تبلیغات
⚫⚪⚫کوله پشتی - ره توشه سفر (قسمت بیست سوم)

⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر (قسمت بیست سوم)

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

                مسافر سفر اول رهجوی راه عشق و دانایی است و باید نگاهش به هدف بلند مرتبه باشد .
               تنها خوراک بشر از نقطه انشعاب تا بازگشت به همان نقطه  و تنها چیزی که با انسان می ماند دانایی است . ما تنها می آییم و تنها می رویم مگر آنکه چیزی به نام دانایی همراهمان باشد ، همه نیکی های عالم از جنس دانایی اند  . مثل عشق و محبت ، همین یک فقره اگر همراه انسان باشد در ادامه همه چیز هست .
               وقتی می گوییم راهنما انگشت اشاره است که هم راه و هم چگونگی راه رفتن را نشان می دهد ، راهنما رهجو را مدیون خودش نمی داند ، چون زمانی می تواند به رهجو درس دهد که عاشق رهجو باشد ، نگاه راهنما نگاه انسان سازی است و به جایی رسیده که فقط به خاطر ارزش کار ، تدریس میکند و عاشق کنگره و رهجو و کارش است و می داند همین که به درمان ، تعادل و رهایی رسیده است ، در واقع مزد کارش را از پیش گرفته است .

               هر گونه خارج شدن از برنامه و نافرمانی در سفر اول به هر عنوان برای مسافر منضبط ، مشکل ساز بوده و در صورت تکرار ، عواقب بسیار سخت و دردآوری را برای وی در پی خواهد داشت ، اگر در کنگره نتوانیم در چارچوب قوانین و مقررات حرکت کنیم و یاد بگیریم که با تفکر ، عمل سالم را انجام دهیم پس چنانچه در محیط و بستر کنگره نتوانیم ، دیگر کجا و کی می توانیم با تفکر و اندیشه عمل نموده و به فردی با تجربه و پخته تبدیل شویم .
  
     

               زندگی چیزی نیست به جز همین روزهایی که سپری می شوند ، آیا روزها و تمام زندگی ما غیر از کارها و اموراتی است که ما در طول شبانه روز انجام می دهیم ؟  مثل خوابیدن ، کار کردن ، خرید کردن ، مسافرت و تفریح و استراحت و ورزش و مطالعه و ... پس باید خودمان را به نحوی بشناسیم و به مشکلات و مسائل درونی و نفسانی خویش واقف شده و آنها را باز سازی و اصلاح نماییم .

                فردی یک مشک آب داشت که سوراخ شده بود ، هر روز بر لب جوی رفته و آن را پر آب کرده و باز می گشت ، هر بار موقع بازگشت با وجود تحمل بسیار ، آبی در مشک باقی نمی ماند . مسافری که در سفر خود پس از گذشت ماهها و رفت و آمدهای بسیار ، باز هم دچار مشکل است و سر خط نیست ، باید جست و جو کند و سوراخ مشک خود را یافته و آنرا ترمیم کند .
 
               تمامی ما برای امرار معاش تلاش کرده و با انجام امور و ارتباط بسیار سعی می کنیم تا زندگیمان را تآمین نماییم ، پول درآوردن و لقمه ای نان ، این همه تلاش و زحمت می طلبد ، حال سوال این است که برای رسیدن به درک و فهم و آگاهی و کسب دانایی و ارتقاء جایگاه و دستیابی به صلح و آرامش و حال خوش ، بدون رنج و تلاش و پرداخت بهای آن ، امری شدنی است ؟! اگر هر کسی رسیدن به آرامش و حال خوش را بی بها می داند در جهل مرکب قرار دارد ، هیچ کشتی بدون زحمت بدست نمی آید .

               مسافری که سفر اول را یک وظیفه بسیار مهم ، حیاتی و جامع و کامل نداند و با تمام وجودش گوش به فرمان نباشد ، بداند که عاقبت به خیر نخواهد شد ...


مسافر منصور
مورخ : ۱۳۹۵/۸/۸

             


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.