⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر ( قسمت بیست و یکم )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               علوم کنگره در مجموع شامل مطالب بسیار مهمی می باشد و در کنار این علوم مکتوب ، مطالبی نیز توسط بنیان کنگره <<جناب آقای مهندس دژاکام >> در قالب سی دی های هفتگی بیان می شود که اگر بخواهیم در هفته دو جلسه را هم به هر کدام از این سی دی ها اختصاص دهیم باز هم کم و به نوعی از آنها عقب هستیم و این تازه صورت آشکار آن است ، یعنی راهنما و معلم یک درسی را می دهد و من رهجو و مسافر و همسفر قرار است آن درس را بخوانیم و راجع به آن صحبت و مشارکت کنیم ، اما واقعا چند درصد از مطالب این سی دی ها را می فهمم و درک می کنم ؟!

               یک مسافر در سفر اول چه چیزی با خود همراه دارد ؟! چه چیزی در بار و بنه اش است ، گاهی اوقات من به ظاهر هستم ولی پیشرفتی در درمانم صورت نمی گیرد ، به کنگره می آیم ، کارت عضویت کنگره را هم دارم ، راهنما هم دارم و در ظاهر وظایف خود را هم انجام می دهم ، اما در باطن درمانی صورت نمی گیرد و این سوال پیش می آید که چرا از بین افرادی که به کنگره می آیند ، یک عده به مقصد و هدف می رسند ولی عده دیگر نمی رسند ! براستی مشکل کجاست ؟ پاسخ آن در کوله پشتی مسافر می باشد ، بعضی ها اصولا کوله پشتی ندارند و بعضی ها دارند ولی یا چیزی درونش نیست و یا اسبابی که برای سفر باید درونش را بگذارند را نمی گذارند و از مهمترین ابزار و وسیله کوله پشتی هر رهجو و مسافری حس است و عقل و ایمان و محبت ، اما فراموش نکنیم من مسافر و همسفر باید ذره ذره ابزار درون این کوله پشتی را تقویت کنم تا مرا برای رساندن به مقصد و هدفم آماده و مهیا کند و این میسر نمی گردد مگر با حضور به موقع و رعایت نظم و انظباط و ادب و همراه شدن با ساختار کنگره و در یک کلام گوش به فرمان راهنما بودن ، در جلسات حاضر شدن ، مشارکت کردن و اعلام سفر نمودن و گوش دادن و مکتوب نمودن سی دی های آموزشی و ... اینها در درجه اول قرار دارند و به تعبیری سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود که همان ساختار آموزشی کنگره می باشد و براستی چقدر من در انجام این قدم موفق هستم .


               رهجویی که به درمان نمی رسد درجه آلودگی حس او خیلی بالاست و وقتی حس او آلوده باشد ، مثل کسی است که چندین دستکش ضخیم به دستش کرده و راهنما اگر ذغال گداخته هم در دست او بگذارد متوجه نمی شود یا حس نمی کند و بعد می پرسد که چرا من موفق نمی شوم و به مقصد نمی رسم ؟! به خاطر این است که به تن حسم دستکش کرده ام ، اگر حس من آلوده باشد قطعا عقل من هم به کار نمی افتد و بالعکس اگر حس من ذره ذره پالایش شود قطعا عقل من هم به کار می افتد . مثل این می ماند که وقتی من چشمم باز شود و نوشته ای را ببیند ، غیر ممکن است که آن نوشته را نخواند .
     
               مسافر و همسفر در قدم اول باید خودش کوله پشتی اش را تهیه کند و این موضوع به حس او ربط دارد ، یعنی باید به ساختار آموزشی کنگره معتقد باشد و یا به عبارتی دیگر در قدم اول باید عملیات کاشت و داشتمان را درست انجام دهیم ، پس اول باید کوله پشتی را بخریم ، بعضی ها کوله را خریده اند اما کوله پاره یا سوراخ است و علتش آن است که همنوا با ساختار آموزشی کنگره نشده ام ، تمامی کسانی که سر خط هستند و حالشان خوب است ، در تمام سطوح زندگی و در خواب و خوراک و لباس پوشیدن و ... شرط اول رعایت این ساختار آموزشی است که نظم و ادب و سپاس گذاری در رآس این ساختار است ...



مسافر منصور غفاری 
مورخ : ۱۳۹۵/۷/۲۱



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.