تبلیغات
⚫⚪⚫کوله پشتی - جشن اولین سال رهایی مسافر احمد

⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

جشن اولین سال رهایی مسافر احمد

 

نوع مطلب :مراسم(تولد،جشن و......) ،

نوشته شده توسط:احمد


                «بنام قدرت مطلق الله»

اولین جلسه از دور سی و دوم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و هم‌سفران، روزهای پنج‌شنبه با استادی آقای منصور غفاری، نگهبانی موقت مسافر محمد و دبیری مسافر داوود و با دستور جلسه «الهام از رمضان» در تاریخ 1396/02/28 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

در این جلسه تولد اولین سال رهایی مسافر احمد، رهجوی کمک راهنمای محترم آقای منصور غفاری را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم.

 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، منصور هستم یک مسافر



خیلی خوشحالم امروز در خدمت شما عزیزان هستم و این توفیق را ارج می‌نهم و خدا را سپاس گذارم. دستور جلسه امروز الهام از ماه رمضان است و جشن تولد یک‌سالگی آقای احمد را به‌اتفاق هم جشن می‌گیریم. در این دستور جلسه می‌خواهیم کمی به اهمیت موضوع ماه رمضان پی ببریم و به نظر من ماه مبارک رمضان بهار کنگره است. به‌عنوان یک رهجو در این سیستم و تشکیلات باید بدانیم برای چه ما در کنگره 60 ماه مبارک رمضان را جشن می‌گیریم؟ عزیزان تازه‌وارد بد نیست بدانند که روش درمانی که توسط آقای مهندس دژاکام کشف و ابداع‌شده است، الگو و نطفه‌اش در ماه مبارک رمضان بسته‌شده است به شهادت و گواهی کتاب 60 درجه که در آن خود آقای مهندس عنوان کرده‌اند که یک روز به این نتیجه رسیدند که به مصرف موادشان سروسامان بدهند و برای آن برنامه‌ای داشته باشند. در ماه مبارک رمضان ایشان روزه می‌گرفتند ولی موادشان را هم مصرف می‌کردند؛ ایشان وعده‌های مصرفی خود را منظم کردند، از سحر تا افطار و بدون اینکه متوجه بشوند که عاقبت این کار چه خواهد شد و الآن هم ایشان هنوز می‌فرمایند من اصلاً به فکر درمان اعتیاد نبودم و این نطفه سر از کجا درآورد و یواش‌یواش ایشان وعده‌ها را کم کردند و حذف کردند و به نتایج بسیار عالی رسیدند که در ادامه راه با حرکت راه برای ایشان نمایان شد و روش DST کشف شد و به همین منظور ما این ماه را در کنگره 60 جشن می‌گیریم.

در بعد دیگر ما باید این موضوع بدانیم ارتباطی که روش درمانی با ماه مبارک رمضان دارد چیست. ما الآن روزه مواد می‌گیرم ولی خودمان متوجه نیستیم و در فاصله بین وعده‌ها اجازه نداریم دارو و مواد مصرف کنیم و این خودبه‌خود روزه مواد مخدر است که به‌مراتب از روزه اطعمه و اشربه سخت‌تر است. ارتباطی که ماه رمضان با روش درمانی دارد جدای مسئله عبادی، مهم‌ترینش بازسازی سیستم ایکس است. کسی که توانایی روزه گرفتن را دارد بدون اینکه فشار زیادی به او وارد شود این را بداند که سیستم ایکسش درست کار می‌کند و این یک تست رایگان است و نیاز به هیچ هزینه‌ای ندارد و ما سیستم جسم خود را با عملیات تیپرینگ احیا و بازسازی می‌کنیم و در حقیقت یک نوع روزه می‌گیریم و ممکن است فرد در طول سال در اثر بدخوری، بدخوابی، استرس‌ها و فشارهای روحی و روانی و ... سیستم ایکس خود را تخریب کرده است و عملکرد آن را کاهش داده است ولی زمانی که در ماه مبارک رمضان روزه می‌گیرد این سیستم مجدداً به حالت تعادل اولیه خود بازمی‌گردد. سیستم بیو شیمی و عصبی و گوارشی انسان با روزه گرفتن و پرهیز از پرخوری و حذف میان وعده‌ها در یک آرامشی به سر می‌برد و این ترمیم و بازسازی در طول این یک ماه انجام می‌شود که این هم از برکات دیگر ماه رمضان است.



