⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر ( بخش ۳۰ )

 

نوع مطلب :ره توشه سفر ... (کوله پشتی) ،کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

                اگر شما تصور می کنید که وقتی را که برای کنگره می گذارید ، برای کارهای دیگر صرف کنید ، بهره بیشتری خواهید برد ، به خطا رفته اید مگر ما چقدر از زمان خود را صرف کنگره می کنیم !  هفته ای ۹ ساعت یعنی سه تا سه ساعت و اگر بخواهیم خیلی حساب گرانه محاسبه کنیم و دو ساعت را هم برای آماده شدن و رفت و آمدمان در نظر بگیریم ، می شود سه تا پنج ساعت . یعنی در هفته می خواهید ۱۵ ساعت را به سلامت جسم و روان و اندیشه اختصاص بدهید .

               یعنی ۱۵ ساعت برای فونداسیونی که در ادامه شما را تا قیامت تضمین می کند . هرکسی به درون خودش مراجعه کند و ببیند این پانزده ساعت را چگونه سپری می کند ؟ و این جایگاههای خدمتی هستند که بر اساس عملکردمان ما را انتخاب می کنند ، وقتی عملکردها درست باشد ، تمام ارزش ها به طرف ما روانه خواهند شد .



               گاهی اوقات به خاطر فشارهای معیشتی و زندگی از کنگره دور می شویم و ناگزیر هستیم که به آنها بپردازیم ، اما براستی چه کار دیگری می توانیم انجام دهیم ؟ در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر گفته شده است که کنترل نقاط حساس ، منظور فقط کنترول چاکراه جنسی نیست ، می خواهد بگوید که از هر معنایی ، هزار معنای عمیق تر به دست می آید و اینجاست که باید تعادل را نگه داریم ، اگر آن بخش از زندگی بتواند ما را از کنگره جدا کند و با خود ببرد ، یعنی ما باخته ایم و اگر این احساس باختن را نداریم بعبارتی معنای برد و باخت را در زندگی درک نکرده ایم .

               رهجو در کنگره آموزش می گیرد و به پای او زحمات زیادی کشیده می شود و باید با خدمتش به دیگران ، جواب این زحمت ها و محبت ها را پس بدهد . جناب مهندس به راهنما ها می فرمایند برای کنگره رهجو پرورش بدهید ، نه برای خودتان ، باید اعتقاد داشت که اگر راهنمایی کارش را بدرستی انجام دهد نتیجه درست به دست خواهد آمد ، احتیاجی نیست که بدنبال نتیجه گرفتن برویم .  اعتبار از کجا بدست می آید ؟ آیا اعتبار چیزی است که انسان بتواند آنرا کسب کند ؟ اتفاقا این موضوع کسب کردنی نیست ، چون اعتبار از مجموعه صفات و عملکرد ماست که مشخص می کند ، ما چقدر اعتبار داریم اگر درست عمل کنیم اعتبار خودش بوجود خواهد آمد ، راهنما بدنبال این است که بتواند علوم کنگره را بدرستی به رهجو انتقال دهد و این عمل رهجوست که در آینده مشخص می کند که چقدر این علوم را گرفته است .

               همه انسانها تصور می کنند بهترین راه کوتاهترین راه است ، این پیام ، پیام بسیار شگفت انگیزی است ! آیا بهترین راه کوتاهترین راه نیست ؟  بله هست ، اما به شرطی که ما معنای کوتاهترین راه را فهمیده باشیم ، می گویند نزدیک ترین راه برای رسیدن به خداوند کوتاهترین راه است که آن صراط مستقیم است ، مشکل و گرفتاری و شوربختی اینجاست که ما کوتاهترین راه را پر پیچ و خم می بینیم و آنرا نزدیکترین می دانیم به چه معنا ؟ به این معنی که ما روز اولی که به کنگره آمدیم و به ما گفتند سفر اول یازده ما طول خواهد کشید نزد خودمان این زمان را بسیار طولانی می دانستیم ، چون هر جایی که رفته بودیم به ما گفته می شد که طی پنج ، ده یا حداکثر سی یا چهل روز مشکل شما را رفع خواهیم کرد ، هیچ کس نبوده که به ما بگوید که کوتاهترین راه برای درمان اعتیاد همین یازده ماه است ، همه ما و از جمله خود من در طول زمان مصرف مواد مخدرمان چیزهای زیادی مانند پول ، اعتبار و آبرویمان را از دست داده بودیم و به اصطلاح سیلی زیاد خورده بودیم ،  اما اگر من می گفتم حالا که درمان شده ام ، باید چیزهای از دست رفته ام را سریعا بدست بیاورم ، الان اینجا نبودم و به خیال خودم در کوتاهنرین راه بدنبال یافتن آنچه از دست دادم ، بودم .



               آقای مهندس در یکی از سی دی های اخیرشان فرموده اندکه بعضی کارها ، مانند باز کردن درب قفس شیر است ، خیلی راحت باز می شود اما بستن درب آن گاهی اوقات غیر ممکن می شود ، چند ماه می آیید و درست سفر می کنید و سر پله و سر خط هستید ، بعد به یک دلیل نابخردانه می روید و خراب می کنید به طوری که چند ماه طول می کشد که سر خانه اولتان باز گردید ، بعد می آید و می گوید که من فقط یک بی احتیاطی کوچک کرده ام ، چرا تاوان به این بزرگی دارد ؟ مثل اینکه زمانی که با ۱۲۰ کیلومتر سرعت در جاده مشغول رانندگی هستید ، اگر یک ثانیه چشمتان را ببندید برابر با مرگتان خواهد بود حال اگر تصور می کنید که آن یک ثانیه چشم بستن ، خطای کوچکی است پس خطا را نشناخته اید ، اگر این خطا را خطای کوچکی می دانید برای این است که صورت مسئله را نشناخته اید .

               انسان عاقل کسی است که بر اساس توانش و شرایطش بهترین بهره را از زمان حال ببرد ، بدون فشار و با برنامه ریزی که از پس انجام آنها برآید و پس از انجام عاقلانه کارها می بیند که چقدر حالش بهتر است . وقتی که مسافری خراب می کند از نظر راهنما یک یا دو سه ماه عقب افتادن شاید اشکالی نداشته باشد ، اما در صورتی که رهجو در جهت جبران اشتباهش حرکت کند و سعی کند مسئولیت هایی را که بر عهده دارد را به بهترین نحو انجام دهد ...




مسافر منصور
مورخ ۹۵/۱۰/۱۵



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.