تبلیغات
⚫⚪⚫کوله پشتی - ره توشه سفر ( بخش ۴۵ )

⚫⚪⚫کوله پشتی

سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می شود ...

 

ره توشه سفر ( بخش ۴۵ )

 

نوع مطلب :کارگاه آموزشی مجازی ،

نوشته شده توسط:احمد

 
                گاهی ما در درون خود به مسائلی فکر می کنیم اما باید بدانیم که سیستم تزکیه و پالایش و سیستم تفکر در انسان هرگز به صورت یکباره اتفاق نمی افتد . فردی که در زندگی دو جلد کتاب هم نخوانده ، نمی تواند به یکباره تبدیل به یک فیلسوف شود ، اما برای کسی که شاید تفکرش هنوز خیلی قدرتمند نشده طبق وادی اول می تواند از نظر مشورتی سایر اعضا که قطعا کسی جز راهنما نیست بهره بگیرد . راهنما بهترین الگو و مشاور برای آموزش و نشان دادن راه می باشد به ویژه برای کسانی که هنوز به تعادل لازم برای اندیشیدن درباره همه مسائل نرسیده اند، گاهی راه پیدا کردن به یک موضع کوچک ، خودش را بسیار بزرگ جلوه می دهد ، اما راهنما در موضوع بالاتری قرار دارد و بر اساس تجربه و دانش خود به خوبی می تواند ما را راهنمایی کند ، بنابراین هیچوقت و هرگز از مشورت با راهنمای خود غافل نشوید .



               رهجو و یا مسافر و همسفر همواره با انبوهی از تفکرات ، خواسته ها و اعمالی در حال سفر می باشد ، تمام مکتوبات کنگره به اینها متصل است ، یعنی اگر ما به درک و فهم و شعور زندگی کردن ، قبول مسئولیت و انجام وظایفمان را یاد گرفتیم ، چیزهای دیگر را هم اگر قرار باشد یاد بگیریم و بفهمیم ، می فهمیم ، اگر قرار باشد بفهمید ، زمانش که برسد می فهمید و برای این است که جناب مهندس می فرمایند '' شاگرد که مهیا باشد ، استاد خودش خواهد آمد '' آیا ما می توانیم به یک کودک دبستانی ، فیزیک هسته ای و یا ... یاد بدهیم ؟ اگر بهترین استادهای دنیا جمع شوند هم نمی توانند ، چون هنوز زمانش نرسیده است و ما وقتی این قضیه را بفهمیم ، کارمان راحت خواهد شد .
نوع نگرش و نگاه ما به کاری که در کنگره انجام می دهیم ، فوق العاده تعیین کننده و حائز اهمیت است ، حیات و ممات همه ما در گروی زاویه دید و چگونه دیدن ماست ، ما دیگر دائم فکرمان درگیر دوز دارو و زمان خوردن آن نباید باشد ، مگر ما چقدر در طول روز به غذایی که می خوریم فکر می کنیم !! قضیه خوردن دارو در کنگره هم همین گونه است ، ما باید به جایی برسیم که درمان دارویی برایمان ، ماننده پزشک حاذقی خواهد شد که به محض دیدن علائم بیماری ، نسخه اش را می نویسد ، یعنی کاملا به یک مسئله حاشیه ای برای ما تبدیل شود ، وقتی پزشک به شما دارویی میدهد ، چقدر به این فکر می کنید که این دارو را کی بخورم و چگونه بخورم و یا این دارو پس از خوردن چگونه در بدن من کار می کند ؟! طبق دستور دارو می خورید و بهبود می یابید ، بحث دارو نیز در کنگره همینگونه است ، اگر در کنگره راجع به سیستم ایکس و فیزیولوژی اعتیاد صحبت می شود ، برای این است که هر کدام از ماها باید در این زمینه تبدیل به یک دکتر شویم ، اگر قرار نبود که حاذق شوید ، ما به این آموزش ها نیازی نداشتیم ،  این آموزشها برای این می باشد که قرار است شما در آینده به جایگاه راهنمایی برسید و با دانستن این مطلب به دیگر انسان ها کمک کنید و بدون آموزش دیدن ، قادر به کمک کسی نیستید .



ذهن و نگاه مسافر به مسئله درمان دارویی باید ماننده آدمی باشد که نیاز فیزیولوژی او این است که این دارو به او برسد تا سیستم بیو شیمی اش به تعادل نزدیک شود . نگاهی که تمام مشکلاتش را از چشم دارو یا جسم ببیند ، نگاه افیونی است ، مانند آدمی که تمام خوشبختی و بدبختی در زندگی اش را بر پایه و اساس پول بداند ، این نگاه ، نگاهی بیمار گونه است که ما را از تعادل خارج می کند ، پس بدانیم که حیات و ممات ما در گرو درجه شعور و آموزش دیدگی ما و میزان تفکر و عملکرد و مسئولیت پذیری ما می باشد ...



مسافر منصور
۹۶/۶/۲۰