از برکات دیگر ماه رمضان در کنگره 60 این است که ما در طول ماه رمضان افطاری می‌دهیم. امواجی که از ما ساطع می‌شود را هیچ‌کس نمی‌بیند ولی خودمان متوجه می‌شویم و القائات و الهامات مثبت و حس مشترکی که در اثر جمع شدن دورهم به وجود می‌آید و سر یک سفره می‌نشینیم بسیار لذت‌بخش است و محبت ما نسبت به یکدیگر صدچندان می‌شود و گل‌ریزان انجام می‌شود و خودمان هزینه‌های آن را تأمین می‌کنیم و مازاد آن به‌حساب زمین واریز می‌شود و خیر کثیر آن به خودمان بازمی‌گردد و باعث می‌شود که پایه‌های مالی قوی‌تر شده و کارهای بزرگی در شعبه انجام بشود، این هم یکی از فواید ماه مبارک رمضان است. پس درمجموع ما به این دلایل ماه رمضان را جشن می‌گیریم و فلسفه آن این موضوعات است.

صحبت‌های استاد جلسه درباره مسافر احمد:



مسئله بعدی تولد یک‌سالگی مسافر احمد است. اگر رهجویی به‌درستی به وظایفش عمل بکند قطعاً موفق خواهد شد و قطعاً تولدهایش را هم جشن می‌گیرد و برای رهایی‌اش ارزش قائل می‌شود ولی یک شرط اساسی دارد که بسیار مهم است، ما اگر دانه‌ای در دل خاک می‌کاریم این دانه خودش باید از دل خاک و تاریکی و سیاهی سنگ‌ها را بشکافد و بیرون بزند. این درخت پوسیده و فرسوده و موریانه خورده خودش باید در کنارش جوانه بزند و در غیر این صورت محال است که از تاریکی خارج شود، کمک و همیاری دیگران شرط است ولی اندازه دارد. تا من خودم نخواهم قادر نیستم که از سیاهی بیرون بیایم. اگر ما خاک‌ها و سنگ‌ها را از سر راه دانه‌ای که کاشتیم کنار بزنیم غیرممکن است که آن دانه تبدیل به نهالی بشود و محصول بدهد و خراب و خشک می‌شود و یا می‌پوسد، خودش باید بیرون بیاید و راه خودش را باز کند. مسئولیت درمان هرکدام از ما بر عهده خودمان است. احمد یکی از کسانی بود که کاملاً مسئولیت درمان خود را پذیرفت. رهجوی فرمان‌بردار و مطیعی بود و من به جرات میگویم که به 95 درصد وظایفش عمل می‌کرد. به‌موقع می‌آمد و می‌رفت و غیبت نداشت و آنچه من از او می‌خواستم را به‌عنوان راهنما انجام می‌داد و نتیجه آن این بود که سفر بسیار خوبی داشت و به رهایی رسید و خدمتگزار شد که این بسیار مهم است. راهنما نیرو پرورش می‌دهد که در این تشکیلات خدمت کند و یک‌گوشه کار را بگیرد و انسان و استاد پرورش می‌دهد و این سیستم به تک‌تک ما نیازمند است و دنیا به ما نیازمند است و ما این موضوع را شوخی می‌گیریم.

من به احمد عزیز تبریک میگویم، به اعضای خانواده‌اش، مبارکش باشد و امیدوارم حافظ این ارزشی که به دست آورده است باشد. ان شا الله آرزو می‌کنم در آزمون کمک راهنمایی هم موفق باشد و با نمره قبولی قابل‌قبول لژیون تشکیل بدهد و ببینیم زحمتی که این سیستم برایش کشیده است نتیجه داده است و این دانه تبدیل به یک درخت تنومند شده است و میوه و سایه‌بان می‌دهد و کسانی از آن استفاده می‌کنند. برای همه سفر اولی‌ها هم‌آرزو می‌کنم که سفر خوبی داشته باشند و به رهایی و درمان برسند و شاهد تولدهایشان باشیم.

