شدن قوه عقل است و عقل که قوی شد دیگر نمی توان او را فریب داد .
               رهجویی که سر وقت به جلسه نمی آید تعهدی به موضوع ندارد و به اهمیت آن واقف نیست ، غافل از اینکه تمام جهان هستی و تمام فیزیولوژی ما بر پایه یک نظم و برنامه ریزی دقیق بنا شده و رهجو اگر می خواهد حالش خوب شود باید با طبیعت هم حس و همنوا شود و اصولا در کنگره کسی حالش خوب است که اولا بپذیرد که ساختار کنگره منطبق بر قوانین جاری در هستی است و سپس باید با این ساختار همراه و همگام شود تا به فرمان عقل نزدیک و نزدیکتر شود .

               در سفر اول راهنما نقش بسیار مهمی دارد ، راهنما چشم جهان بینی است که درون رهجو را روشن می کند ، راهنما دید رهجو را به زندگی عوض می کند و باعث می شود که عمیق تر فکر کند و در تفکر و و گفتار و رفتار ما تغییر زیادی بوجود می آید و دیگر اینکه رهجو در سفر اول باید با مشورت راهنما به عقل و حس خود اعتماد کند  ، در سفر اول تیپر مواد ابزار است ، چون مسائل مهم تر دیگری وجود دارد مثلا در تعمیر ماشین آچار یک ابزار می باشد و اصل موتور آن ماشین است و در حقیقت ملاک در اینجا خود انسان است .

               در کنگره هم مسافر نقش مهمی دارد و هم راهنما ، اما وقتی رهجویی خواست رهایی ندارد اگر بهترین راهنما را هم داشته باشد به رهایی نمی رسد ، در مسیر کنگره عمل کردن خیلی مهم است و برای انجام عمل نیاز به دانایی داریم و باید به تدریج نگاه و نگرش خود را تغییر داده و به فرامین کنگره درست عمل کنیم و در نتیجه وقتی در مسیر ارزشها باشیم ، ضد ارزشها از من دور خواهند شد ...




مسافر منصور
۱۳۹۵/۶/۲۳


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.