⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر (قسمت بیست و هفتم)

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد


               ما به عنوان انسانهایی که سخت ترین و بدترین بی آبرویی ها و اهانت ها را در عالم اعتیاد سپری کرده ایم ، دور هم جمع شده ایم و قرار است از سیاه چال اعتیاد بیرون بیاییم و به قول آقای مهندس ( ما با شمشیر چوبی نمی توانیم به جنگ اعتیاد برویم ، سرلوحه کار ما در کنگره آموزش و نظم و انضباط و قدردانی و سپاسگذاری است ودر غیر این صورت در این نبرد پیروز نخواهیم بود .

               کسانی که انروز سر خط نیستند ، اگر به سفر دوم هم برسند و جایگاه خدمتی هم اگر کسب کنند ، تبدیل به خدمتگذارانی می شوند که خدمتشان تنها آزار دیگران است ، کار ما اینجا با اتمام سفر اول تمام نمی شود ، ممکن است فردا فرزند و بستگان من و شما به دام اعتیاد بیفتند و اگر قرار است به جایی بیایند که به آنها کمک شود و در آنجا احساس آرامش داشته باشند ، باید از طریق همین کنگره به سلامتی نزدیک شوند .

    
               رهجوی قطع موادی فاقد برگ و بار ثمره و میوه است بدین معنا که یک روز مواد مصرف می کرده و حالا دیگر آنرا مصرف نمی کند ، تنها تغییرش همین بوده ولی نگاهش عوض نشده و در ادامه به کار نمی آید و در سیاهی اعتیاد باقی می ماند .

               اگر ما در عرصه زندگیمان به توصیه هایی که بزرگتر ها و معلمان به ما می کنند ، عمل کنیم ، خیلی از گرفتاری ها و مصائب و سختی ها دیگر به سراغ ما نمی آیند . تمام بدبختی و مشکلات ما به خاطر همین یک فقره است ، نفهمیدن ، جهل و نا آگاهی و بخاطر همین است که مهندس قبل از بسم ا... می گویند ''پناه می برم به خدا ، از شر جهل و نا آگاهی ،،

               این مسئله که می گویند اعتیاد تنها ۵ درصد مربوط به جسم است و ۹۵ درصد مربوط به روان و جهان بینی است ، از سری جملات وارداتی است که در کنگره رایج شده و یا دیگر اینکه می گویند باید سرت را با سر راهنما عوض کنی که این هم یک اصطلاح وارداتی است و از NGO دیگری به کنگره وارد شده و بعد اینکه آیا می شود انسانی سرش را با سر دیگری عوض کند ! سر هر کسی برای خودش است ، اگر من سرم را با سر راهنمایم عوض کنم ،آمدیم و راهنما سرش را از سر من پس گرفت ، چون راهنما که همیشه با من نیست و بلاخره من مجبورم که با سر خودم زندگی کنم ، منظور این است که من نباید در انتقال علوم کنگره از مبادی جملات ناصحیح و غلط استفاده کنم ، بلکه باید بگویم با چراغ راهنما یا با توصیه و راهنمایی راهنما و اما این جمله که می گویند در اعتیاد مسئله جسمی ۵ درصد است نیز از همین فقره است ، اگر جسم تنها ۵ درصد بود که ما دیگر این همه گرفتاری نداشتیم ، در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر هم که کتاب مادر علوم کنگره است ، در این خصوص بیان شده که اعتیاد در قدم اول '' یعنی در مرحله اول که ۱۱ ماه است '' صد در صد جسمی است ، من اگر جسمم در تعادل نباشد ، خواب و خوراک و آرامش ندارم ، ما می گوییم بعد از اینکه جسمم به تعادل رسید ، دیگر مسئله ی جسمی کمتر از ۵ درصد بار درمان را به دوش می کشد و مثل این است که بگوییم کسی که مثلا دکترا دارد ، نسبت دکترا داشتن به سوادش چند درصد است ؟  وقتی درمان جسمی من به اتمام برسد ، در ادامه راه خودشناسی و در سفر دوم ، آنموقع مسئله جسمی ۵ درصد است و اینهم به خاطر این است که من بعد از سفر اول هم باید به مسائل جسمی خود از قبیل خواب و خوراک و ورزش رسیدگی کنم که اینها همه در جایگاه خودشان اهمیت ۱۰۰ درصد دارند .

               در طول سفر درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ قرار است که جنس نفس و آگاهی من تغییر کند و نادانی ام تبدیل به شعور و انسانیت گردد و اگر این تغییر در من رخ دهد ، دیگر جایی برای مواد مخدر نیست و برای همین است که آقای مهندس می فرمایند '' اگر الان بین مصرف دوباره مواد و طناب دار ، من فقط یک حق انتخاب داشته باشم ، بدون تردید طناب دار را انتخاب می کنم . مطمعن باشیم که اگر این سفر را به درستی طی کنیم و درست و اصولی از جهان اعتیاد بیرون بیاییم ، دیگر برگشت برای ما غیر ممکن است ، به شرطی که درک و شعور و آگاهی من با همدیگر رشد کنند ، جسم در جایگاه خودش بسیار اهمیت دارد و تفکر و جهانبینی مانند دو بال پرواز جسم من هستند که هر دو باید همسان باشند و در تعادل با یکدیگر رشد کنند و کلام آخر اینکه مثلث درمان اعتیاد '''جسم ، روان و جهانبینی ''' به حقیقت باید اضلاع آن ترسیم گردد .




مسافر منصور
مورخ : ۱۳۹۵/۹/۱۴



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.