از اینکه به صحبت‌های من توجه نمودید تشکر می‌کنم.



اعلام سفر مسافر احمد:



آنتی ایکس مصرف اپیوم با متد DST و داروی OT، مدت سفر اول 11 ماه 13 روز باراهنمایی آقای منصور غفاری، رهایی13 ماه.

آنتی ایکس سیگار با متد DST و آدامس نیکولایف باراهنمایی آقای بهنام نوری، رهایی 1 سال.

 

آرزوی مسافر احمد:



آرزویی که من همیشه در تک‌تک جلساتی که حضور داشتم و در فرصت دعاهایی که داشتم این بوده است که خداوند به خودم و همه انسان‌ها آگاهی بدهد.

 

صحبت‌های مسافر احمد:



تشکر می‌کنم از حضور دوستان و خدا را شکر می‌کنم که در این جمع صمیمی حضور دارم و همچنین تشکر می‌کنم از خدا بابت اینکه با کنگره آشنا شدم. اما در تولدها نیاز است که تجربه خودم را بگویم تا حداقل یک نفر از این تجربه من استفاده کند. من اعتیاد خودم را با مصرف قرص شروع کردم و با شیب شدیدی مصرف قرص خودم را بالا بردم و متأسفانه تخریب زیادی را متحمل شدم و این تخریب تا جایی رسید که من حدود ده سال خوابم به هم‌ریخت و از نعمت خواب محروم بودم و به‌واسطه این به‌هم‌ریختگی خواب، من چندین سال آزار دیدم. من قرص را بعد از حدود دو سال کنار گذاشتم ولی بعد از دو سال متوجه شدم که من یک مشکلی دارم و با اولین اتفاق من جذب مصرف مواد مخدر شدم و مصرف مواد من را به فرهنگ اعتیاد سابقم برد؛ که ترک سقوط آزاد قرص من چیزی را درست نکرده بود فقط یک مدت به من فراغت داده بود تا مجدداً با یک اعتیاد سنگین‌تر به اعتیاد سلام کنم. در تصویر شماره سه کتاب تصویر یک جوانه را می‌بینیم که چیزی نیست جز حال‌وروز مسافری که با مصرف مواد وارد کنگره می‌شود و من دقیقاً این موضوع را باپوست و گوشت و استخوان خودم درک کردم. من وقتی خودم، خودم را در آینه می‌بینم نمی‌شناسم و میگویم احمد قبل از سفر کی بوده است و من کی هستم چون فوق‌العاده آدم بی‌نظمی بودم و به‌واسطه مصرف مواد بی‌نظمی من چند برابر شده بود و اصلاً نمی‌توانستم با خودم قراری را بگذارم و روی قرار خود بایستم و این جوانه واقعاً در کنگره شکل می‌گیرد و در کنگره هیچ بهانه‌ای برای یک مصرف‌کننده وجود ندارد که بگوید نمی‌شود. من فقط خودم را قبول داشتم و مرتب می‌خواستم از کنگره ایراد بگیرم ولی در بحث آموزش‌های کنگره دیدم که نمی‌شود و درحرکت خودم، خودم را تغییر دادم. خداوند را شکر می‌کنم که در سفر اولم ثابت‌قدم بودم. در سفر اول سعی کردم هر دستوری که راهنما می‌دهد را انجام بدهم حتی اگر نمی‌دانستم عاقبت آن چیست و فقط می‌گفتم چشم و در انتهای سفر متوجه شدم که این چشم گفتن من چیزی جز چشم گفتن به خودم نبوده است.

از راهنمایم آقای غفاری جا دارد تشکر کنم. ایشان برای تک‌تک لحظه‌های یک رهجو برنامه داشتند و این خصوصیت لژیون ایشان بود. مستقیماً نمی‌گفتند که کار و مسائل دیگر را چکار کنیم ولی با آموزش‌هایی که می‌دادند برای تک‌تک لحظه‌های زندگی من برنامه داشتند. من از اواسط سفرم نشده است که چیزی را به خودم قول بدهم و آن را انجام ندهم و این رفتار درگذشته برای من آرزو بود و به این دلیل میگویم که خودم را نمی‌شناسم و من این عمل عظیم را با تمام وجود خودم درک کرده‌ام.

من یک خاطره دارم که می‌خواهم آن را برای شما بگویم، در اوایل سفر دوم بودم و در کشمکش اینکه آیا در کنگره بمانم یا بروم و راغب به ماندن در کنگره نبودم. یک روز داخل نشریات بودم و دیدم که یک تازه‌وارد برای دریافت پکیج نشریات آمده است که تقریباً هم سن و سال خودم بود و در صورتش نگاه کردم و خودم را دیدم با همان تخریب‌های وحشتناک و خواب به‌هم‌ریخته و مادرم را دیدم که جلوی من آب می‌شود و بدبختی‌های من را تحمل می‌کند و واقعاً فهمیدم که اگر یک نفر بتواند به یک نفر مثل خود من کمک کند چه جایگاهی دارد و به خودم گفتم احمد هر طور شده حتی با تی زدن و یا هرکاری کمک کن تا یک نفر از این شرایط خارج بشود و به یک خانواده و حتی جامعه کمک کن و من حرکت کردم و در جایگاه‌های خدمتی قرار گرفتم و در سفر دوم به من پیشنهاد خدمت در واحد داده شد که باجان و دل پذیرفتم و واقعاً فهمیدم که چرا میگویند تکامل در جمع صورت می‌گیرد و خدمت لحظه‌به‌لحظه به آدم کمک می‌کند و من لحظه‌لحظه خدا را شکر از خدمتم استفاده کردم و سعی کردم قدر آن را بدانم.

در آخر مجدداً از راهنمای عزیزم آقای منصور که لحظه‌لحظه زندگی‌ام را مدیون دستان مهربان ایشان هستم تشکر می‌کنم. در این جامعه‌ای که عصا را از کور می‌دزدند چطور می‌شود یک نفر این‌قدر دلسوز من باشد و تمام‌وقتش را برای من بگذارد و من مدیون ایشان هستم و امیدوارم در عمل سپاس گذار ایشان باشم و همیشه خودم را در محضر ایشان ببینم و همه کارهایم به صلاح ایشان و کنگره باشد. همچنین از آقای بهنام نوری راهنمای لژیون ویلیام وایت خودم تشکر می‌کنم. من کاملاً موازی با سفر اول خودم سفر سیگار خودم را هم سه ماه بعد شروع کردم که خیلی به من کمک کرد و این دو لازم و ملزوم هم شدند و دستان ایشان را می‌بوسم و ایشان هم کمک زیادی در طول سفر به من کردند و در آخر هم از تمام سیستم کنگره 60 و تمامی خدمتگزاران و همه شما که مثل برادران و خواهران من هستید تشکر می‌کنم چون پیوند ما پیوند محبت است.








       و در ادامه مراسم تقدیر بعمل آمد:     



 

















      
                 مرزبان کشیک گروه مسافران '' مسافر رضا  ''



                  مرزبان کشیک گروه همسفران '' همسفر صبا ''       
      


                 ادامه تصاویر این روز زیبا ...














            


   عکاسی با دوست خوبم آقای عباس راهزانی و تایپ و تنظیم هم  به دست دوست عزیز آقا سجاد انجام شد

                 در آخر به رسم ادب دستان آقای منصور رو می بوسم که این روز مدیون زحمات ایشون بوده و از کلیه خدمت گذاران صدیق کنگره ۶۰ جا داره تشکر کنم و آرزو دارم که هر کس خواسته معقولی داره بی درنگ به سمت اون حرکت کنه .

                 البته هیچ وقت فراموش نمی کنم زحمت برادرای هم لژیونیم رو که واقعا زحمت کشیدن و سالن رو به نحو احسن اداره و مرتب کردن تا لذت این روز چند برابر بشه به امید حق توفیقی بشه در مراسم تولد باقی دوستان به عمل جبران کنم لطف همه رو .


                                                                        به امید حضور بقیه دوستان در این جایگاه .
مورخ ۱۳۹۶/۲/۳۱